6عصر: از زمان پخش سریال «پدرسالار» ۳۱ سال میگذرد، اما این مجموعه تلویزیونی همچنان حرفهای تازهای برای گفتن دارد، بهخصوص وقتی موضوع رابطه میان اسداللهخان و آذر، یعنی پدرشوهر و عروس داستان، دوباره مطرح میشود.

در آن دوران، شخصیت آذر که توسط کمند امیرسلیمانی بازی میشد، برای بسیاری از بینندگان نماینده «عروس یاغی» بود؛ زنی که حاضر نبود قواعد و دستورات اسداللهخان را بپذیرد و برخلاف خواسته او، به دنبال داشتن زندگی مستقل خود بود. در مقابل، اسداللهخان مردی سنتی و مقتدر بود که از دیدگاه خودش برای خانواده دلسوزی میکرد و اعتقاد داشت تمامی فرزندان باید در کنار او و در یک خانه زندگی کنند.
بچهها ظاهراً سکوت کرده بودند، اما لزوماً از این سبک زندگی رضایت نداشتند. اما آذر برخلاف آنها سکوت نکرد و همین موضوع باعث شکلگیری درگیری اصلی داستان شد؛ نبرد زنی که استقلال میخواست با مردی که فکر میکرد حفظ خانواده یعنی گرفتن تصمیم برای همه اعضای آن.
واکنشها نسبت به این شخصیت در زمان پخش سریال بسیار جالب بود. بعضی از مخاطبان آنقدر از آذر خشمگین بودند که سالها بعد روایتهایی درباره واکنشهای تند مردم نسبت به نقش او منتشر شد؛ حتی گفته شده بود یک راننده قصد داشته کمند امیرسلیمانی را به خاطر ایفای این نقش با خودرو زیر بگیرد. ناصر هاشمی، بازیگر نقش همسر آذر، نیز بعدها درباره واکنشهایی که در آن زمان دریافت میکرد، صحبت کرد و گفت که بعضی مردم به او نصیحت میکردند که چرا مقابل خواستههای همسرش نمیایستد.
اما اکنون، پس از گذشت بیش از سه دهه، نگاه بخش قابلتوجهی از مخاطبان تغییر کرده است. چیزی که آن زمان بهعنوان «لجبازی»، «سرکشی» یا بیاحترامی به بزرگتر دیده میشد، امروز برای بسیاری تلاش برای استقلال و تعیین حد و مرز در زندگی مشترک محسوب میشود.

جذابیت سریال «پدرسالار» دقیقاً در همین نکته است؛ مجموعهای که بدون آنکه مستقیماً درباره تغییرات اجتماعی صحبت کند، پس از ۳۱ سال نشان میدهد که نگاه جامعه به برخی مسائل تا چه حد تغییر کرده است.
آذر شاید امروز دیگر آن «عروس بد» سالهای گذشته نباشد؛ او زنی است که زودتر از بسیاری از اطرافیانش درک کرده بود زندگی مشترک به معنای زندگی زیر سایه خانواده همسر نیست. او اولین کسی بود که در آن خانه بلند گفت: «من زندگی خودم را میخواهم» و به همین دلیل تا مدتها به عنوان مقصر اصلی داستان شناخته میشد.
شاید یکی از دلایل ماندگاری شخصیت آذر همین باشد؛ کسی که تابو را میشکند، معمولاً اولین کسی است که بابت شکستن آن هزینه میدهد. وقتی همه به یک وضعیت عادت کردهاند، کسی که برای اولین بار میگوید «این درست نیست» طبیعی است که بیشتر از دیگران به چشم بیاید و حتی به عنوان شخصیت منفی شناخته شود.
اما با گذشت زمان و تغییر نگاه جامعه، همان رفتار ممکن است معنای متفاوتی پیدا کند. آذر برای بسیاری از مخاطبان امروز دیگر صرفاً یک عروس سرکش نیست؛ بلکه زنی است که برای حق انتخاب و استقلال خود ایستاده است، حتی زمانی که هنوز بسیاری آمادگی پذیرش این خواسته را نداشتند.
شاید اگر «پدرسالار» امروز ساخته میشد، سؤال اصلی داستان هم تغییر میکرد؛ به جای پرسیدن «چرا آذر حرف بزرگتر را قبول نمیکند؟» شاید میپرسیدیم: «چرا یک پدر باید درباره محل زندگی و سبک زندگی فرزندان بزرگسالش تصمیم بگیرد؟»
و همین تغییر در سؤال، بهترین نشانه فاصلهای است که طی این ۳۱ سال در جامعه ایجاد شده است.
