بررسی دقیق اظهارات رئیس صداوسیما درباره پرونده جنجالی آپارات
بررسی دقیق اظهارات رئیس صداوسیما درباره پرونده جنجالی آپارات



سعید دلفانی، سرپرست سابق دادسرای فرهنگ و رسانه و قاضی دیوان عدالت اداری، در یادداشتی به اظهارات غیرمعمول رئیس سازمان صداوسیما پاسخ داد.

قاضی دیوان عدالت اداری در این یادداشت نوشت: در برخی خبرها به نقل از پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، آمده است: «با همکاری قابل تحسین بخش‌های مختلف قوه قضائیه توانستیم حکم قطعی محکومیت آپارات را بگیریم؛ حکمی بی‌نظیر و قابل استناد در مجامع بین‌المللی که برای احیای حقوق بیت‌المال صادر شده است.»

این جمله برای من بسیار قابل تأمل بود؛ نه صرفاً به این دلیل که چرا صداوسیما از نتیجه پرونده‌ای که به نفعش تمام شده خوشحال است، بلکه به این دلیل که گوینده آن مقام اداری و رئیس سازمانی است که یکی از طرفین پرونده محسوب می‌شود. وقتی چنین مقام مسئولی درباره یک پرونده قضایی سخن می‌گوید، دقت در انتخاب واژه‌ها اهمیت فراوانی دارد.

نخستین نکته درباره تعبیر «حکم قطعی» است. اگر در زمان بیان این جملات هنوز رأیی صادر نشده بود، این پرسش کاملاً منطقی است که «حکم قطعی» دقیقاً از کجا آمده و بر چه مبنایی بیان شده است؟ حکم قطعی پیش از صدور رأی، اساساً بی‌معناست. بنابراین موضوع تنها انتخاب یک واژه نیست؛ بلکه این سؤال مطرح است که یک مقام رسمی چگونه و بر پایه چه اطلاعاتی از نتیجه قطعی یک پرونده قضایی سخن می‌گوید؟

نکته بعدی این است که این رأی به عنوان «حکمی بی‌نظیر و قابل استناد در مجامع بین‌المللی» توصیف شده است؛ در حالی که در مورد رأی بدوی این پرونده نیز انتقادهای حقوقی جدی مطرح بوده است. اگر چنین رأیی واقعاً صادر شده و از این اهمیت برخوردار است، بهتر است متن رأی و استدلال‌های آن منتشر شود تا جامعه حقوقی خود بتواند رأی را مشاهده و درباره آن داوری کند؛ نه اینکه صرفاً توصیف یک طرف پرونده ملاک قرار گیرد. رأیی که قرار است اثرگذار باشد، باید خود بتواند سخن بگوید.

اما شاید مهم‌ترین عبارت، جمله «با همکاری قابل تحسین بخش‌های مختلف قوه قضائیه توانستیم حکم بگیریم» باشد. قوه قضائیه قرار نیست برای یکی از طرفین دعوا حکم صادر کند. وظیفه دستگاه قضایی، رسیدگی مستقل به پرونده و صدور رأی بر اساس قانون، ادله و محتویات پرونده است. اگر منظور از «همکاری»، همان رسیدگی، بررسی، تحقیق و انجام وظایف ذاتی قوه قضائیه بوده، اینها وظایف طبیعی دستگاه قضایی است و نه همکاری با یک طرف پرونده. اما اگر منظور چیز دیگری است، این سؤال به وجود می‌آید که دقیقاً چه نوع همکاری مد نظر بوده است؟

البته از همین یک جمله نمی‌توان نتیجه گرفت که در رسیدگی قضایی دخالت یا نفوذی صورت گرفته است؛ چنین ادعایی نیازمند ارائه دلیل است. اما مسئله این است که ادبیات به کار رفته از سوی یک مقام مسئول می‌تواند شائبه‌هایی ایجاد کند که اساساً نیازی به آن نیست. وقتی گفته می‌شود «با همکاری تحسین برانگیز قوه قضائیه توانستیم حکم بگیریم»، ممکن است در افکار عمومی این تصور به وجود آید که فراتر از رسیدگی قضایی معمول، همکاری خاصی برای رسیدن به نتیجه پرونده وجود داشته است؛ در حالی که ممکن است واقعیت کاملاً متفاوت باشد. در اینجا موضوع فراتر از یک تعبیر ساده است؛ زیرا حتی اگر در عمل هیچ دخالت یا اثرگذاری خارج از چارچوب قانونی اتفاق نیفتاده باشد، چنین ادبیاتی می‌تواند تصویری از فرایند قضایی ارائه دهد که با استقلال و بی‌طرفی قوه قضائیه همخوانی ندارد. برای نهادی که سرمایه اصلی‌اش اعتماد عمومی به استقلال و بی‌طرفی است، گاهی یک تعبیر نادرست هزینه بیشتری نسبت به یک توضیح روشن دارد.

به نظر می‌رسد شایسته است درباره این اظهارات توضیح شفاف و روشنی ارائه شود: اگر رأی قطعی صادر شده، متن و مستندات آن باید در دسترس عموم قرار گیرد؛ اگر در آن زمان هنوز رأی صادر نشده بود، مبنای اعلام «حکم قطعی» باید روشن شود؛ و درباره عبارت «همکاری قابل تحسین بخش‌های مختلف قوه قضائیه» نیز باید توضیح داده شود که دقیقاً منظور چه بوده است.

در نهایت، هیچ اشکالی ندارد که یکی از طرفین پرونده از نتیجه رأی صادره خوشحال باشد یا رأی را مهم و بی‌نظیر بداند. اما بین جمله «قوه قضائیه رأی صادر کرد» و جمله «با همکاری قابل تحسین قوه قضائیه توانستیم حکم بگیریم» فاصله بسیار زیادی وجود دارد. اولی بیان یک فرایند قضایی است؛ دومی به طور ناخواسته این پرسش را ایجاد می‌کند که نقش این «همکاری» دقیقاً چه بوده است. وقتی چنین پرسشی درباره دستگاه عدالت مطرح می‌شود، بهترین پاسخ نه سکوت است و نه حدس و گمان؛ بلکه شفاف‌سازی است.