ایسنا: مارال فرجاد با به اشتراک گذاشتن یک عکس پر از یادگارهای گذشته، یاد زندهیاد فریماه فرجامی را زنده کرد و از روزهای شیرین و خاطرهانگیز اجراهای تئاتر سخن گفت.

مارال فرجاد نوشت: «امتحانات خرداد ۷۲ که به پایان رسید، تازه برای من و مونا اصل لذت شروع شد؛ رفتن به تئاتر شهر با بابا.
در آن سالها، تئاتر شهر فقط یک سالن نمایش نبود، بلکه کل راهروها و آسانسورهای آن محل بازی و خوشگذرانی بچگیهای ما بود. من، مونا، بهادر ابراهیمی و رعنا پورعرب، چهارتایی همه جای تئاتر شهر را زیر پا گذاشته بودیم. به همین دلیل است که هنوز هر وقت به آنجا پا میگذارم، حس میکنم به خانه پدریام برگشتهام.
در آن دوران، برخلاف امروز که سالنها از شلوغی و ازدحام اجراها پر بود، گروههای تئاتری ماهها تمرین میکردند و اجرای خود را برای مدت طولانی روی صحنه نگه میداشتند. یادش به خیر، گروه مجید جعفری چقدر جمعی درخشان بود؛ از بابا و خسرو شکیبایی و فریماه فرجامی گرفته تا ابوالفضل پورعرب، بهرام ابراهیمی، مصطفی طاری، کریم اکبری مبارکه، اکرم محمدی و دیگران.
قبل از شروع تمرین نمایش «آن شب که تو را زندانی بود»، من، بابا و مونا اول به دنبال فریماه عزیز میرفتیم که خانهشان نزدیک ما بود. همان زن نازنینی که بابا همیشه میگفت در دانشکده هنرهای دراماتیک، زیباترین و بینظیرترین دختر بود.
فریماه فرجامی با تمام درخششی که در نمایشهایی مثل «نرگس»، «مادر»، «پرده آخر» و «سرب» داشت، در تمرینها و پشت صحنه بسیار فروتن، نجیب و پر از عشق بود.»
این افراد اصالت و ریشهای اتفاقی نداشتند؛ همه آنها تحصیلکرده هنر بودند (اکثرشان فارغالتحصیل دانشکده هنرهای دراماتیک یا هنرهای زیبا)، اهل مطالعه و دانش و روحشان با هنر عجین شده بود.
با وجود این همه نام و آوازه، خاکی بودن و تواضع از سر و رویشان میبارید. من هزار بار خدا را شکر میکنم که من و مونا در همان سن و سال، هرچند نقشهای کوتاه داشتیم، افتخار این را داشتیم که کنار این عزیزان روی صحنه حاضر شویم و از آنها درس بیاموزیم.
امروزه گاهی که میبینم برخی تازهکارها بعد از چند کار نیمبند چنان پررو و مغرور میشوند که آدم به فکر فرو میرود؛ خدایا، منش هنرمند واقعی آنهایی بود که در کودکی ما میدیدیم یا این چیزی است که امروز شاهدش هستیم؟
یاد آن روزها، خوردن نان و پنیر بعد از تمرین، خندههایمان و نگاه پر از مهری که فریماه فرجامی داشت، همیشه با من خواهد بود.»
فریماه فرجامی، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، از هنرمندان برجستهای بود که در آثار ماندگاری مانند «نرگس»، «مادر»، «پرده آخر» و «سرب» ایفای نقش کرد و سالها در گروه تئاتری مجید جعفری فعالیت داشت.
فریماه فرجامی در تیر ماه ۱۴۰۲ دار فانی را وداع گفت.
