براساس گزارش سایت طلا و آمارهای رسمی معاملات امروز، شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران با کاهش ۰.۴۱ درصدی مواجه شد و در نهایت در سطح ۸ میلیون و ۴۲۵ هزار واحد متوقف گردید. در جریان معاملات این روز، نمادهای «فملی»، «تابان»، «شستا» و «تاپیکو» به عنوان عوامل اصلی ریزش بازار ظاهر شدند و بیشترین تأثیر منفی را بر شاخص گذاشتند. در مقابل، نمادهای سنگین وزن «فارس»، «فولاد» و «وبملت» توانستند تا حدی جلوی کاهش بیشتر شاخص را بگیرند، اما نتوانستند افت را بهطور کامل جبران نمایند.
با پایان معاملات امروز، تعداد ۴۳۵ نماد با ارزشی معادل ۹.۵ هزار میلیارد تومان در محدوده مثبت به کار خود پایان دادند و در مقابل، ۴۳۷ نماد با ارزشی بالغ بر ۵.۳ هزار میلیارد تومان در محدوده منفی بسته شدند. مجموع حجم معاملات خرد سهام، حق تقدم و صندوقهای سهامی به رقم چشمگیر ۱۰۲ میلیارد برگه سهم رسید و ارزش کل معاملات خرد نیز به حدود ۵۲ هزار میلیارد تومان رسید.
با وجود این ارقام قابل توجه، رفتار سرمایهگذاران حقیقی نشان دهنده احتیاط و محافظهکاری بود، بهطوریکه این دسته از فعالان بازار نزدیک به ۸۰۰ میلیارد تومان سرمایه از بورس خارج کردند. در زمینه صندوقهای سرمایهگذاری، صندوقهای درآمد ثابت و صندوقهای نقره به ترتیب شاهد خروج نقدینگی به میزان ۶۳۵ و ۶ میلیارد تومان بودند، اما صندوقهای طلا با جذب بیش از یک هزار میلیارد تومان سرمایه جدید، همچنان به عنوان پناهگاه امن سرمایهگذاران ریسکگریز باقی ماندند.
بررسی نقشه جریان پول حقیقی بین صنایع مختلف بورس نشان میدهد که گروههای «استخراج کانههای فلزی»، «بانکها» و «سیمان» بیشترین جذب نقدینگی تازه را داشتند. در سوی دیگر، صنایع «دارویی» و «فلزات اساسی» با بیشترین خروج سرمایه حقیقی مواجه شدند که این امر نشاندهنده جابهجایی نقدینگی و تغییر ترکیب سبد سهام معاملهگران است.
فعالان و تحلیلگران بازار سرمایه بر این باورند که ارزش واقعی بورس در مقایسه با بازارهای موازی نباید تنها بر اساس نوسانات کوتاهمدت چند روزه سنجیده شود، بلکه بررسی بازدهی تجمعی از ابتدای سال معیار دقیقتری است. نوسانات اخیر تا حدی فاصله ایجاد شده بین بورس و بازارهای رقیب مانند ارز و طلا را کاهش داده است، اما برای اثبات این که بورس تا چه اندازه توانسته عقبماندگیهای گذشته را جبران کند، لازم است بازدهی اسمی به دقت با نرخ تورم مقایسه شود.
کارشناسان معتقدند که برای حفظ تمایل سرمایهگذاران به بازار سهام، رشد مقطعی شاخصها کفایت نمیکند. استمرار این روند نیازمند وجود متغیرهای بنیادی مانند شفافیت در سودآوری شرکتها، ثبات در سیاستگذاریهای کلان اقتصادی و افزایش اعتماد عمومی به بازار سرمایه است.
