هر وقت بمیرم، خودم اول به شما خبر می‌دهم! نه برای چند مشت فالوئر و لایک
هر وقت بمیرم، خودم اول به شما خبر می‌دهم! نه برای چند مشت فالوئر و لایک



6عصر ؛ نهال موسوی – «من هر وقت بمیرم، خودم به شما خبر می‌دهم!» این جمله طنزآمیز و پرمعنای مهدی فخیم‌زاده در واکنش به شایعه تازه‌ای که درباره فوتش منتشر شده، در نگاه اول خنده‌دار به نظر می‌رسد، اما در پس این شوخی تلخ، واقعیتی ناگوار نهفته است.

واقعیتی که دیگر نمی‌توان آن را یک اتفاق محدود و موردی دانست و به نظر می‌رسد به بخشی از فرهنگ ناسالم شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده است؛ فرهنگی که در آن حتی خبر مرگ افراد نیز به ابزاری برای جذب توجه، افزایش بازدید و بالا بردن تعداد لایک و کامنت بدل شده است.

شایعه درگذشت مهدی فخیم‌زاده اولین مورد از این نوع نیست و به احتمال بسیار زیاد آخرین هم نخواهد بود.

در سال‌های گذشته بارها اخبار نادرستی درباره فوت یا وخامت حال بازیگران، خوانندگان و چهره‌های شناخته‌شده منتشر شده است؛ از هنرمندان پیشکسوت گرفته تا کسانی که در اوج فعالیت حرفه‌ای‌شان هستند.

تقریباً همیشه نتیجه یکسان است؛ خانواده و دوستان نگران تماس می‌گیرند، خود هنرمند مجبور می‌شود مقابل دوربین برود تا زنده بودنش را ثابت کند و چند ساعت بعد، صفحه‌ای که این شایعه را منتشر کرده بود، بدون کوچک‌ترین مسئولیتی سراغ شایعه بعدی می‌رود.

سؤال اصلی این است که چرا این نوع خبرهای جعلی تا این حد فراگیر شده‌اند؟ پاسخ را باید در اقتصاد توجه جست‌وجو کرد؛ جایی که ارزش یک محتوا نه به صحت آن، بلکه به تعداد کلیک، بازدید و تعامل آن سنجیده می‌شود.

الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی به محتوایی پاداش می‌دهند که واکنش‌های احساسی قوی ایجاد کند و هیچ خبری به اندازه خبر مرگ یک چهره شناخته‌شده، مخاطب را مجبور به توقف، کلیک یا گذاشتن کامنت نمی‌کند.

این سازوکار باعث شده برخی صفحات اینستاگرامی، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، مرز میان اطلاع‌رسانی و فریب را محو کنند.

در حقیقت، بسیاری از این صفحات رسانه نیستند بلکه کارگاه تولید واکنش هستند. هدف آن‌ها انتشار خبر واقعی نیست، بلکه شکار چند هزار لایک، صدها کامنت و افزایش بازدید است.

اگر شایعه تکذیب شود، معمولاً اتفاق خاصی نمی‌افتد؛ نهایتاً پست مربوطه حذف می‌شود یا توضیح کوتاهی منتشر می‌کنند و موضوع خاتمه می‌یابد. اما سود اصلی یعنی افزایش دیده شدن صفحه، پیش از این رخ داده است.

در این میان، تنها هنرمند قربانی نیست؛ خانواده، دوستان و حتی مخاطبانی که سال‌ها با آثار آن فرد زندگی کرده‌اند، ناگهان با خبری مواجه می‌شوند که می‌تواند دقایق یا حتی ساعت‌ها آن‌ها را در شوک و اضطراب نگه دارد. آیا چند هزار بازدید بیشتر، ارزش چنین آسیبی را دارد؟

این پدیده البته مختص ایران نیست. در سال ۲۰۱۴ شایعه درگذشت جکی چان در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد؛ شایعه‌ای که میلیون‌ها نفر آن را باور کردند و خود جکی چان مجبور شد با انتشار تصویری از خود، زنده بودنش را اعلام کند.

مورگان فریمن نیز بارها قربانی چنین شایعاتی شده است، تا جایی که در مقطعی تیم رسانه‌ای او رسماً اعلام کرد هر خبری درباره مرگ او کذب است.

سلین دیون، تام هنکس، دنزل واشینگتن، سیلوستر استالونه و بسیاری دیگر نیز در طول سال‌های مختلف همین تجربه را داشته‌اند. وجه مشترک تمام این موارد، سرعت انتشار شایعه و بی‌مسئولیتی منتشرکنندگان آن است.

شاید نگران‌کننده‌تر از خود شایعه، عادی شدن آن باشد. به نظر می‌رسد هر بار که یک خبر دروغ درباره مرگ هنرمندی منتشر می‌شود، جامعه کمی بیشتر به این رفتار نامطلوب عادت می‌کند.

شوخی با مرگ که زمانی خط قرمز اخلاقی بود، اکنون برای برخی مدیران صفحات مجازی به ترفندی بازاریابی تبدیل شده است.

واکنش مهدی فخیم‌زاده نیز از این منظر قابل توجه بود؛ او به جای عصبانیت، با طنزی زیرکانه پاسخ داد: «هر وقت بمیرم، خودم به شما خبر می‌دهم.»

این جمله لبخند بر لب مخاطب می‌آورد، اما در عین حال پوچی و بی‌معنایی این شایعه‌سازی‌ها را نیز به روشنی نشان می‌دهد.

وقتی یک هنرمند مجبور می‌شود زنده بودن خود را اثبات کند، یعنی مسئله فقط یک شایعه ساده نیست، بلکه نشانه‌ای از بحرانی عمیق‌تر در فضای اطلاع‌رسانی است.

شبکه‌های اجتماعی فرصت بزرگی برای دسترسی آزاد به اطلاعات هستند، اما همین فضا زمانی که اخلاق قربانی الگوریتم می‌شود، می‌تواند به کارگاهی برای تولید اخبار جعلی تبدیل گردد.

تا زمانی که معیار موفقیت برخی صفحات تنها تعداد بازدید باشد و صحت محتوا اهمیتی نداشته باشد، باید منتظر بود هنرمند دیگری نیز قربانی چنین شایعاتی شود؛ هنرمندی که ممکن است در حال کار، زندگی یا استراحت باشد اما ناگهان خبر مرگش در فضای مجازی از خود او مشهورتر شود.

شاید حالا وقت آن باشد که کاربران نیز نقش خود را جدی‌تر بگیرند. هر بار که بدون بررسی، خبری شوکه‌کننده را بازنشر می‌کنیم یا زیر آن کامنت می‌گذاریم، ناخواسته به چرخه‌ای کمک می‌کنیم که از شایعه تغذیه می‌کند.

گاهی بهترین واکنش به یک خبر دروغ، نه انتشار مجدد آن، بلکه نادیده گرفتن و گزارش دادن (ریپورت) منبعی است که برای چند کلیک بیشتر، مرز میان حقیقت و دروغ را به هم زده است.