تصاویر باجناق رهبر شهید و سخنانش درباره سید مجتبی و بشری خامنه‌ای
تصاویر باجناق رهبر شهید و سخنانش درباره سید مجتبی و بشری خامنه‌ای



باجناق رهبر شهید کیست و درباره ایشان چه گفته است؟

حاج محمود عباس زاده پهلوان، که به عنوان باجناق رهبر شهید سید علی خامنه‌ای شناخته می‌شود، در گفتگویی با روزنامه خراسان به نکاتی از ساده زیستی و زندگی شخصی ایشان اشاره کرد و از روابط نزدیک خانوادگی‌شان سخن گفت. در ادامه، بخش‌هایی از این گفتگو که در نمناک منتشر شده است، به صورت گزیده ارائه می‌شود.

حاج محمود پهلوانی

حاج محمود در آغاز صحبت‌های خود بیان می‌کند:

«هشت سال پس از اینکه «آقا» به عنوان داماد دوم خانواده مرحوم حاج آقا خجسته درآمدم، شناخت کلی از ایشان داشتم چرا که پای منبرهای ایشان، مرحوم آقای طبسی و شهید هاشمی نژاد نشسته بودم. اما نخستین بار در مراسم معارفه قبل از عقد، ایشان به طور مستقیم با من صحبت کردند.

سال ۱۳۵۱ بود که رسماً داماد این خانواده شدم و در واقع باجناق آقا گشتم. در ابتدا آقا من را «آقای پهلوانی» صدا می‌زدند اما تا سال ۶۱ که به مکه مشرف شدم، بعد از آن به من می‌گفتند حاج محمود.»

اشاره حاج محمود به نقش سید مجتبی خامنه‌ای

«آقا مجتبی نسبت به برادر بزرگ‌تر خود بیشتر پیگیر امور دفتر بودند و ما نیز هنگامی که می‌خواستیم مشکلات مردم یا مواردی را مطرح کنیم، بیش‌تر با آقا مجتبی در میان می‌گذاشتیم. ایشان همیشه با دقت به مسائل گوش می‌دادند و پیگیری‌های لازم را انجام می‌دادند و گاهی نیز نتیجه این پیگیری‌ها را به ما اطلاع می‌دادند.»

تعریف و تمجید از بشری دختر رهبر شهید

در بخش دیگری از صحبت‌های حاج محمود آمده است:

«فرش اتاق کار آقا همان فرشی بود که مربوط به جهیزیه همسرشان بود و در طول این سال‌ها بخش‌هایی از آن نخ‌نما شده بود. سایر قسمت‌های دفتر نیز موکت شده و بسیار ساده بود. آقا به هیچ عنوان اهل تجمل و استفاده از امکانات ویژه نبودند و همیشه به ما نیز توصیه می‌کردند؛ مثلاً می‌فرمودند ساختمان را محکم بسازید اما در آن تجملات به کار نبرید.

این سبک زندگی ساده در زندگی فرزندان ایشان نیز دیده می‌شد. به یاد دارم اوایل ازدواج بشری خانم، من و همسرم مهمان منزلشان در قم بودیم. زندگی و خانه‌ای بسیار ساده داشتند. همسرم در آشپزخانه به بشری خانم گفته بود چرا فلان وسیله معمول آشپزخانه را تهیه نکردید. بشری خانم پاسخ داد که خودم این وسایل را نمی‌خواستم و زندگی من و همسرم، زندگی طلبگی است.»