روزنامه همشهری گزارش داد: در اوایل مردادماه، زنی مسن اعلام کرد که سارقان حدود ۳میلیارد تومان طلا و جواهرات را از گاوصندوق منزلش به سرقت بردهاند.
او به مأموران گفت: «برای دیدار یکی از اقوامم به خانهاش رفته بودم، اما وقتی به خانه برگشتم، متوجه شدم که دزد وارد خانهام شده و تمام جواهراتم به سرقت رفته است.»

با وجود بههمریختگی خانه که حضور سارقان را نشان میداد، عجیب بود که هیچ در یا قفلی شکسته نشده بود و سارقین توانسته بودند گاوصندوق را بدون زحمت باز کنند.
همچنین بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته نشان داد مردی با ماسک و پای لنگ وارد خانه شده، اما هویت او به درستی مشخص نبود.
مالباخته در ادامه مظنونی را معرفی کرد و گفت: «مدتی است خانهام را برای فروش به یک بنگاه سپردهام و حتی کلید خانه را به آنها دادهام، اکنون به این شخص مشکوکم.»
با این ادعا، مأموران پلیس مشاور املاک را بازداشت و بازجویی کردند، اما او منکر هرگونه دخالت در سرقت شد و بیگناهی خود را اعلام کرد. او مدارکی ارائه داد که نشان میداد در زمان وقوع سرقت در خانه و کنار خانوادهاش بوده است و تصاویر دوربینهای مداربسته این ادعا را تأیید کردند. بنابراین او آزاد شد و تحقیقات پلیس در جهتهای دیگر ادامه یافت.
گردنبند سرقتشده در ویترین طلافروشی
جستوجوها برای کشف راز این سرقت ادامه یافت تا اینکه یکی از بستگان زن مالباخته اولین سرنخ را در اختیار پلیس گذاشت. وی اظهار داشت که یکی از گردنبندهای زن مسن را در ویترین یک طلافروشی دیده و مطمئن است که متعلق به اوست. تیمی از مأموران برای تحقیق به طلافروشی مراجعه کردند.
طلافروش گفت: «چند روز پیش زن و مرد جوانی این گردنبند و چند سکه را برای فروش آورده بودند و من آنها را خریدم.»
کارآگاهان از او خواستند تصاویر حضور آن زن و مرد در مغازه را نشان دهد و با بررسی این عکسها، تحقیقات وارد مرحله جدیدی شد. زمانی که تصاویر به زن مالباخته نشان داده شد، گفت: «آنها دختر و دامادم هستند.»
او افزود: «با نگاه به تصاویر شب سرقت، مردی را با ماسک و پای لنگ دیدم که مطمئنم دامادم است زیرا او چندی پیش در تصادف مجروح شده و پایش لنگ میزند.»
اعتراف به سرقت از سوی داماد و دختر
پس از کشف پشت پرده ماجرا، دختر و داماد زن سالخورده بازداشت و تحت بازجویی قرار گرفتند. آنها که فکر نمیکردند پلیس بتواند آنها را شناسایی کند، اعتراف کردند که به دلیل مشکلات مالی دست به سرقت زدهاند.
مرد جوان گفت: «مدتی است بیکار شدهام و زندگیام دشوار شده است. ما مستأجریم و برای تأمین هزینهها مجبور شدم از افراد زیادی پول قرض بگیرم، اما طلبکاران فشار میآوردند و پولشان را میخواستند، در حالی که من توان پرداخت نداشتم. به همین خاطر با همسرم تصمیم گرفتیم از خانه مادرش دزدی کنیم.»
متهم افزود: «یک روز به طور مخفیانه کلید خانه و گاوصندوق مادرزنم را برداشتم و کلیدهای مشابه ساختیم. سپس در شبی که مطمئن بودیم مادرزنم به مهمانی رفته، با استفاده از کلید وارد خانه شدیم. من برای اینکه شناسایی نشوم ماسک زدم. در مدت کوتاهی جواهرات را از گاوصندوق برداشتیم و پیش از بازگشت مادرزنم فرار کردیم.»
او ادامه داد: «جواهرات مسروقه را به طلافروشی بردیم و فروختیم و با پول بهدست آمده بخشی از مشکلات مالیمان را حل کردیم، اما فکر نمیکردیم پلیس ما را پیدا کند و بازداشت کند.»
با اعتراف متهمان، آنها متعهد شدند اموال مسروقه را بازگردانند، اما تحقیقات تکمیلی برای روشن شدن کامل ماجرا همچنان ادامه دارد.
