6عصر: دیشب خبری تأسفبار منتشر شد مبنی بر اینکه سیروس ابراهیمزاده، هنرمند برجسته و محبوب، از میان ما رفته است؛ انسانی که آخرین روزهای زندگیاش را در شرایطی پرابهام و دشوار سپری کرد. آن صدای خاص و لحن اشرافیاش، آن وقار همیشگی در رفتار و آن لبخند همیشگی که هیچگاه از چهرهاش محو نمیشد، در ذهن و خاطره ما باقی خواهد ماند. سیروس ابراهیمزاده در کنار بزرگان دیگری چون صمد، پرویز صیاد، علی حاتمی، محمدرضا هنرمند و دهها هنرمند نامآور دیگر، از رادیو و تلویزیون گرفته تا دوبله و بازیگری، نقش مهمی در تاریخ هنر ایران داشت. او با بار سنگینی از خاطرات و تجربیات، ما را ترک کرد و دنیای هنر را از وجود یکی از چهرههای ارزشمندش محروم ساخت.

در همین راستا، فرصتی فراهم شده تا نگاهی دوباره بیندازیم به سریال «کاکتوس»؛ مجموعهای که در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد از شبکه اول سیما پخش شد و با رویکردی انتقادی و سیاسی در قالب طنز، تصویری از فضای اجتماعی آن دوران ارائه کرد.
روح عزیز سیروس ابراهیمزاده شاد و یادش همیشه گرامی باد.
یک سریال منحصربهفرد و کمتر دیدهشده
در فهرست آثار ماندگار تلویزیون که مخاطبان زیادی داشتهاند، برخی سریالها نیز وجود دارند که اگرچه از نظر فرم و محتوا در سطح بسیار قابل قبولی قرار دارند، اما به دلایل مختلف کمتر دیده شده و تنها گروهی خاص از مخاطبان حرفهای و علاقهمند به آثار نمایشی خاص و دارای پیامهای عمیق، آنها را دنبال کردهاند. این آثار معمولاً حرفهایی برای گفتن دارند که تنها با دقت و توجه به لایههای زیرین آنها میتوان به نکات ویژهای دست یافت.

سریال «کاکتوس» در سه فصل، از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۳ از شبکه اول سیما پخش میشد. به ویژه فصل دوم و سوم این مجموعه، نمونهای درخشان از بازیهای بینقص، دیالوگهای ظریف و طنزی سیاسی و جذاب بودند. جنبه سیاسی این سریال بسیار دقیق و هوشمندانه طراحی شده بود و بدون آنکه به سطحینگری یا شوخیهای بیمزه دچار شود، کنایههایی زیرکانه و خندهدار به مسائل روز سیاسی و جناحها و رویکردهای مختلف سیاسی مطرح میکرد. بازیگران شناختهشده و محبوبی در این سریال حضور داشتند که هر کدام به نوعی جذابیت خاصی به کار اضافه کرده بودند؛ از جمله فتحعلی اویسی، سیروس ابراهیمزاده، رسول نجفیان، محمد کاسبی و سروش صحت. بازی درخشان رضا فیض نوروزی در نقش «آقای کتلمیان» نیز یکی از نقاط قوت طنز این سریال بود. اگرچه «کاکتوس» بیشتر در فضایی بسته و محدود روایت میشد و از این نظر شباهت زیادی به تلهتئاتر داشت، ولی دیالوگهای هوشمند و شخصیتپردازیهای کمنظیر آن باعث شده بود که هم مفرح باشد و هم اندیشیدنی.
نیش و کنایههای زیرکانه «کاکتوس» به دنیای سیاست
این سریال از نوع کمدیهای ساده و صرفاً سرگرمکننده که هر شب با حضور چند کمدین معروف پخش میشود، نبود؛ بلکه اثری پرمغز و پرنکته بود که برای فهم کامل هر قسمت آن، باید با دقت به دیالوگها و تعاملات شخصیتها توجه میکردی.
«کاکتوس» را میتوان یکی از سیاسیترین آثار کمدی تاریخ تلویزیون دانست؛ سریالی که با چند شخصیت اصلی و یک لوکیشن تقریباً ثابت، یعنی «مجتمع فرهنگی غذایی کاکتوس»، تمام اتفاقات در آن جریان داشت. این مجتمع، محل حضور چند تیپ شخصیتی بود که هر کدام نماینده بخشی از تفکرات سیاسی و اجتماعی جامعه به شمار میآمدند. نکته مهم این است که این سریال در زمانی پخش میشد که جامعه ایران همچنان با تنشها و التهابهای سیاسی و اجتماعی انتهای دهه هفتاد دست و پنجه نرم میکرد و رسانه ملی با ظرافتی خاص، به نقد و بررسی طرز تفکرات رایج در جامعه میپرداخت.

در واقع، در لایههای زیرین مجموعه «کاکتوس» میتوان به وضوح تحولات سیاسی روز را مشاهده کرد و نوع واکنش هر یک از شخصیتها نسبت به این تحولات، نشان میداد که هر تیپ شخصیتی از چه دیدگاهی برخوردار است و در ادامه داستان چه مسیری را طی خواهد کرد. لحن طنزگونه اما بسیار دقیق، شوخیهای حساب شده و روایت بامزه از چند همسایه که موضوعات روز را با نیش و کنایه بیان میکردند، جذابیت مجموعه را دوچندان کرده بود. این سریال که با همکاری جمعی از بهترین هنرمندان کشور ساخته شده بود، به یکی از اولین مجموعههای سیاسی تلویزیون تبدیل شد که توانست تا سه فصل ادامه یابد.
فضای منحصربهفرد یک سکانس به یادماندنی
ترکیب بازیگران درخشان مانند رسول نجفیان، خسرو شکیبایی، سیروس گرجستانی، سیروس ابراهیمزاده و رضا فیضنوروزی، تصویری بینظیر از یک دوره خاطرهانگیز تلویزیون را خلق کردند. نقدی طنزآمیز به گرانی خودروهای داخلی با سوالی جالب درباره «پیکانپژویی یا پژوی پیکانی؟» و «عزیز من»های معروف خسرو شکیبایی، میمیکهای بینظیر سیروس گرجستانی و میزانسنهایی که در تلویزیون امروز کمتر میتوان مشابه آنها را دید، همه در آن سکانس به یاد ماندنی حضور داشتند.
اما سیروس ابراهیمزاده، مردی که هرگاه تلویزیون روشن بود و شما در اتاق خود لم داده بودید، تنها با شنیدن صدایش همه چیز درباره او در ذهن شما تداعی میشد. استایلی خاص، نوع بازی متفاوت و حضوری که به آسانی قابل تکرار نیست؛ افسوس از روزهای گذشته که دیگر بازنمیگردند.
این سکانس گویی از دل فیلم «گزارش» ساخته عباس کیارستمی بیرون کشیده شده بود؛ بازسازی حالوهوای یک ساندویچی ارمنی که پشت چهره طنزآمیزش، نقدی عمیق به وضعیت اقتصادی و مسائل اجتماعی زمان خود داشت. دو دهه بعد، همان موقعیت با پنج بازیگر دیگر بازتولید شد. در هر صورت، آثار تلویزیونی آن سالها هنوز حرفهای جدی برای گفتن دارند؛ آثاری که بخشی از خاطره جمعی ما را شکل دادهاند. اما چه باید گفت؟ تلویزیون امروز دیگر آن صفا، جسارت و فضای خاص گذشته را ندارد.
واکنش کاربران به درگذشت سیروس ابراهیمزاده
روزبه: یک سریال طنز به نام «کاکتوس» بود که سیروس ابراهیمزاده در آن بازی میکرد و امروز درگذشت. از آن سریالهایی که کمتر دیده شدند ولی در زمان خود بسیار خوشساخت و کامل بودند. من مرحوم را همیشه با آن تیپ شخصیتی به یاد میآورم.
چیچو: سیروس ابراهیمزاده بسیار باسواد و حرفهای بود. هرچند پس از انقلاب، در برخی موارد تلاش میکرد نسخهای از پرویز صیاد باشد. سریال «کاکتوس» فوقالعاده بود.
صمدآقا در پاسخ به چیچو: اتفاقاً سریال «کاکتوس» کپی از مجموعه تلویزیونی پرویز صیاد به نام «اختاپوس» بود که خود ابراهیمزاده هم در آن بازی میکرد!

ماسترویانی نیز یک سکانس از «کاکتوس» با حضور فتحعلی اویسی را منتشر کرده است: به بهانه یاد کردن از سیروس ابراهیمزاده عزیز، گفتم گوشهای از سریال خاطرهانگیز «کاکتوس» را بگذارم تا هم ادای دینی به ایشان باشد و هم یادمان بیاید که در آن سالها چه سریالهای درجه یکی ساخته میشد.
و این یادآوری متفاوت از «فصلنامه سینمایی حلقه»: به یاد سیروس ابراهیمزاده که امروز در سن ۸۹ سالگی از میان ما رفت، بخشی از دوبله او در فیلم That Darn Cat محصول ۱۹۶۵ به کارگردانی رابرت استیونسون را ببینیم و بشنویم. گویندگان این لحظات: زهره شکوفنده و زندهیاد سیروس ابراهیمزاده. منبع: صفحه اینستاگرام Classical.Dubbing.
