هفت صبح: در ساعت ۱۵ روز ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، با دریافت گزارش قتل یک زن در کلانتری ۱۳۲ نبرد، تیم انتظامی سریعاً به محل حادثه اعزام شد تا موضوع را بررسی کند.

هنگامی که مأموران به خانه رسیدند، جسد زن ۵۱ سالهای را یافتند که عوامل اورژانس حاضر در محل، دلیل اولیه مرگ را خفگی اعلام نمودند.
با اطلاعرسانی به بازپرس ویژه قتل تهران، وی به همراه تیم تشخیص هویت در محل حاضر شد و تحقیقات تخصصی درباره صحنه جرم آغاز گردید.
جسد مقتول که لباس منزل به تن داشت، به صورت طاقباز روی زمین افتاده بود. در مراحل اولیه بررسیها، یک پابند بدل در پای وی کشف شد و مشخص شد که طلاجات مقتول به سرقت رفته است.
در نخستین بازجوییها، همسر مقتول اظهار داشت که ساعت ۱۳:۳۰ از محل کار خود به خانه بازگشته و متوجه شده که در اتاق دخترش شکسته و وسایل در هم ریخته است.
او ادامه داد که برای جستجوی همسرش به نیمطبقه دوم رفته و با جسد او روبرو شده است. همچنین گفت طلاجات همسرش نیز سرقت شده و به همین دلیل فوراً موضوع را به پلیس اطلاع داده است.
بررسیهای صحنه نشان میداد که نیمطبقه دوم خانه در اختیار پسر خانواده بوده و تنها او در این قسمت رفتوآمد داشته است.
پسر خانواده نیز در تحقیقات اولیه ادعا کرد که هنگام وقوع جنایت در محل کارش حضور داشته است. او بیان کرد که مادرش حدود ساعت ۱۱ صبح تنها در خانه بوده و او پس از ترک خانه به محل کار رفته است.
این جوان افزود که پس از تماس تلفنی پدرش و اطلاع از مرگ مادرش، فوراً به خانه برگشته و گمان میکند که مادرش به دلیل سرقت طلا توسط سارق یا سارقانی به قتل رسیده است.
با این حال، بررسیهای کارآگاهان نشان داد که اظهارات اعضای خانواده درباره وضعیت شغلی و محل حضور پسر خانواده با گفتههای خودش همخوانی ندارد؛ موضوعی که تحقیقات درباره او را با حساسیت بیشتری دنبال کرد.
در ادامه بررسی صحنه جرم، کارآگاهان در بالای سر مقتول و روی آینه، یک رشته پارچه بافتهشده مشکیرنگ پیدا کردند. همسر مقتول پس از مشاهده این پارچه اعلام کرد که این پارچه متعلق به پسرش است.
همچنین، در طبقه اول خانه، در اتاق دختر خانواده شکسته شده و کشوی کمد باز بود و شواهد نشان میداد که این قسمت از خانه نیز مورد سرقت قرار گرفته است.
دختر مقتول در تحقیقات گفت که ساعت ۷ صبح برای رفتن به محل کار از خانه خارج شده و پس از تماس پدرش درباره مرگ مادرش، به خانه بازگشته است.
او همچنین درباره رابطه خود با برادرش بیان کرد که به دلیل سرقت طلاجاتش از کمد اتاق، حدود دو سال است که با مجید قهر بوده و هیچ ارتباطی با او نداشته است.
سوابق سرقت طلا از خانه، اظهارات متناقض پسر خانواده درباره محل کارش و شواهد دیگر از صحنه جرم، شک کارآگاهان را نسبت به نقش وی در این جنایت افزایش داد.
با دستور قضایی، جسد مقتول برای تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد و پسر خانواده نیز به دلیل تناقضگوییهایش و قرائن موجود، بازداشت و برای ادامه تحقیقات در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.
متهم در بازجوییهای اولیه همچنان منکر هرگونه دخالت در قتل مادرش بود و به ادعاهای قبلی خود درباره حضور در محل کار پایبند بود.
با هماهنگی قضایی، تحقیقات تخصصی از متهم و سایر اعضای خانواده ادامه یافت. در جریان بررسیهای بیشتر، سابقه سرقت از منزل و همچنین بدهیهای قابل توجه متهم برای کارآگاهان آشکار شد که این امر فرضیه دخالت او در قتل را تقویت کرد.
سرانجام پس از چندین مرحله بازجویی فنی و مکرر، در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۴۰۵، مقاومت متهم شکسته شد و او به قتل مادرش اعتراف کرد.
پس از اعتراف، متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت و تحقیقات برای مشخص شدن انگیزه دقیق جنایت و بررسی سایر ابعاد پرونده همچنان ادامه دارد.
