تابناک: پرونده قتل مرد ۳۵ ساله افغانستانی در مشهد با اعترافات تازه همسر مقتول وارد مرحلهای تازه و پیچیده شده است.

زن جوان افغانستانی که تا پیش از این مدعی بود شوهرش را با ضربات چاقوی آشپزخانه و به دلیل کمبود محبت به قتل رسانده، روز گذشته پس از مشاهده اسناد و مدارک جدیدی که روی میز قاضی ویژه قتل عمد مشهد قرار گرفته بود، حقایق پنهان این جنایت تکاندهنده را فاش کرد و گفت: «شوهرم را مردی به قتل رساند که خودم با او رابطه عاطفی داشتم و تا امروز به خاطر «عاشقی» این قتل را پذیرفته بودم!»
کشف جسد مرد افغانستانی
در یازدهم اردیبهشت ماه، جسد مرد ۳۵ سالهای در حاشیه جاده روستای آبقد مشهد پیدا شد. پس از انتشار تصویر خالکوبی روی بازوی جسد، پرونده جنایی به قاضی ویژه قتل عمد مشهد ارجاع شد؛ زیرا هویت جسد شناسایی و معلوم شد که مردی افغانستانی به نام «نجیب» است که در پی اختلافات خانوادگی به قتل رسیده است.
با دستور قاطع قاضی دکتر صادق صفری، کارآگاهان زبده اداره جنایی پلیس آگاهی بلافاصله تحقیقات خود را برای کشف حقیقت این جنایت آغاز کردند. همسر مقتول به نام «عاطفه» به عنوان مظنون بازداشت شد.
همسرم به من محبت نمیکرد، او را کشتم
این زن ۲۷ ساله ابتدا تلاش کرد جهت پرونده را تغییر دهد و با ذکر افرادی که در فضای مجازی با آنها ارتباط داشت، مسیر تحقیقات را منحرف کند. اما در تحقیقات دقیق و تخصصی کارآگاهان، رد پای یک جوان افغانستانی دیگر در این جنایت پیدا شد. همچنین سیمکارت مخفی «عاطفه» کشف شد و گروه عملیاتی کارآگاهان «حمید» و دوستش «محمدامین» را بازداشت کردند.
در این شرایط زن ۲۷ ساله لب به اعتراف گشود و قتل شوهرش را پذیرفت. او گفت: «من وقتی ۱۳ سال داشتم با «نجیب» ازدواج کردم اما او مرا آزار میداد و کتک میزد. چند سال قبل با «حمید» آشنا شدم و رابطه عاطفی برقرار کردم.
رفتارهای شوهرم را دیگر تحمل نمیکردم چون محبت نمیکرد و همین باعث رنجش من بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم.»
قرص خواب در چای؛ نقشه زن جوان برای قتل شوهرش
سوم اردیبهشت، وقتی شوهرم مست به خانه آمد، چند قرص خواب را در چایاش ریختم و به او خوراندم، سپس با چاقوی آشپزخانه ضرباتی به سر و بدنش زدم. چون نمیدانستم جسد را چگونه پنهان کنم، با «حمید» که رابطه عاشقانه با او داشتم تماس گرفتم. او و دوستش «محمدامین» آمدند و جسد را با خودرو خارج کردند تا اینکه تصویر خالکوبی جسد در روزنامه خراسان منتشر شد و برادرش توانست جسد را شناسایی کند.»
اگرچه «حمید» و «محمدامین» اعترافات همسر مقتول را تأیید کردند و زن جوان صحنه جنایت را بهطور کامل بازسازی نمود، ولی این اظهارات قاضی ویژه قتل عمد مشهد را به طور کامل قانع نکرد.
قاضی هنوز احساس میکرد این پرونده ابعاد پنهانی دارد که کشف نشده است. بنابراین دستور خاص و محرمانهای صادر کرد تا با پرسشهای فنی و تخصصی از فرزندان نوجوان «عاطفه» و بررسی دقیقتر روابط عاطفی متهمان، تحقیقات ادامه یابد.
در نتیجه مدارک جدیدی مبنی بر دخالت «حمید» در این جنایت به دست آمد و روز گذشته هر سه متهم به شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد احضار شدند و بار دیگر مقابل میز عدالت حاضر شدند.
مدارک جدید زن جوان را به اعتراف واداشت
این بار «عاطفه» پس از دیدن اسناد شوکهکننده، اعتراف کرد: «تا حالا به خاطر عشق به «حمید» حقیقت را پنهان کرده بودم و خودم را قاتل معرفی کرده بودم اما در واقع از «حمید» خواستم که شوهرم را مجازات کند.
او با «محمدامین» به خانه آمد، در حالی که من قرصها را به شوهرم خورانده بودم. «حمید» با نیمچهای که داشت ضرباتی به شوهرم که روی پهلو خوابیده بود زد و سپس آن دو او را رها کردند و رفتند.
وقتی خون زیادی روی فرش ریخت، چند بار به «حمید» زنگ زدم و پیامک دادم که بیایند و جسد را بیرون ببرند. آنها آمدند و «نجیب» را با خودرو به حاشیه جاده روستای آبقد بردند…»
با اعترافات صریح متهمان، پرونده وارد مرحله تازهای شد و با دستور قاضی دکتر صادق صفری، روز گذشته صحنه جنایت در منزل مقتول بازسازی شد و هر کدام از عاملان قتل نقش خود را توضیح دادند.
اعتراف هولناک حمید؛ «عاطفه گفت بیا شوهرم را بزن!»
«حمید» که دید «عاطفه» عشق و علاقهاش را کنار گذاشته و حقیقت را فاش کرده، در برابر دوربین قوه قضاییه ایستاد. پس از توضیحات سروان منفرد (افسر پرونده) درباره روند قضایی و پلیسی، نقش خود در قتل را شرح داد:
«آن روز جمعه چهارم اردیبهشت بود که من و دوستم محمدامین مشروبات الکلی مینوشیدیم. «عاطفه» تماس گرفت و گفت بیا شوهرم را بزن! اول مقاومت کردم اما او اصرار کرد. نیمچه را برداشتم و محمدامین هم چاقوی خودش را آورد و با پراید ۱۱۱ به سمت خانه «عاطفه» رفتیم.
وقتی وارد خانه شدیم، نجیب روی پهلوی راست خوابیده بود. من با نیمچه ضرباتی به او زدم. دختر «عاطفه» آمد و من و دوستم بیرون رفتیم، اما محمدامین ضربهای نزد.
با اصرار «عاطفه» دوباره برگشتیم. این بار پراید دوستم را گلمالی کردم. بیل و کلنگ را داخل خودرو گذاشتم و پیکر نجیب را به داخل پراید منتقل کردیم. او هنوز زنده بود اما در مسیر جان داد.
به «عاطفه» زنگ زدم و گفتم کار تمام شد. او گفت: «فدای سرت، بنداز داخل چاه!» ولی ما جسد را به حاشیه جاده روستای آبقد بردیم و دفن کردیم.»
اعتراف محمدامین؛ قصد داشتند قتل را تصادف جلوه دهند
«محمدامین» نیز جزئیات دیگری از این جنایت را بیان کرد و گفت: «اول «حمید» میخواست جسد را کنار خیابان رها کند تا صحنه تصادف به نظر برسد و دوربین نباشد، اما بعد تصمیم گرفتیم او را به بیابان ببریم. «حمید» به آرامی زمینی را کند تا سروصدا نشود و جسد را با پتو داخل چاله انداخت و مرا به خانه رساند.»
پس از پایان بازسازی صحنه جنایت، هر سه متهم به دستور مقام قضایی روانه زندان شدند تا پرونده مراحل دادرسی خود را طی کند.
