6عصر: بسیاری از کارگردانان سرشناس سینما و تلویزیون، که معمولاً با ساخت آثار درام به مخاطبان معرفی شده بودند، در مقطعی تصمیم گرفتند تا تجربهای تازه داشته و به ساخت سریالهای کمدی روی بیاورند. این انتخاب برای برخی از آنها کاملاً شخصی و به منظور تغییر فضای کاری بود، اما برای برخی دیگر این تغییر به دلیل درخواستها و سفارشهای تلویزیونی رخ داد و باعث شد مسیر کاریشان تغییر کند.

در پروندهای که “فیلمنیوز” تهیه کرده، به معرفی هفت کارگردان برجسته پرداخته شده است که در کارنامهشان، ساخت سریالهای کمدی نیز دیده میشود.
ناصر تقوایی / دایی جان ناپلئون / ۱۳۵۴
ناصر تقوایی در سال ۱۳۵۴، پس از ساخت سه فیلم سینمایی “آرامش در حضور دیگران”، “صادق کرده” و “نفرین” که او را به یکی از چهرههای شاخص موج نو در سینمای ایران تبدیل کردند، سریال “دایی جان ناپلئون” را ساخت. پیشنهاد ساخت این سریال از سوی ایرج گرگین، مدیر شبکه دوم تلویزیون، به تقوایی داده شد. تقوایی که با ایرج پزشکزاد رفاقت داشت، تا آن زمان رمان “دایی جان ناپلئون” را نخوانده بود، اما در سفری به شیراز ۴۰ صفحه از آن را مطالعه کرد و تصمیم گرفت این سریال را بسازد. به گفته خودش، شخصیتپردازی، فضاسازی، روابط میان شخصیتها، مناسبات اجتماعی و جزئیات رفتاری آنها به قدری جذاب بود که نتوانست در برابر ساخت آن مقاومت کند.
دزدان مادربزرگ / مهدی صباغزاده / ۱۳۷۴
“دزدان مادربزرگ” نخستین سریال کمدی مهدی صباغزاده است. او در دهههای شصت و هفتاد با ساخت درامهای اجتماعی مانند “آفتابنشینها”، “سناتور”، “خانه خلوت” و “روزهای خوب زندگی” شناخته شد. سال ۱۳۷۴ از طرف سیمافیلم پیشنهادی به او شد تا سریال کمدی بسازد. فیلمنامهای نوشته علیاصغر فهیمیفر در اختیارش گذاشته شد و صباغزاده با شرط بازنویسی فیلمنامه، پذیرای همکاری شد. همراه با سعید مطلبی فیلمنامه “دزدان مادربزرگ” را بازنویسی کرد و سپس سریال را ساخت. این سریال از کمدیهای رایج آن زمان تفاوت داشت و بیشتر اثری اجتماعی با رگههای طنز به شمار میرفت. پس از آن، صباغزاده سریالهای کمدی دیگری مانند “دلبر آهنی” و “اولین انتخاب” را نیز ساخت.
فرامرز قریبیان / آژانس دوستی / ۱۳۷۵
فرامرز قریبیان از دهه پنجاه به عنوان بازیگر شناخته شده در آثار جدی سینما بود و پیش از همکاری با سریال “آژانس دوستی”، فیلمهای سینمایی “جدال در تاسوکی” و “قانون” را کارگردانی کرده بود که هیچکدام کمدی نبودند. “آژانس دوستی” سریالی اپیزودیک بود که درباره رانندگان و مسافران یک آژانس روایت میکرد و مسائل روزمره و روابط اجتماعی را با زبان طنز به تصویر میکشید؛ کارگردانهای مختلفی اپیزودهای آن را ساخته بودند و فرامرز قریبیان نیز دو اپیزود از این سریال را کارگردانی کرد. در آن زمان هنوز فیلم “چشمهایش” را نساخته بود و پس از این همکاری بود که مسعود جعفری جوزانی فیلمنامه “چشمهایش” را برای او نوشت.
اصغر فرهادی / مجتمع مسکونی فرخ و فرج / ۱۳۷۷
اصغر فرهادی در سال ۱۳۷۷ سریال “مجتمع مسکونی فرخ و فرج” را برای شبکه دو ساخت، زمانی که هنوز به عنوان یک کارگردان شناخته شده سینما مطرح نبود. جایگاه فرهادی در هنگام ساخت این کمدی با سایر کارگردانهای این فهرست متفاوت بود. او کارش را در تلویزیون با مجموعه اپیزودیک “چشم به راه” آغاز کرده بود؛ سریالی استودیویی که داستانهای آن در سالن انتظار یک زایشگاه اتفاق میافتاد. پس از آن “مجتمع مسکونی فرخ و فرج” را ساخت و سپس به ساخت “داستان یک شهر” پرداخت. تنها پس از این سریال بود که در دهه هشتاد به سمت ساخت اولین فیلم سینماییاش رفت و مسیر کاریاش دچار تحول شد.
حسن فتحی / اشکها و لبخندها / ۱۳۸۷
حسن فتحی زمانی به ساخت “اشکها و لبخندها” روی آورد که پیش از آن با آثاری چون “پهلوانان نمیمیرند”، “فردا دیر است”، “شب دهم”، “میوه ممنوعه” و “مدار صفر درجه” شناخته میشد. البته او کارش را در سینما با کمدی رمانتیک “ازدواج به سبک ایرانی” آغاز کرده بود، اما به دلیل مجموعه آثاری که در حوزه تلهتئاتر و سریال ساخته بود، به عنوان کارگردانی ژانر درام شناخته میشد. به همین خاطر تصمیم او برای ساخت سریال کمدی در ایام نوروز کمی کنجکاویبرانگیز بود. این سریال البته به نوروز ۱۳۸۸ نرسید و بعد از آن پخش شد. فتحی در مصاحبهای بیان کرده بود که “اشکها و لبخندها” صرفاً یک اثر کمدی نیست، بلکه دغدغهاش نقد دروغ، ریا و تزویر در جامعه است و تلاش کرده این موضوع را با زبان طنز بیان کند.
سعید سلطانی / مامور بدرقه / ۱۳۸۷
سعید سلطانی در سال ۱۳۸۷ سریال “مامور بدرقه” را ساخت، پس از تجربه ساخت سریالهایی مانند “پس از باران”، “خانهای در تاریکی”، “رسم عاشقی”، “سالهای برف و بنفشه” و “شکرانه” که بیشتر درامهای اجتماعی و تاریخی بودند. “مامور بدرقه” نخستین تجربه او در ژانر کمدی به شمار میرفت. او در زمان پخش سریال در مصاحبهای گفته بود برخلاف تصور، کارگردانهای تلویزیونی قدرت انتخاب زیادی ندارند و در وهله اول متن و سپس تهیهکنندهای که با او ارتباط برقرار کنند، تعیینکننده هستند که چه کاری را قبول کنند. سلطانی افزود که در این سریال نگاه اجتماعی به مسائل و شکلگیری شخصیتها از دل طبقه واقعی جامعه برایش اهمیت داشته است. همچنین محسن تنابنده برای نخستین بار با این سریال به مخاطبان تلویزیون معرفی شد.
داوود میرباقری / شاهگوش / ۱۳۹۲
در سال ۱۳۹۲، پس از پایان ساخت سریال تاریخی “مختارنامه”، داوود میرباقری به طور آگاهانه تصمیم گرفت پیش از ورود به پروژه تاریخی بعدیاش یعنی “سلمان فارسی”، فضای کاری خود را عوض کند. خود میرباقری گفته است که سریال “شاهگوش” برایش حکم یک زنگ تفریح و تنوع بخشیدن به فضای کاری را داشته است. او که به عنوان کارگردان آثار تاریخی و جدی مانند “رعنا”، “گرگها”، “امام علی (ع)” و “مختارنامه” شناخته میشود، پیش از “شاهگوش” نیز در فیلم “آدم برفی” به سمت ساخت اثری کمدی رفته بود، اما “شاهگوش” نخستین سریال کمدی او محسوب میشود. این سریال سبک و فرمولهای خاص کمدی خودش را داشت؛ شاید اگر تعداد قسمتهای آن کمتر بود و کشش نمییافت، میتوانست اثری ماندگار شود.
