روزنامه خراسان در گزارشی نوشت: سه برادر که به قتل مسلحانه برادرشان در مشهد متهم شدهاند، در حالی محاکمه شدند که مادر مقتول به عنوان تنها صاحب حق قصاص، از حق خود گذشت کرده است. اما علاوه بر این، اتهاماتی مانند آدمربایی، سرقت و معاونت در قتل نیز در این پرونده مطرح است.

متهمان این پرونده که داستانی بسیار پیچیده و عجیب دارد، در حالی پای میز محاکمه ایستادند که مادرشان به عنوان تنها صاحب خون، از قصاص گذشت کرده بود. با این حال، اتهامات و زوایای مختلف این جنایت تلخ، به موضوعی چالشبرانگیز در عرصه حقوق و قضایی تبدیل شده است؛ به طوری که حتی چند مشت پول توانست پیوند خونی میان برادران را از هم بپاشد.
در عصر روز دهم اردیبهشت، صدای شلیک گلوله از سلاحی جنگی، رهگذران را در بولوار امامیه مشهد متوقف کرد و نگاههای پرهراس به سوی مردانی دوخته شد که جوانی را با ضربات چاقو و گلوله زخمی کرده بودند.
مدت کوتاهی پس از آن، مردان مسلح، پیکر نیمهجان جوان را از خودروی پژو ۲۰۶ به داخل یک سمند منتقل کردند و به سمت مقصدی نامعلوم حرکت کردند.
همزمان با گزارش این حادثه هولناک به پلیس ۱۱۰، تحقیقات کلانتری قاسمآباد برای بررسی این حادثه دلهرهآور آغاز شد. چند ساعت بعد، جوان سمندسواری با پیکری خونآلود به بیمارستان طالقانی مشهد رسید که آثار چاقو خوردگی در گردن و شلیک گلوله در دست و قفسه سینهاش دیده میشد. کادر درمانی بلافاصله برای نجات جان او وارد عمل شدند، اما او دیگر هیچ نشانهای از زندگی نداشت و اینگونه پروندهای جنایی شکل گرفت که بررسیهای اولیه نشان داد این مرد ۳۸ ساله در درگیری خشونتباری توسط برادرانش به قتل رسیده است.
دقایقی بعد، قاضی دکتر صادق صفری، قاضی ویژه قتل عمد مشهد، به مرکز درمانی رفت و دستور بازداشت جوان سمندسواری به نام «بهرام» را صادر کرد. ساعت به حدود ۲۰ شب نزدیک میشد که تحقیقات جنایی با حضور کارآگاهان پلیس آگاهی و مقام قضایی وارد مراحل تخصصی شد و خیلی زود دو برادر دیگر نیز در مظان اتهام جنایت قرار گرفتند.
«بهرام» که همچنان در بیمارستان بستری بود، به مقام قضایی گفت: «ما یک خواهر و چهار برادر هستیم که از هر دو طرف نسبت فامیلی داریم، اما مقتول که «مجید» نام دارد، برادر تنی من است. سال ۸۳ وقتی پدرمان فوت کرد، به خاطر تقسیم ارث و آنچه به ما باقی گذاشته بود، اختلافاتی بینمان پیش آمد که حتی به شکایتهای قانونی کشید. در این میان، یکی از برادرانم به نام «بهزاد» به من گفت که خودروی پژو ۲۰۶ من در اختیار «مجید آقا» است ولی آن را پس نمیدهد. به همین دلیل با «بهزاد» به سراغ «مجید» رفتیم. «بهزاد» چاقو داشت اما «مجید» دست خالی بود. برادرم گفته بود اگر خودرو را نداد، به زور آن را میگیرم و با هم درگیر میشویم. من هم اسلحه کلت را که امانت به من سپرده بودند، داخل جیب کاپشنم گذاشتم تا تیر هوایی شلیک کنم. من هم با «مجید» اختلاف داشتم، اما میخواستیم از مسیر قانونی پیش برویم. قبلاً تمرین کرده بودم که جیبم را بالا ببرم و تیر هوایی شلیک کنم، اما وقتی «بهزاد» او را روی زمین انداخت و در همان حال شلیک کردم، گلولهها به سمت مرحوم رفت. بعد از آن با وکیلم تماس گرفتم و با راهنمایی او، جسد برادرم را به بیمارستان رساندم! این اختلافات صرفاً به خاطر مسائل مالی بود.»
با ادعای متهم، دو برادر دیگر نیز به زودی دستگیر و تحت پیگرد قانونی قرار گرفتند.
در حالی که تحقیقات قضایی برای روشن شدن ابعاد پنهان این جنایت تلخ ادامه داشت و چند مشت پول پیوند خونی بین برادران را از هم پاره کرده بود، مادر آنها رضایت کتبی خود را به شعبه بازپرسی ارائه داد و از خونخواهی فرزندش، تنها صاحب حق قصاص، گذشت کرد. بدین ترتیب، این پرونده جنایی به دلیل اهمیت و حساسیت آن، به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی ارجاع شد و تحت نظر حجتالاسلام والمسلمین قاضی محمد شجاعپور فدکی رسیدگی شد.
در همین حال، شاکی پرونده که همسر مقتول است، ادعاهای جدیدی مطرح کرد و به همین دلیل عباس شیخالاسلامی و جواد دوستی امرودی، وکلای شاکی، خواستار بررسی اتهامات دیگری مانند آدمربایی و سرقت اموال، از جمله گوشی تلفن مقتول، در دادگاه شدند.
بر اساس گزارشها، پس از تکمیل تحقیقات و صدور سه کیفرخواست، جلسه محاکمه متهمان پرونده برادرکشی به ریاست قاضی محمد شجاعپور فدکی و مستشاری قاضی امید عابدینی در مشهد برگزار شد و سه برادر پای میز محاکمه ایستادند. اما حمیدرضا میرزاجانی، وکیل مدافع متهمان، به قضات مجرب دادگاه گفت: «شلیکها غیرعمدی بوده و حتی سلاح جنگی در جیب متهم به قتل بوده است که قصد داشته تیر هوایی شلیک کند، ولی متأسفانه گلولهها به سمت مرحوم اصابت کرده است. آنها آدمربایی هم نکردهاند، زیرا برادرشان جان خود را از دست داده بود.» وکیل متهمان در دفاعیات خود به مواد قانونی مجازات اسلامی اشاره کرد و بر رضایت صاحب خون و گذشت وی تأکید نمود.
در مقابل، وکلای شاکی این دفاعیات را با استناد به مستندات حقوقی و قضایی رد کردند و اظهار داشتند: «اتفاقات دلخراشی که پس از شلیک گلولهها و ضربات چاقو رخ داده، بسیار تلختر و دردناکتر است. آنها پیکر نیمهجان و مجروح برادرشان را به داخل خودروی سمند منتقل کردند و چند ساعت در بیابانهای چاهشک او را نگه داشتند تا رسیدهای صوری برای انتقال اموال تهیه کنند، در حالی که هر لحظه میتوانستند برای نجات این جوان بیگناه اقدام کنند. او را با وضعیتی خونآلود در صندلی عقب سمند حبس کردند و با هر تکانی در خودرو، زجر میکشید. در نهایت زمانی تصمیم گرفتند او را به بیمارستان برسانند که دیگر فایدهای نداشت.»
وکلای مدافع شاکی همچنین خواستار رسیدگی دادگاه و صدور شدیدترین مجازاتهای قانونی برای اتهامات دیگری مانند تهدید و انتشار تصاویر خصوصی در فضای مجازی شدند و ادعا کردند متهمان این جنایت را با نقشه و برنامهریزی قبلی انجام دادهاند و ادعای شلیک هوایی به هیچ وجه قابل قبول نیست.
در همین ارتباط، جواد دوستی امرودی، یکی از وکلای شاکی، دست خود را به شکل سلاح در جیب کاپشنش برد و از رئیس دادگاه پرسید: «کسی که قصد شلیک تیر هوایی دارد، یک بار ممکن است اشتباه کند؛ آیا میتوان باور کرد فردی سه بار شلیک کند و هر سه بار ادعا کند که قصد تیر هوایی داشته است؟ چگونه میشود چنین رفتاری که معمولاً کشنده است را پذیرفت؟»
پس از دفاعیات وی، عباس شیخالاسلامی، وکیل دیگر شاکی، به مواد قانون مجازات اسلامی اشاره کرد و گفت: «متهمان برای گرفتن امضا و رسید، پیکر نیمهجان برادرشان را به مکان دیگری منتقل کردهاند و اینگونه، آدمربایی تحقق یافته است.»
بر اساس گزارش خبرنگار ارشد روزنامه خراسان، این پرونده جنایی به چالشهای حقوقی گستردهای کشیده شده است و متهمان با اتهاماتی مانند معاونت در ارتکاب قتل عمدی نیز مواجه هستند. قضات برجسته شعبه پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی، به همه جوانب و اتهامات سه برادر در این ماجرای تکاندهنده رسیدگی کرده و به زودی حکم نهایی خود را صادر خواهند کرد.
