بامزه‌ترین تهدید سال؛ وقتی امپراطور سریال جومونگ هیچ‌چیز را جدی نمی‌گیرد!
بامزه‌ترین تهدید سال؛ وقتی امپراطور سریال جومونگ هیچ‌چیز را جدی نمی‌گیرد!



۶ عصر ؛ نهال موسوی – در چند روز گذشته، شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان مهمانان عجیبی را به خود دیده‌اند. سکانس‌های به‌یادماندنی سریال‌های ایرانی حالا با چهره‌ها و لباس‌های شخصیت‌های سریال جومونگ و جنگجویان کره‌ای بازسازی می‌شوند، همراه با همان مکث‌های ماندگار، نگاه‌های جدی و لحن آشنای سابق.

خواننده‌ای اسپانیایی‌زبان که ویدیوش وایرال شده بود، ناگهان به شکل ده‌ها نفر دیگر تکثیر می‌شود؛ از جواد خیابانی گرفته تا افراد مختلف دیگر. ما می‌خندیم، این ویدئوها را بازنشر می‌کنیم و می‌گوییم «چه کار جالبی!» اما لبخندی که در پایان ویدئو با مکث کوتاهی همراه است، لبخندی است که پشت آن نگرانی پنهان است.

این ویدئوها در واقع نوعی از همان شوخی‌های قدیمی ما هستند؛ میم، تقلید و پارودی. چیزی که زمانی نیازمند استودیو و بودجه‌ای زیاد بود، اکنون در دست یک نوجوان با یک گوشی هوشمند قابل انجام است. این خلاقیت مردمی، بی‌واسطه‌ی تلویزیون و سرمایه شکل گرفته و به همین دلیل از نظر ساختار، دموکراتیک است. انکار جذابیت این پدیده، نوعی خودفریبی روشنفکرانه محسوب می‌شود.

تا همین چند وقت پیش، چشم ما به یک پناهگاه تکیه داشت: انگشت ششم، لب‌هایی که با صدا هماهنگ نبودند، پوستی بیش از حد صاف و … این خطاها به ما اطمینان می‌داد که هنوز مرز میان واقعیت و ساختگی مشخص است. اما اکنون که حرکات، لحن و حتی لرزش پلک‌ها به‌طرز بسیار متقاعدکننده‌ای شبیه‌سازی می‌شوند، آن پناهگاه از بین رفته است. بخش ترسناک ماجرا نه خود ویدئوها، بلکه این است که دیگر نمی‌توانیم به حس بصری خود اعتماد کنیم.

سکانس وایرال شده نتیجه نبوغ بازیگری، کارگردانی و مونتاژ است. مکث قبل از جمله معروف را یک انسان ساخته، نه یک الگوریتم.

ابزارهای هوش مصنوعی از انبوهی از چهره‌ها، صداها و بازی‌ها تغذیه می‌کنند، بدون آنکه صاحبان اصلی آن‌ها مطلع باشند یا سهمی دریافت کنند.

در سطح جهان، این موضوع از بحث نظری فراتر رفته است. پس از عرضه نسخه دوم ابزار ویدئوساز «سورا» در پاییز ۲۰۲۵، موجی از ویدئوهای جعلی با چهره‌های درگذشته منتشر شد.

خانواده رابین ویلیامز و نمایندگان میراث مارتین لوتر کینگ اعتراض کردند و ظاهراً شرکت سازنده مجبور به اعمال محدودیت‌هایی شد. همین امروز دختران زنده‌یادان حسین عرفانی و شهلا ناظریان با بازسازی صدای والدین‌شان به‌شدت مخالفت کرده‌اند.

وقتی حتی مردگان هم نمی‌توانند از چهره و صدای خود دفاع کنند، پرسش اساسی این است که مالکیت یک صورت یا صدا با کیست.

فناوری‌ای که امروز جومونگ را به صحنه یک سریال ایرانی می‌آورد، فردا می‌تواند مدیری را در تماس تصویری جعل کند.

در سال ۲۰۲۴، کارمندی در هنگ‌کنگ، به گزارش رسانه‌ها، پس از تماس ویدئویی با «همکاران» جعلی، حدود بیست و پنج میلیون دلار پول منتقل کرد.

در همین سطح در ایران و منطقه، در جنگ دوازده روزه تیر ۱۴۰۴، سیلی از ویدئوهای جعلی درباره ویرانی‌ها و سرنگونی جنگنده‌ها دست به دست شد و میلیون‌ها بار دیده شد، تا جایی که راستی‌آزمایان رسانه‌های بین‌المللی مجبور شدند هر روز این ویدئوها را تکذیب کنند.

جامعه‌ای که به رسانه رسمی اعتماد کامل ندارد و تشنه شایعه است، بهترین بستر برای کاشت جعل‌های این‌چنینی است.

«سود دروغگو» اصطلاحی است که پژوهشگران برای وضعیتی به کار می‌برند که وجود جعل، حتی به مدارک واقعی نیز شک وارد می‌کند.

وقتی همه چیز ممکن است ساختگی باشد، هر مقام یا متهمی می‌تواند ویدئویی واقعی علیه خود را «ساخته هوش مصنوعی» بخواند.

خطر فقط این نیست که دروغ را باور کنیم، بلکه خطر اصلی این است که از باور کردن حقیقت هم خسته شویم.

خنده این ویدئوها از اینجا ناشی می‌شود که اصل ماجرا برای ما شناخته شده است. جومونگ در قالب سریال ایرانی خنده‌دار است چون سکانس اصلی را در حافظه داریم؛ یعنی کمدی آن بر «واقعیت» استوار است.

اگر مرز میان واقعی و غیرواقعی کاملاً محو شود، این مرجع نیز از بین می‌رود و هیچ میمی باقی نمی‌ماند که بتوان بر آن خندید. جهانی که همه چیز در آن بازسازی شده است، جهانی بدون نسخه اصلی است و شوخی بدون اصالت مانند آینه‌ای است که هیچ چیزی روبرویش نیست.

پس چه باید کرد؟ نه می‌توان این فناوری را به عقب بازگرداند و نه سزاوار است آن را به طور کامل محکوم کنیم. چیزی که باقی می‌ماند، سواد جدید است:

فعلاً باید عادت کنیم به جای «دیدم، پس باور دارم» بپرسیم «این محتوا از کجا آمده، چه کسی آن را منتشر کرده و چه کسی از آن سود می‌برد؟»

رسانه‌ها نیز باید برچسب‌گذاری شفاف را به یک رویه حرفه‌ای تبدیل کنند و قانون‌گذاران باید برای چهره و صدا حقوق مشخصی قائل شوند.

تا آن زمان، می‌توان به این ویدئوها خندید، اما با چشمی باز. خنده‌ای که همراه با هوشیاری باشد. اما واقعاً بعد از آن چه می‌شود؟ این پرسشی عمیق و ترسناک است.