وداع با سیروس ابراهیم‌زاده؛ بازیگری که صدایش را می‌شد دید
وداع با سیروس ابراهیم‌زاده؛ بازیگری که صدایش را می‌شد دید



6عصر ؛ نهال موسوی – در عرصه سینما و تئاتر ایران، همیشه آن‌هایی که در کانون توجه و ستاره‌های درخشان‌اند، تاریخ‌ساز نیستند؛ گاهی بازیگرانی هستند که بی‌هیاهو، سال‌ها ستون‌های مطمئن و قابل اتکایی برای هنر می‌شوند. سیروس ابراهیم‌زاده یکی از همین چهره‌ها بود.
 
او بازیگری بود که شاید اهل شهرت و جنجال نبود؛ اما حضورش در هر اثر، آن را به سطحی از اعتبار و اطمینان می‌رساند که کمتر بازیگری می‌تواند به آن دست یابد.
 
برخی بازیگران را بیشتر با چهره‌شان به یاد می‌آوریم و بعضی را با صدایشان؛ سیروس ابراهیم‌زاده اما بازیگری بود که هم چهره‌اش و هم صدای منحصر به فردش در ذهن مخاطب ثبت شده است؛ چهره‌ای آشنا و صدایی که فقط به خودش تعلق داشت. صدایی که کافی بود تنها چند کلمه از آن را بشنوید تا بدون دیدن چهره‌اش، بلافاصله بشناسید که گوینده کیست.
 
خبر درگذشت او پس از پشت سر گذاشتن یک دوره بیماری، آن هم در خارج از کشور، بیش از آنکه پایان یک زندگی باشد، یادآور کم‌رنگ‌تر شدن نسلی از بازیگران است که پیش از آنکه به دنبال دیده شدن باشند، دغدغه اصلی‌شان بازی درست و حرفه‌ای بود. نسلی که تئاتر را کلاس درس خود می‌دانست و بازیگری را حرفه‌ای می‌شمرد که باید هر روز در آن پیشرفت کرد.
 
ابراهیم‌زاده از همین نسل بود. پس از تحصیل در رشته ادبیات انگلیسی، برای فراگیری آموزش‌های تئاتر به انگلستان رفت و با نگاهی کاملاً حرفه‌ای به بازیگری بازگشت. این تجربه باعث شده بود احترام ویژه‌ای برای متن، تمرین و کار گروهی قائل باشد. همکارانش بارها از نظم، دقت و اخلاق حرفه‌ای او سخن گفته‌اند. بازیگری که برای کوچک‌ترین نقش همان اندازه دقت و وسواس داشت که برای نقش‌های اصلی و شاخص.
 
سیروس ابراهیم‌زاده هم رفت
 
او فعالیت هنری خود را از اواخر دهه چهل آغاز کرد و اولین حضورش در سینما با فیلم «حسن کچل» ساخته علی حاتمی بود. پس از آن در آثار بسیاری از فیلمسازان و سریال‌سازان مطرحی همچون علی حاتمی، داوود میرباقری، مسعود جعفری جوزانی، سیروس الوند و محمدرضا هنرمند حضور یافت. شاید کمتر نقش اول بازی می‌کرد، اما از بازیگرانی محسوب می‌شد که وجودش در هر اثر، حس اطمینان و اصالت را به آن می‌داد.
 
بسیاری او را با مجموعه‌هایی مانند «سایه همسایه»، «تنهاترین سردار»، «حس سوم» و «ساختمان پزشکان» به یاد می‌آورند و دوستداران سینما نیز نقش‌هایش در فیلم‌هایی همچون «کمال‌الملک»، «مومیایی ۳»، «مکس»، «شام عروسی» و «سوغات فرنگ» را فراموش نکرده‌اند.
 
اما شاید برجسته‌ترین خاطره‌ای که از او در ذهن مخاطبان باقی مانده، صدایش باشد؛ نه صرفاً به دلیل خوش‌آوا یا پرطنین بودن، بلکه به خاطر آنکه صدایش بی‌همتا و هیچ‌گاه شبیه به دیگران نبود. صدایی که امضای او بود.
 
کافی بود در میان صداهای بسیار، چند جمله از او بشنوید تا حتی بدون دیدن چهره‌اش، آن را بشناسید. این ویژگی در کنار بازی‌های دقیق و کاملاً هماهنگ با نقش، هویت ویژه‌ای به حضورش روی صحنه و مقابل دوربین می‌داد.
 
سیروس ابراهیم‌زاده هم رفت
 
برای مثال، بازی او در فیلم «مومیایی ۳» به کارگردانی محمدرضا هنرمند را به یاد بیاورید، نقشی که به واسطه آن، جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را در چهارمین دوره جشن خانه سینما دریافت کرد.
 
او هیچ‌گاه اهل حاشیه و جنجال نبود و به ندرت درباره زندگی شخصی خود صحبت می‌کرد. ترجیح می‌داد که توجه‌ها به سمت نقش‌هایش باشد، نه زندگی خصوصی‌اش. شاید همین خصلت باعث شده بود احترام ویژه‌ای از سوی همکارانش کسب کند؛ احترامی که بیش از شهرت، ناشی از حرفه‌ای بودن و حضور مطمئن او بود.
 
درگذشت سیروس ابراهیم‌زاده، بیش از آنکه جای یک چهره مشهور را خالی کند، یادآور کمرنگ شدن نسلی از بازیگران است که اعتبار خود را از تواضع، دانش و سال‌ها تلاش و کار مستمر به دست آورده بودند.
 
او رفت، اما آن صدای بی‌همتا همچنان در حافظه شنیداری چند نسل از مخاطبان باقی خواهد ماند؛ صدایی که برای شناخته شدن هیچ نیازی به دیده شدن نداشت.
 
روحش شاد و یادش گرامی