واکنش ها به درگذشت بهرام بیضایی و بازگشت بحث های قدیمی
با انتشار خبر درگذشت بهرام بیضایی، موج گستردهای از واکنشها در رسانه ها و شبکهه ای اجتماعی شکل گرفت. بسیاری از کاربران، هنرمندان و جریان های فکری مختلف، ضمن یادآوری جایگاه بی بدیل این چهره فرهنگی، بار دیگر موضوعاتی مانند سانسور، مهاجرت و ممنوع الفعالیتی هنرمندان را به صدر بحث ها بازگرداندند.
بیضایی؛ یکی از ستون های فرهنگ و هنر ایران
بهرام بیضایی از مهمترین و تاثیرگذارترین چهره های تاریخ معاصر فرهنگ و هنر ایران به شمار میرفت؛ هنرمندی که آثارش در سینما، تئاتر و ادبیات نمایشی، نقش پررنگی در شکل گیری جریان روشنفکری هنری ایران داشت. طبیعی است که مرگ چنین شخصیتی، زمینه ساز باز شدن دوباره زخم های کهنه و پرسش های بیپاسخ گذشته شود.
رسانه ها و روایتی بحث برانگیز
در میان واکنشها، برخی رسانه ها با طرح ادعاهایی تازه، مسیر بحث را به سمت چهره هایی دیگر سوق دادند. یکی از این روایتها، به ادعایی درباره نقش بهروز وثوقی در محدود شدن فعالیت برخی هنرمندان بازمیگردد؛ ادعایی که پیشتر نیز در مورد گوگوش مطرح شده بود و حالا نام بهرام بیضایی را نیز در کنار آن قرار داده است.
از گوگوش تا بیضایی؛ تکرار یک روایت عجیب
بهت ازگی نقل قولی از فائقه آتشین (گوگوش) منتشر شده که در آن، مخالفت بهروز وثوقی با فعالیت حرفه ای او مطرح شده است. همین اظهارنظر باعث شد برخی رسانهها، توقف فعالیت هنری گوگوش را نه به ساختارهای رسمی، بلکه به مخالفت یک فرد نسبت دهند. حالا این پرسش مطرح میشود که آیا میتوان چنین الگویی را به بهرام بیضایی نیز تعمیم داد؟
مهاجرت هنرمندان؛ مسئلها ی فراتر از یک نام
واقعیت آن است که بهرام بیضایی، مانند بسیاری دیگر از چهرههای شاخص سینما و فرهنگ ایران، سالها پیش از کشور مهاجرت کرد. پرسش اصلی همچنان پابرجاست: چرا هنرمندانی که دلبستگی عمیقی به ایران داشتند، ناچار به ترک وطن شدند؟ آیا میتوان این تصمیم ها را به یک فرد یا یک نام خاص نسبت داد؟
تجربه های مشابه؛ از تقوایی تا نادری
مرور سرنوشت هنرمندانی مانند ناصر تقوایی، امیر نادری و دیگران نشان میدهد که مسئله ممنوع الفعالیتی و مهاجرت، پدیده ای گسترده تر و ساختاریتر از آن است که به یک شخص تقلیل داده شود. بسیاری از این هنرمندان، با وجود جایگاه جهانی، سالها امکان فعالیت در داخل کشور را نداشتند.
یادآوری آثار پس از مرگ؛ عادتی تکرارشونده
پس از درگذشت این چهره ها، تازه برخی رسانه ها به نقش و سهم واقعی آنها در آثار ماندگار سینمای ایران اشاره میکنند؛ از جمله یادآوری فیلمنامه «روز واقعه» که به قلم بهرام بیضایی نوشته شده بود. اتفاقی که پیشتر نیز پس از درگذشت ناصر تقوایی تکرار شده بود.
پرسشی که همچنان بی پاسخ مانده است
در نهایت، آنچه باقی میماند، پرسشی اساسی است: چه عواملی باعث شدند سرمایه های فرهنگی ایران یا کشور را ترک کنند یا سالها از فعالیت بازبمانند؟ پاسخ به این سؤال، نیازمند نگاهی فراتر از روایت های سادهانگارانه و شخص محور است؛ نگاهی که ساختارها، سیاستها و شرایط زمانه را نیز در نظر بگیرد.
