6عصر: اخیراً گفتوگویی با محمود حقیقی منتشر شده که به دلیل لحظات جذاب و تا حدی خوشایندی که برای مخاطبان داشته، مورد استقبال قرار گرفته است. محمود از خاندان گلستان و حقیقی میآید؛ خاندان مشهوری که پدربزرگش، ابراهیم گلستان، نیازی به معرفی چندانی ندارد، پدرش، نعمت حقیقی، که بخش عمدهای از دوران طلایی سینمای ایران را با دوربین خود ثبت کرده و برادرش، مانی حقیقی، که امروزه به یکی از برجستهترین چهرههای این خانواده تبدیل شده است؛ حتی محبوبیتش از مادرشان، لیلی گلستان، نیز بیشتر است.

با این وجود، محمود راه متفاوتی را نسبت به دیگر اعضای خانوادهاش انتخاب کرده است. او به جای فعالیت در حیطه ادبیات و سینما، در دشتهای بکر مینودشت مشغول کشت و پرورش زیتون و فرآوری روغن زیتون است. لبخندهای او بیاختیار تصویر مانی را در ذهن تداعی میکند، اما لحن و نحوه بیانش گویی چند پله از برادرش جلوتر است. او شخصیتی نسبتاً صریح و رک دارد، اما به قدری در شرح تجربههایش جذاب است که مخاطب را در یک گفتوگوی دو ساعت و نیمه کاملاً مجذوب خود میکند.
بر اساس روایت خودش، محمود فردی جهاندیده است. از ۱۲ سالگی راهی انگلستان شده و دوران نوجوانی خود را در کنار ابراهیم گلستان گذرانده است؛ بدون اینکه بداند نام گلستان به دلیل همسرش، فخری، با فروغ فرخزاد گره خورده است. او ابراهیم گلستان را فردی کاملاً دموکرات توصیف میکند؛ دیدگاهی که کاملاً برخلاف روایتهایی است که از زبان مادرش شنیده شده است.
محمود اشاره میکند که در خانواده آنها رسم «دوری و دوستی» برقرار بوده است. شاید به همین دلیل است که امروزه در مینودشت کسبوکاری موفق راهاندازی کرده و در حوزه فعالیتش فردی خبره به شمار میرود. به گفته خودش، آموختن زبان انگلیسی به او کمک فراوانی کرده و انگلیسیها او را برای احیای نخلستانهای جنوب ایران انتخاب کردهاند. با این حال، وقتی درباره سینما صحبت میکند، کاملاً مشخص است که در خانوادهای پرورش یافته که هنر نقش مهمی در شکلگیری جهانبینی اعضایش داشته است.
در بخشی از گفتوگو، محمود از علاقهاش به کارگردان ویسکونتی و سینمای نئورئالیسم ایتالیا میگوید؛ از روزی که پدربزرگش به او پول تماشای آثار ویسکونتی را داده تا راهی لندن شود، به خانه کاوه، داییاش، برود و یک هفته تمام با سینمای ایتالیا همراه شود. او درباره فیلم «روکو و برادرانش» و تأثیر عمیقی که این فیلم بر او گذاشته است صحبت میکند و سپس به سراغ فیلم «سوتهدلان» میرود. همچنین از مجید اسلامی و مرتضی فرشباف یاد میکند که حلقه سینمایی گنبد کاووس را تقویت کردهاند و آثاری مانند «شطرنج باد» را برای مردم منطقه به نمایش گذاشتهاند. از نعمت حقیقی نیز میگوید که در بیمارستان بستری بوده و مسعود کیمیایی به دیدارش رفته است؛ دیداری که به گفته او، لحظاتی خاص و نادر را رقم زده است.
محمود حقیقی به این دلیل امروز مورد تحسین قرار گرفته است که حداقل در شیوه صحبت کردن و روایت تجربههایش، با ادبیاتی متفاوت از پیشینه خانوادگیاش ظاهر شده و به تعبیر کاربران، فردی بسیار «خاکی» و بیتکلف به نظر میرسد. اگرچه در ایران مدرک دانشگاهی ندارد و تحصیلات دبیرستانیاش در انگلستان نیز معادلسازی نشده است، اما هرگاه درباره موضوعی صحبت میکند، دلیل و پشتوانه علمی برای گفتههایش ارائه میدهد. انگار در دنیای گسترده پادکستهایی که اغلب محتواهای کمارزش دارند، گوشهای پیدا شده که توانسته توجه شنوندگان را به خود جلب کند؛ گفتوگویی که جذابیتش از تجربیات واقعی زندگی، خاطرات سینمایی و شخصیت متمایز مهمانش نشأت میگیرد.
