بیژن مرتضوی یا بهمن بابازاده؛ دروغگو کیست؟ ساعت از 21 گذشت و ما هنوز منتظر اسناد واقعی هستیم...
بیژن مرتضوی یا بهمن بابازاده؛ دروغگو کیست؟ ساعت از 21 گذشت و ما هنوز منتظر اسناد واقعی هستیم…



6عصر ؛ نهال موسوی – در دنیای امروز رسانه‌ها، ادعا کردن بسیار آسان ولی اثبات آن بسیار دشوار است. هر کسی می‌تواند با یک ویدئوی کوتاه چند دقیقه‌ای خبری را به سرعت به زبان‌ها بیندازد و دیگری با ویدیویی دیگر آن خبر را رد کند. نمونه این چرخه تکراری را می‌توان در ماجرای اخیر میان بهمن بابازاده و بیژن مرتضوی مشاهده کرد.

در روز دوشنبه، ۶ شهریور، بهمن بابازاده در ویدیویی اعلام کرد که بیژن مرتضوی در ایران حضور دارد. این ادعا برخلاف بسیاری از شایعات فضای مجازی، واضح است و یا درست است یا غلط.

چند ساعت بعد، بیژن مرتضوی در صفحه اینستاگرام خود ویدئویی منتشر کرد و این ادعای بابازاده را رد نمود و او را به پخش خبرهای نادرست متهم کرد. از اینجا بود که موضوع از حد حدس و گمان به یک تقابل روشن تبدیل شد؛ دو روایت که نمی‌توانند همزمان صحیح باشند.

بابازاده در توئیتی اعلام کرد که در شب دوشنبه ساعت ۲۱، اسناد رفت‌وآمد مرتضوی به ایران در دو ماه گذشته را منتشر خواهد کرد. با این وعده، او بار اثبات ادعایش را به‌صورت آگاهانه بر دوش خود گذاشت.

کسی که وعده ارائه «سند» می‌دهد، دیگر نمی‌تواند فقط به اعتبار نام و سابقه‌اش اتکا کند و باید مدارکی ارائه دهد که خود به تنهایی گویای حقیقت باشد.

در چنین شرایطی، قضاوت زودهنگام منصفانه نیست. رد ادعای مرتضوی به تنهایی دلیل درستی حرف او نیست و همانطور که اعلام بابازاده به تنهایی دلیل صحت ادعایش نیست.

یکی «نه» گفته و دیگری «سند دارم»، و تا زمانی که سندی منتشر نشود، هر دو فقط ادعا محسوب می‌شوند. با این حال، یک نکته از همین الان روشن است:

این ماجرا هرگز پایان مبهمی نخواهد داشت. اگر اسناد منتشر شده و معتبر باشند، اعتبار انکار مرتضوی زیر سوال می‌رود. اگر منتشر نشود یا ضعیف و ناکافی باشد، تبعات سنگین وعده‌ای که بابازاده داده متوجه خودش خواهد بود. در هر دو حالت، یکی از دو طرف دچار خسارت اعتباری خواهد شد.

اهمیت این ماجرا فراتر از دعوای دو نفر است. مخاطب امروز در انبوهی از ویدئوها، توئیت‌ها و استوری‌ها غرق شده و به تدریج عادت کرده هر خبر را با یک «خبر کذب» پاسخ دهد و هر تکذیب را با یک «افشاگری» جواب دهد.

راه برون‌رفت از این بحران اعتماد فقط یک چیز است: ارائه سند، آن هم سندی که قابل بررسی باشد، نه فقط قطعه‌های برش‌خورده و کادربندی‌شده. مخاطب باید از این پس یاد بگیرد که نه فقط درباره ادعاها بلکه درباره اسناد نیز سوال بپرسد: منشأ آن چیست؟ تا چه حد قابل راستی آزمایی است؟ آیا پرسش اصلی را پاسخ می‌دهد یا صرفاً به حاشیه پرداخته است؟

بنابراین، تنها کاری که باقی مانده انتظار کشیدن است. ساعت ۲۱ دوشنبه شب، زمان مشخص شدن حقیقت است. یا اسنادی منتشر می‌شود که ادعای بابازاده را تقویت می‌کند، یا سکوت، طفره رفتن و مدارک ناکافی که حقانیت سخن مرتضوی را تایید می‌کند.

تا آن زمان، بهتر است از قضاوت‌های شتابزده خودداری کنیم و منتظر بمانیم تا ببینیم کدام یک از دو روایت با سند و مدرک پا برجا می‌ماند و کدام فرو می‌ریزد.

بعد از ساعت 21 دوشنبه شب:

ساعت ۲۱ فرا رسید اما خبری از انتشار اسناد توسط بهمن بابازاده منتشر نشد. بر اساس مطالب قبلی، اکنون وضعیت ماجرا مشخص است.

اکنون باید دید در ساعات یا روزهای آینده چه رخ خواهد داد و این موضوع چه سرانجامی خواهد داشت.