سفر تکان‌دهنده از خیاطی تا خیانت و همسرکشی با چکش
سفر تکان‌دهنده از خیاطی تا خیانت و همسرکشی با چکش



روزنامه جام جم گزارش داد که رسیدگی به این پرونده از زمانی شروع شد که یکی از اعضای خانواده مردی به نام نعمت با پلیس تماس گرفت و از فوت او در منزلش خبر داد. مأموران پس از حضور در محل، با جسد مرد میانسال روبرو شدند و بررسی‌های اولیه نشان داد که او با ضربات چکش به قتل رسیده است.

اعتراف همسر مقتول به مشارکت در جنایت همراه با مردی دیگر

همسر نعمت که از این قتل مطلع بود، در جریان تحقیقات بازداشت شد و به پلیس گفت که در این جنایت با مردی به نام سهراب همکاری داشته است. به گفته او، سهراب عامل اصلی قتل بوده و پس از ورود به خانه، نعمت را با ضربات چکش به قتل رسانده است.

بر پایه این اظهارات، تحقیقات برای دستگیری سهراب آغاز شد و مشخص گردید که او به افغانستان رفته است. پس از گذشت یک سال، معلوم شد که سهراب دوباره به ایران بازگشته و در نهایت او بازداشت شد.

سهراب در بازجویی اتهام قتل را رد کرد و اظهار داشت که هیچ اطلاعی از حادثه مرگ نعمت ندارد. با این حال، پس از تکمیل تحقیقات، برای او و همسر مقتول کیفرخواست صادر شد و پرونده به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع داده شد.

خانه دوبلکس داشتیم اما همسرم بداخلاق و سخت‌گیر بود

جلسه دادگاه هفته گذشته برگزار شد و فرزندان نعمت درخواست قصاص برای متهمان کردند.

سپس همسر مقتول در جایگاه قرار گرفت و گفت: «ما هر دو اهل افغانستان بودیم ولی سال‌هاست در ایران زندگی می‌کنیم. خانه‌ای دوبلکس داشتیم و وضعیت مالی‌مان نسبتا خوب بود. من خیاط ماهری هستم و با درآمدم زندگی خود و بچه‌ها را اداره می‌کردم. شوهرم به ما توجه نمی‌کرد و به خاطر رفتار بداخلاقانه‌اش زندگی را برای ما سخت کرده بود.»

او ادامه داد: «مدتی بود که سهراب را می‌شناختم. او پیک موتوری بود و وسایل مرا جابه‌جا می‌کرد. یک روز که برای بردن لباس چند مشتری آمده بود، متوجه ناراحتی من شد. گفتم شوهرم اذیتم می‌کند. سهراب هم ناراحت شد و گفت تو زن خوبی هستی، چرا نباید اذیت شوی؟ من هم به او گفتم که می‌خواهم از دست این مرد خلاص شوم.»

همسر نعمت درباره روز قتل بیان کرد: «کلید خانه را به سهراب دادم. آن روز من و بچه‌ها در طبقه پایین مشغول کار بودیم و شوهرم در طبقه بالا خوابیده بود. او با کلید وارد خانه شد، به طبقه بالا رفت و شوهرم را با چکش به قتل رساند و سپس از خانه خارج شد. من اصلا به طبقه بالا نرفتم که ببینم چه اتفاقی افتاده است. دست بچه‌ها را گرفتم و از خانه بیرون رفتم و به خانه عمه‌ام مراجعه کردم. وقتی عمه‌ام مطلع شد، به پلیس اطلاع داد.»

سهراب: من زن و فرزند دارم و این زن دروغ می‌گوید!

پس از اظهارات همسر مقتول، سهراب در جایگاه حاضر شد و اتهام قتل را رد کرد و گفت: «من اصلا اتهام قتل را قبول ندارم. این زن دروغ می‌گوید. نه کلید خانه را به من داده و نه من شوهرش را کشته‌ام. من فرار نکردم، چون مهاجر غیرقانونی بودم به افغانستان برگشتم و بعد دوباره به ایران آمدم. خودم زن و بچه دارم و زندگی خودم را دارم.»

در پایان جلسه، قضات دادگاه پس از شنیدن دفاعیات متهمان، برای صدور حکم وارد شور شدند و سهراب را به اتهام مباشرت در قتل به قصاص و همسر مقتول را به اتهام معاونت در قتل به ۱۲ سال زندان محکوم کردند.