تمام طعمه‌ها متأهل بودند و می‌دانستیم به‌خاطر ترس از آبروریزی شکایتی نمی‌کنند
تمام طعمه‌ها متأهل بودند و می‌دانستیم به‌خاطر ترس از آبروریزی شکایتی نمی‌کنند



مدتی پیش با افزایش گزارش‌های متعدد سرقت‌های سریالی خودرو در نقاط مختلف تهران، به‌خصوص در مناطق شمال و غرب، تیمی از کارآگاهان پلیس وارد ماجرا شدند. بررسی تصاویر دوربین‌های مداربسته نشان می‌داد که یک دختر و دو پسر با پوشاندن چهره خود با ماسک و نقاب، به خودروهایی مانند پراید و پژو دستبرد می‌زدند.

به گزارش رکنا، این سارقان پس از خالی کردن لوازم باارزش و قطعات خودروها، آن‌ها را در نقاط خلوت شهر رها می‌کردند و در برخی موارد نیز خودروها را به سرقت می‌بردند.

تحقیقات برای شناسایی و بازداشت سه عضو این باند ادامه داشت تا اینکه چند روز پیش، زنی حدود ساعت ۵ صبح در حال عبور از یکی از خیابان‌های غرب تهران بود که متوجه رفتار مشکوک یک دختر و دو پسر نقابدار شد. آن‌ها در حال باز کردن در یک خودروی پراید بودند. این زن با تماس به پلیس، تیم گشت کلانتری را به محل کشاند و سارقان را محاصره کردند. آنها با خودروی مسروقه فرار کردند اما در حین فرار دچار استرس شدند و به شدت تصادف کردند. پس از تصادف، دو پسر جوان پا به فرار گذاشتند اما راننده که یک دختر جوان بود، در محل دستگیر شد.

اسراری که برملا شد

دختر جوانی به نام سارا در بازجویی‌ها به سرقت‌های سریالی اعتراف کرد و هویت همدستان خود را فاش نمود. او گفت که دو مرد فراری، برادر و دوست برادرش هستند؛ اما داستان به همین جا ختم نشد. کارآگاهان در ادامه تحقیقات تلفن همراه متهم را بررسی کردند و با پیامک‌های مرموزی روبرو شدند که نشان می‌داد این گروه از مردان ثروتمند سرقت می‌کنند.

با این مدارک، دختر جوان راز اصلی نقشه باندشان که نام آن را «سایه» گذاشته بودند، فاش کرد. او بیان داشت که به عنوان طعمه در مسیر رانندگان خودروهای مدل بالا قرار می‌گرفت و پس از ورود به خانه مردان پولدار و مسموم کردن آن‌ها، در خانه را باز می‌کرد تا همدستانش وارد شوند و تمام اموال باارزش، طلا و پول‌های طعمه‌ها را به سرقت ببرند. با این اعترافات، مأموران موفق شدند برادر متهم را در مخفیگاهش دستگیر کنند و تلاش برای دستگیری سومین عضو فراری این باند همچنان ادامه دارد.

سرقت‌هایی که شکایتی نداشتند

دختر جوانی به نام سایه، متولد سال ۱۳۸۰ است. او می‌گوید برادرش مجرمی سابقه‌دار است اما خودش تاکنون سابقه حضور در پلیس نداشته است.

*تا چه مقطعی تحصیل کرده‌ای؟

تا مقطع فوق دیپلم.

*چطور به این باند پیوستی؟

همه چیز از آزادی برادرم شروع شد. برادرم مجرمی حرفه‌ای و سابقه‌دار است؛ فکر می‌کنم بیش از هفت بار به جرم سرقت و زورگیری به زندان افتاده است. وقتی آزاد شد پیش من آمد و گفت می‌خواهد کار جدیدی راه بیندازد. برادرم گفت اگر یک زن همراهشان باشد، نه گشت پلیس و نه هیچ فرد دیگری به شک نمی‌افتد. اسم گروه را هم «باند سایه» گذاشته بودیم چون قرار بود مثل سایه بیاییم و برویم و هیچ رد و نشانی باقی نگذاریم.

*انگیزه‌ات از این کار چه بود؟ آیا به پول نیاز داشتی؟

خیر، اصلاً موضوع پول نبود؛ وضع مالی‌مان بد نبود. راستش من فقط دنبال هیجان بودم. زندگی‌ام یکنواخت شده بود و دوست داشتم هیجان را تجربه کنم. وقتی برادرم پیشنهاد داد اسم باند را سایه بگذاریم، خوشم آمد و تصمیم گرفتم با آن‌ها همکاری کنم.

*آیا والدین‌تان از سرقت‌های شما و برادرتان خبر داشتند؟

خیر. حتی روحشان هم خبر نداشت.

*در مورد روش اصلی‌تان برای سرقت توضیح بده؛ چطور از مردان پولدار سرقت می‌کردید؟

من کنار خودروهای مدل‌بالا و گران‌قیمت مثل بنز، بی‌ام‌و، پورشه و لندکروز می‌ایستادم و سوار می‌شدم. با چرب‌زبانی اعتماد راننده را جلب می‌کردم و به بهانه‌های مختلف همراهشان به خانه‌شان می‌رفتم. این افراد اغلب مردان متأهل بودند. از قبل قرص‌های خواب‌آور قوی را پودر کرده و در کیفم نگه می‌داشتم. در فرصت مناسب و زمانی که حواسشان نبود، پودر را در چای یا نسکافه‌شان می‌ریختم و به محض نوشیدن، چند دقیقه بعد بیهوش می‌شدند.

*بعد از بیهوشی آن‌ها چه اتفاقی می‌افتاد؟

فوراً به برادرم و دوستش که مقابل در منتظر بودند پیامک می‌دادم و در خانه را برایشان باز می‌کردم. آن‌ها وارد خانه می‌شدند و هر چه طلا، پول نقد، ساعت و وسایل باارزش بود جمع می‌کردند. با رمز گوشی و کارت‌های بانکی که با فریب از طعمه‌ها گرفته بودیم، حساب‌هایشان را هم خالی می‌کردیم و فرار می‌کردیم.

*فکر می‌کنی چند نفر را با این روش بیهوش کردید؟

حدود هفت نفر.

*چرا هیچ‌کدام از آن‌ها علیه شما شکایت نکردند؟

چون همه آن‌ها متأهل بودند! می‌دانستیم از ترس آبروریزی شکایتی نمی‌کنند.

*آیا تمام این نقشه‌ها را برادرت طراحی کرده بود؟

بله، برادرم سرکرده بود؛ حتی نقشه اولین شگردمان که در گرگ و میش هوا خودروها را به سرقت می‌بردیم هم از او بود.