تماشای یکی از تکان‌دهنده‌ترین سکانس‌های نمایش گرسنگی در سینمای قرن حاضر
تماشای یکی از تکان‌دهنده‌ترین سکانس‌های نمایش گرسنگی در سینمای قرن حاضر



6عصر – سکانس «بانک غذا» در فیلم “I, Daniel Blake” که توسط کارگردان برجسته و صاحب سبک کن لوچ ساخته شده است، یکی از قوی‌ترین و تأثیرگذارترین آثار سینمای اجتماعی قرن ۲۱ به شمار می‌آید. این سکانس با نگاهی کاملاً صریح، سرد و بی‌رحمانه، ماشین اداری و بروکراسی نظام رفاه اجتماعی را در مقابل انسانیت فردی قرار می‌دهد.

سکانس بانک غذا، علی‌رغم سادگی ظاهری‌اش، به یکی از تأثیرگذارترین لحظات سینمای رئالیستی معاصر بدل شده است. دلیل آن نه استفاده از تکنیک‌های پیچیده فیلمسازی، بلکه به خاطر این است که کن لوچ نشان می‌دهد گاهی اوقات صادق‌ترین نوع سینما، سینمایی است که خود را کنار می‌کشد و اجازه می‌دهد واقعیت بدون پرده‌پوشی حرف بزند.

این فیلم در جشنواره کن سال ۲۰۱۶ موفق به کسب نخل طلا شد و بار دیگر اثبات کرد که سینمای اجتماعی می‌تواند هم‌زمان هم هنری و هم سیاسی باشد، بدون اینکه به شعارزدگی دچار شود.

خلاصه داستان فیلم:

دانیل بلیک، نجار سالخورده‌ای اهل نیوکاسل، پس از تجربه یک حمله قلبی توسط پزشک از کار منع می‌شود، اما سیستم ارزیابی رفاهی او را «توانای کار» تشخیص داده و مستمری‌اش را قطع می‌کند.

او وارد چرخه‌ای پیچیده از بروکراسی اداری می‌شود که برای دریافت مجدد حقوقش باید فرم‌های متعددی را پر کند، در حالی که به‌صورت متناقضی مجبور است به دنبال کار بگردد، در حالی که پزشکش اجازه کار ندارد.

در اداره رفاه، با کتی آشنا می‌شود؛ مادری مجرد که به تازگی به نیوکاسل نقل مکان کرده و دو فرزند دارد. کتی به دلیل چند دقیقه تأخیر در مراجعه، مستمری‌اش تعلیق می‌شود و دانیل از او حمایت و دفاع می‌کند.

این آشنایی به شروع دوستی صمیمانه‌ای بین آنها تبدیل می‌شود. هر دو به یکدیگر کمک می‌کنند، اما فقر هر دو را بیشتر در تنگنا قرار می‌دهد؛ کتی حتی برای تغذیه فرزندانش از خود می‌گذرد و نهایتاً از سر ناچاری به کاری در یک خانه فساد کشیده می‌شود.

دانیل نیز تحت فشار سیستم رفاهی، در نهایت بر دیوار اداره با اسپری می‌نویسد که خواهان حق تجدیدنظر خود پیش از مرگ از گرسنگی است؛ این اقدام او را به قهرمانی کوچک در میان مردم تبدیل می‌کند، اما باعث بازداشتش توسط پلیس می‌شود.

سرانجام، درست در روز جلسه استیناف و قبل از ورود به دادگاه، دانیل دچار حمله قلبی مرگبار می‌شود. فیلم با مراسم خاکسپاری او پایان می‌یابد، جایی که کتی بیانیه دانیل درباره حق بر کرامت انسانی را با صدای بلند می‌خواند.

چرا سکانس بانک غذا مهم و مرجع است؟

این سکانس نقطه اوج فیلم از نظر تأثیر عاطفی و اجتماعی است و چند دلیل برای اهمیت آن وجود دارد:
نقطه شکست کرامت انسانی: کتی که تا این لحظه تلاش کرده وقار خود را حفظ کند، در برابر گرسنگی فرزندانش تسلیم می‌شود و پیش از رسیدن به خانه، قوطی کنسرو را همان‌جا باز کرده و می‌خورد. این لحظه به خوبی نشان می‌دهد که فقر چگونه شرم و غرور را از بین می‌برد.

عدم استفاده از اغراقات ملودراماتیک: کن لوچ هیچ موسیقی متن، حرکت آهسته یا دیالوگ توضیحی اضافه‌ای به این سکانس اضافه نمی‌کند؛ تنها واکنش‌های بدنی و چهره کتی را نشان می‌دهد. همین سادگی باعث می‌شود صحنه کاملاً واقعی و باورپذیر جلوه کند.

تبدیل شدن به نماد سینمای اجتماعی معاصر: این سکانس در نقدها و مقاله‌های فراوانی درباره فقر در بریتانیا بارها مورد ارجاع قرار گرفته است و در مباحث سیاسی مربوط به سیستم Universal Credit (اعتبار جهانی) نیز استفاده شده است؛ به این معنا که فراتر از سینما به گفتمان اجتماعی و سیاسی نیز راه یافته است.

درباره کارگردانی کن لوچ

کن لوچ، از پیشگامان سینمای رئالیستی-اجتماعی بریتانیا، در این فیلم نیز به سبک همیشگی خود وفادار مانده است:

دوربین مشاهده‌گر بدون دخالت: دوربین یا ثابت است یا حرکتی بسیار کم دارد، بدون نماهای نمایشی و پرزرق و برق؛ گویی ناظری بی‌طرف صرفاً واقعیت را ثبت می‌کند.

بازیگران غیرحرفه‌ای یا کم‌نام: دیو جانز (در نقش دانیل) و هیلی اسکویرز (در نقش کتی) با بازی طبیعی و بدون اغراق، به فیلم حالتی مستندگونه می‌بخشند.

فیلمبرداری به صورت متوالی و بدون تمرین زیاد: لوچ معمولاً فیلمبرداری را به ترتیب زمانی داستان انجام می‌دهد تا واکنش‌های بازیگران در لحظه، واقعی‌تر و طبیعی‌تر باشد؛ در این سکانس نیز واکنش حقیقی هیلی اسکویرز هنگام فیلمبرداری کاملاً غیرمنتظره و اصیل بود.

پرهیز از تدوین سریع و افکت‌های بصری: نبود کات‌های سریع یا زاویه دوربین‌های دراماتیک باعث می‌شود تماشاگر با فاصله احساسی کمتری نسبت به شخصیت‌ها همراه شود.

به زبان ساده:
سکانس بانک غذا لحظه‌ای است که کتی از شدت گرسنگی، غرور و کرامت خود را کنار می‌گذارد و در برابر دوربین بی‌طرف کن لوچ فرو می‌ریزد. همین سادگی و بی‌پیرایگی است که این صحنه را به یکی از نمادین‌ترین و جاودانه‌ترین لحظات سینمای اجتماعی معاصر تبدیل کرده است.