اصغر فرهادی: واقعاً چه کسی از شما خواست ما را نجات دهد؟
اصغر فرهادی: واقعاً چه کسی از شما خواست ما را نجات دهد؟



اصغر فرهادی، کارگردان دو بار برنده جایزه اسکار، در جشنواره فیلم ریو با انتقاد از نحوه نگرش هالیوود به کشورهای دیگر، درباره تصویر ایران در رسانه‌های جریان اصلی، ارتباط میان سینما و سیاست، فیلم تازه خود و چرایی انتقال پروژه «داستان‌های موازی» از آمریکا به فرانسه به تفصیل سخن گفت.

به گزارش ایسنا، اصغر فرهادی که برای نمایش فیلم جدیدش «داستان‌های موازی» در جشنواره فیلم ریو حضور یافته است، درباره سلطه سینمای آمریکا و اینکه چرا نباید هالیوود را منبعی قابل اعتماد برای ارائه تصویری دقیق و واقعی از فرهنگ‌های خارجی دانست، اظهار نظر کرد.

فرهادی در پاسخ به پرسشی درباره موفقیت فیلم «آرگو» که تنها یک سال پس از کسب جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان توسط فیلم «جدایی نادر از سیمین» ساخته شد، گفت که هنگام اکران «آرگو» آن را دیده و حس کرده است با یک «اثر صرفاً هالیوودی» مواجه است.

فیلم «آرگو» داستان بن افلک را به تصویر می‌کشد که نقش یک متخصص خارج‌کردن افراد از کشور را دارد و خود را به عنوان تهیه‌کننده هالیوودی معرفی می‌کند تا شش آمریکایی گرفتار شده در ماجرای گروگان‌گیری ایران در تهران را نجات دهد.

فرهادی افزود: «مشکل این نوع فیلم‌ها و برخی افراد در آمریکا این است که آنها جهان را از بالا و به صورت یکجانبه نگاه می‌کنند. باید از آنها پرسید؛ چرا احساس می‌کنید شما بالاتر هستید و ما پایین‌تر؟ نمی‌فهمم این غرور از کجا می‌آید که فکر می‌کنند جایگاه برتر دارند.»

این کارگردان ایرانی سپس بیان کرد که آمریکایی‌ها اغلب ادعای دموکراسی می‌کنند اما واقعیت چیز دیگری است: «شما دموکراسی ندارید. این ادعایی دروغ است.»

او به سال‌هایی اشاره کرد که برای کار روی یک پروژه مدتی در آمریکا زندگی کرده و در جریان تحقیقات به سان‌فرانسیسکو رفته تا با مردان زندانی گفتگو کند.

فرهادی گفت: «با زندانیانی ملاقات کردم که سیاه‌پوست بودند و برخی از کشورهای دیگر آمده بودند؛ آنجا آمریکای واقعی بود. اما مردم جهان این بخش از آمریکا را نمی‌بینند.»

او ادامه داد: «من مخالف آن هستم که آنها خود را برتر بدانند و تصور کنند دیگران باید شبیه آنها باشند. حتی اگر این تصور از روی نیت خیر و مهربانی باشد، آنها آرزو دارند روزی دیگران هم مثل آنها شوند و من نمی‌خواهم مثل آنها باشم.»

فرهادی در ادامه در نقد فیلم «آرگو» بیان کرد که چنین فیلم‌هایی «عمیق نیستند». او گفت: «این فیلم‌ها برای کسب درآمد ساخته می‌شوند؛ یک تجارت صرف است. همیشه در این فیلم‌ها یک مرد سفیدپوست آمریکایی وجود دارد که دیگران را نجات می‌دهد. سؤال من این است: چرا؟ چرا یک آمریکایی باید به کوبا یا ایران برود تا مردم آنجا را نجات دهد؟ مردم خودشان بهتر می‌دانند. چه کسی از شما خواست ما را نجات دهید؟»

وقتی از فرهادی پرسیده شد که چگونه در فیلم‌هایش به موضوع سیاست می‌پردازد، او پاسخ داد: «هرگاه درباره جامعه حرف می‌زنید، در واقع درباره سیاست نیز صحبت می‌کنید. حتی وقتی درباره زندگی خانوادگی و روابط شخصی افراد حرف می‌زنید، به طور غیرمستقیم به مسائل سیاسی اشاره کرده‌اید.»

او افزود: «سعی می‌کنم در فیلم‌هایم مستقیماً وارد سیاست نشوم، زیرا به نظر من سیاست وقتی مستقیم مطرح شود کمی از سینما فاصله می‌گیرد. سینمایی که من باور دارم، سینمایی است که به مخاطب اجازه می‌دهد خودش نکاتی را کشف کند.»

فرهادی اشاره‌ای به فیلم «همشهری» ساخته عباس کیارستمی کرد و آن را «سیاسی‌ترین فیلم ایران» دانست.

این مستند که در سال ۱۹۸۳ ساخته شده، زندگی رانندگان خیابان‌های تهران را دنبال می‌کند.

فرهادی گفت: «او یک مستند درباره رانندگان خودرو در تهران ساخت، اما وقتی رفتار مردم و نحوه تعامل آنها با پلیس را می‌بینید، لایه‌های بسیاری از مسائل سیاسی را مشاهده می‌کنید.»

او اضافه کرد: «رسانه‌ها و سینما تصویر کامل زندگی روزمره مردم را نشان نمی‌دهند. سینما بر پایه دو احساس نفرت و عشق بنا شده است. وقتی از نفرت و عشق صحبت می‌کنیم، این احساسات در همه جای جهان یکسان است. عشق میان مادر و فرزند در برزیل یا تهران یکی است؛ شاید شیوه ابراز آن متفاوت باشد، اما جوهره آن یکی است.»

فرهادی گفت وقتی فیلمی برزیلی می‌بیند، خیلی زود فراموش می‌کند که داستان مربوط به نقطه‌ای دیگر از جهان است و احساس می‌کند فیلم درباره انسان‌ها و ماست.

او گفت: «اگر روزی مردم بتوانند به کشورهای دیگر سفر کنند و با یکدیگر دست بدهند، این بهترین راه شناخت یکدیگر است، نه از طریق رسانه‌ها. من باور ندارم رسانه‌ها بتوانند تصویر کاملی ارائه دهند.»

این فیلمساز تاکید کرد که دو فیلم اخیرش، «قهرمان» و «داستان‌های موازی»، درباره نحوه نگاه ما به دیگران و بالعکس است و همچنین شدیداً تحت تأثیر «نحوه شکل‌گیری زندگی ما توسط شبکه‌های اجتماعی» قرار دارند.

او ادامه داد: «وقتی چیزی را در رسانه می‌بینیم، باید محتاط باشیم.» فرهادی تصریح کرد که بخش اعظم اطلاعات منتشر شده در رسانه‌های جریان اصلی درباره ایران، حاصل دانش بسیار محدود آنها از زندگی واقعی در این کشور است.

به گفته او، وقتی یک روایت واحد به طور مکرر تکرار می‌شود، مردم آماده می‌شوند که آن را بپذیرند و این باعث می‌شود آن‌ها «دشمن» دیده شوند. این کاری است که رسانه‌ها انجام می‌دهند، چون قدرتمندترین رسانه‌ها متعلق به افراد قدرتمند است و این یک مشکل بزرگ است.

فرهادی درباره پروژه بعدی خود تنها به طور مختصر صحبت کرد و بار دیگر تاکید کرد که فیلم جدیدش به زبان فارسی، زبان مادری‌اش، ساخته خواهد شد.

وقتی از او پرسیده شد آیا این فیلم ممکن است به جنگ آمریکا علیه ایران یا وضعیت جاری فلسطین بپردازد، پاسخ داد: «نه به طور مستقیم.» همچنین اشاره کرد که فضای سیاسی کنونی ممکن است به شکلی غیرمستقیم بر داستان اثر تأثیر گذاشته باشد، هرچند این موضوعات محور اصلی فیلم نیستند.

به گزارش ورایتی، این کارگردان دو بار برنده اسکار درباره شکل‌گیری فیلم «داستان‌های موازی» گفت که ابتدا قرار بود این فیلم در آمریکا ساخته شود.

او توضیح داد: «سه سال در آنجا بودم؛ می‌نوشتم، تحقیق می‌کردم و بازیگر انتخاب می‌کردم. با بازیگران آمریکایی و چندین چهره مطرح تست بازیگری انجام دادم. اما هر روز که به خانه بازمی‌گشتم، به خودم می‌گفتم: نمی‌توانم با آنها ارتباط برقرار کنم. چیزی درست نیست. این مسئله بزرگ بود. یک شب تصمیم گرفتم تغییر ایجاد کنم.»

فرهادی گفت تغییر محل داستان به فرانسه و انتقال تولید به خارج از آمریکا «تصمیم آسانی نبود»، اما به این نتیجه رسید که «دی‌ان‌ای این فیلم بیشتر اروپایی است تا آمریکایی.»

او درباره گروه بازیگران مطرح فیلم که شامل ایزابل هوپر، ویرژینی افیرا و ونسان کسل می‌شود نیز بیان کرد که پس از ورود به فرانسه فیلمنامه را برای چند نفر ارسال کرد و بسیار خوش‌شانس بود که همه آنها بلافاصله قبول کردند.

با این حال فرهادی گفت وقتی در صحنه فیلمبرداری حضور دارد، به نام‌ها فکر نمی‌کند.

او توضیح داد: «همه آنها تیم من، خانواده من و بازیگران من هستند. تفاوتی ندارد که چقدر معروف باشند یا نباشند. شیوه کار من یکسان است و آنها هم این سبک را می‌پسندند.»