در هفتههای اخیر، علاوه بر نامهایی که بهعنوان گزینههای ریاست سازمان صداوسیما مطرح شدهاند، برخی افراد نیز اقدام به لیستسازی کرده و تلاش داشتند نام خود را در این فهرستها جای دهند.
خبرنگار مهر گزارش میدهد که با پایان یافتن دوره پنجساله پیمان جبلی در سمت ریاست سازمان صداوسیما، گمانهزنیها درباره اینکه او در این سمت باقی بماند یا کنار برود، به یکی از موضوعات پر تکرار در رسانههای رسمی و فضای مجازی تبدیل شده است.
هفتم مهرماه سالگرد حکم انتصاب جبلی بود و از چند هفته پیش از پایان یافتن دوره ریاست او، نامهای متعددی بهعنوان گزینههای جانشینیاش مطرح گردید.
در این میان، برخی اسامی متعلق به افراد داخل بدنه سازمان صداوسیما بود، برخی دیگر اسامی بودند که صاحبانشان در مصاحبهها اظهار بیاطلاعی از مطرح شدن نامشان داشتند و برخی نیز اسامی ناآشنایی بودند که برای نخستین بار به گوش مخاطبان رسید.
فهرستهای گوناگون گمانهزنی درباره ریاست صداوسیما
از پیش از مهرماه و همراه با نزدیک شدن به پایان دوره ریاست جبلی، انتشار فهرست گزینههای احتمالی ریاست سازمان صداوسیما آغاز شد. تعدادی از این فهرستها در فضای رسمی منتشر شدند، اما بیشتر آنها در فضای مجازی و کانالهای تلگرامی دستبهدست شد.
با توجه به گستردگی شبکههای اجتماعی، این اسامی به سرعت فراگیر شد. در این فهرستها، نامهای آشنا و حتی کمتر شناخته شدهای از مدیران، افراد باسابقه در سازمان صداوسیما، چهرههای سیاسی و اجرایی و همچنین مدیران با سابقه در دولتها کنار هم قرار گرفتند.
هر بار که فهرستی منتشر میشد، بحث درباره سوابق افراد، میزان آشنایی آنها با ساختار صداوسیما و احتمال حضورشان در رأس سازمان داغتر میشد اما در بسیاری موارد، مبنای انتخاب این اسامی نامشخص بود و اطلاعات ارائهشده معلوم نبود تا چه اندازه از منابع معتبر اخذ شده است.
در چنین فضایی و تقریباً یک ماه پیش از پایان دوره جبلی، او نمایشگاهی از دستاوردهای تحولی صداوسیما برگزار کرد و تلویزیون در برنامههای مختلف به مرور عملکرد و اقدامات این دوره پرداخت. این حرکت تلاشی بود برای ارائه کارنامه مدیریتی پنجساله و برجسته کردن موفقیتهای سازمان.
با این حال، برگزاری نمایشگاه و بازخوانی دستاوردها بهتنهایی پاسخ روشنی به پرسش اصلی یعنی آینده ریاست صداوسیما نبود. سؤال اساسی همچنان پابرجا بود که آیا مدیریت فعلی ادامه خواهد یافت یا فرد جدیدی عهدهدار مسئولیت سازمان خواهد شد. خود جبلی بارها در جمع خبرنگاران اعلام کرده بود که از این موضوع اطلاع دقیقی ندارد و هر تصمیمی که رهبر انقلاب اتخاذ کنند، او تابع آن خواهد بود.
بازگشت مجدد فهرستها و پدیده لیستسازی!
با نزدیکتر شدن به مهرماه، انتشار فهرستهای احتمالی گزینههای ریاست صداوسیما بار دیگر در رسانهها و فضای مجازی شدت گرفت. این بار اما، نام برخی چهرهها با تکرار و جدیت بیشتری در این فهرستها به چشم میخورد که سؤال برانگیز بود که آیا این تکرار فقط ناشی از گمانهزنیهای رسانهای است یا برخی افراد با حضور مکرر در این لیستها تلاش دارند خود را بهعنوان گزینهای جدی برای ریاست سازمان معرفی کنند؟
در واقع، آنچه بیش از خود انتشار فهرستها جلب توجه میکرد، تکرار نام برخی افراد در رسانهها و محافل مجازی بود؛ آن هم در شرایطی که اطلاعات دقیقی درباره مبنای طرح این نامها وجود نداشت. این روند به تدریج باعث شکلگیری شائبههایی شد، از جمله اینکه آیا برجسته شدن مکرر نام برخی افراد فقط نتیجه گمانهزنیها است یا تلاشی برای تثبیت یک نام در ذهن مخاطبان به عنوان رئیس سازمانی کلان.
طرح نامها به این شکل بیشتر شبیه به لیستسازیهایی شده است که گویی هدفشان صرفاً بهرهبرداری از تکرار نامها در شبکههای اجتماعی است تا نامهایی را با تأکید بیشتر به گوش مخاطب برسانند. تکرار و تأکید بر این لیستسازیها در فضای مجازی با این گستردگی، شائبه پروژهای بودن ماجرا و حتی هزینههای میلیاردی را پررنگتر میکند.
بنابراین به نظر میرسد برخی افراد با صرف هزینههای کلان میخواهند تنها نام خود را در صدر فهرستهای شبکههای اجتماعی نگه دارند، حتی برخی نامها بدون اینکه خودشان بخواهند، از جانب پروژهسازان بیشتر در جهت تخریب فرد مورد نظر مطرح شدهاند تا صرفاً مکمل پروژه اصلی باشند!
طرح نام افراد بهعنوان گزینههای احتمالی در آستانه تغییرات مدیریتی موضوع تازهای نیست اما وقتی یک نام بدون اطلاعات جدید، پیدرپی در فهرستهای مختلف دیده میشود، باید درباره منشأ و کارکرد این تکرار سؤال کرد.
انتظار برای تغییر یا دفاع از تداوم مدیریت
با طرح فهرستهای متعدد، بخشی از فعالان رسانهای، منتقدان و مخاطبان صداوسیما منتظر تغییر در رأس این سازمان هستند. از دیدگاه موافقان تغییر، پایان دوره پنجساله جبلی فرصتی برای بازنگری در سیاستهای رسانهای، سبک مدیریت، نحوه مواجهه با سلیقههای متنوع اجتماعی و مسئله جذب مخاطب است.
خصوصاً که دستاوردهای این دوره در زمینه سریالسازی، برنامهسازی، برند کردن چهرهها و … برای این گروه رضایتبخش نبوده است. برای آنها، بحث تغییر صرفاً جابهجایی یک مدیر نیست، بلکه پرسش اصلی این است که مدیریت آینده چه پاسخی به چالشهای انباشته شده رسانه ملی خواهد داد.
در سوی دیگر، افرادی نیز از ادامه فعالیت جبلی حمایت میکنند و بر این باورند که ارزیابی عملکرد سازمان باید با در نظر گرفتن شرایط کلی کشور، محدودیتهای موجود و دشواریهای اداره رسانهای در این گستردگی انجام شود. از این منظر، تغییر مدیر به تنهایی تضمینی برای حل مشکلات نیست و هر تصمیمی درباره آینده صداوسیما باید با توجه به برنامهها، اولویتها و امکان اجرای آنها اتخاذ شود.
اکنون با پایان دوره پنجساله پیمان جبلی، نگاهها همچنان به ساختمان شیشهای جامجم معطوف است. فهرستهای منتشر شده، نمایش دستاوردهای دوره فعلی و بحثهای موافقان و مخالفان، هر کدام بخشی از فضای پیرامون این تصمیم را شکل دادهاند اما باید دید در نهایت مدیریت صداوسیما با تمدید مسئولیت جبلی ادامه مییابد یا فرد دیگری سکاندار این سازمان خواهد شد.
مهمتر از نام فرد منتخب، این است که تصمیم نهایی چه چشماندازی برای آینده رسانه ملی ترسیم میکند و تا چه اندازه قادر به پاسخگویی به پرسشها و مطالبات موجود درباره عملکرد آن خواهد بود.
