در حالی که به نخستین ماه از سال ۱۴۰۵ پا گذاشته ایم، بازار فیلترشکن و ابزارهای عبور از محدودیت در ایران دیگر یک اقتصاد زیرزمینی کوچک نیست؛ به غولی مالی تبدیل شده که مستقیما بر معیشت خانوارها سایه انداخته است. بررسی دادههای آماری نشان میدهد جامعه ایرانی در یک سال گذشته نه با یک تورم معمول، بلکه با یک گسست اقتصادی تمام عیار در حوزه فناوری روبرو شده است.
فروردین ۱۴۰۴؛ بازاری که هنوز نفس میکشید
در بازه اسفند ۱۴۰۳ تا فروردین ۱۴۰۴، بازار با وجود نوسان، هنوز در لایه های مختلف جامعه نفوذ داشت. پروتکل های V2Ray و کانفیگ های تلگرامی نبض بازار را در دست داشتند. بسته های ۱۵ تا ۲۰ گیگابایتی بین ۸۰ تا ۱۲۰ هزار تومان عرضه میشد و بستهه ای ۵۰ گیگابایتی حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان. کاربران حرفه ای و تریدرها برای IP ثابت از ۳۰۰ هزار تومان به بالا میپرداختند و پکیجه ای سالانه تجاری تا سقف ۱٫۲ میلیون تومان معامله میشد. در همان دوره، مرکز پژوهش ها گردش مالی این بازار را ۲۵ هزار میلیارد تومان برآورد کرد که ناشی از میانگین هزینه ماهانه ۱۵۰ هزار تومانی هر کاربر بود. نخستین نشانه های کوچ به سمت استارلینک نیز در همین مقطع پدیدار شد.
فروردین ۱۴۰۵؛ تورم ۲۰۰۰ درصدی
امروز ارقام به سطحی رسیده که دسترسی به اینترنت آزاد را به کالایی فوقل وکس تبدیل کرده است. بسته ۱۰ گیگابایتی که سال گذشته ۲۰۰ هزار تومان بود، اکنون ۵ میلیون تومان قیمت دارد؛ رشدی ۲۴۰۰ درصدی. بستههای ۵ و ۳ گیگابایتی و اشتراک های ماهانه نیز همگی با جهشی نزدیک به ۱۹۰۰ درصد، به ترتیب به ۳ میلیون و ۲ میلیون تومان رسیدهاند.
اینترنت در برابر سفره خانوار
این جهش میانگین ۲۰۰۰ درصدی لایه های زیرین زندگی اجتماعی را دگرگون کرده است. هزینه یک بسته ۱۰ گیگابایتی اکنون با قیمت ۵ کیلوگرم گوشت قرمز یا ۱۰ عدد مرغ برابری میکند. پرداخت ۳ میلیون تومان برای یک اشتراک ماهانه، ۳۰ تا ۳۵ درصد از حقوق یک نیروی کار را میبلعد. با قیمتهای فعلی، تماشای یک ویدیوی یک دقیق های حدود ۲۵ هزار تومان هزینه پنهان دارد و همین موضوع پدیده ای به نام اضطراب مصرف را در جامعه نهادینه کرده است.
شکاف طبقاتی و بحران مشاغل
بازار فیلترشکن از فاز دور زدن محدودیت به فاز جداکننده طبقاتی رسیده است. پلتفرم های تصویرمحور مانند اینستاگرام و یوتیوب عملا در اختیار دهک های بالای اقتصادی قرار گرفته اند، در حالی که طبقه متوسط به ناچار به محتوای متنی و آفلاین پناه برده است. فریلنسرهایی که درآمد ریالی دارند شاهد بلعیده شدن بخش بزرگی از درآمد خود توسط هزینههای اتصال هستند و سودآوری بسیاری از پروژه ها به صفر رسیده است.
بازار فیلترشکن در ایران از یک اقتصاد خاکستری به یک سد ساختاری تبدیل شده است. وقتی هزینه ۱۰ گیگابایت ترافیک با سبد پروتئین ماهانه یک خانواده برابری میکند، دیگر سخن از اختلال فنی نیست؛ سخن از قرنطینهای دیجیتال است که شکاف آگاهی و انزوای اجتماعی را به عمیقترین سطح خود در دهه های اخیر رسانده است.
