بر اساس گزارش روزنامه همشهری، در شامگاه ۱۸ شهریور ۱۴۰۳، حادثهای وحشتناک در شهرستان مرند واقع در استان آذربایجانشرقی رخ داد که طی آن بهارک قنبرزاده، استاد دانشگاه مرند، و همسرش سعید، جلوی چشمان کودک ۸ ساله خود به قتل رسیدند.
این جنایت زمانی به وقوع پیوست که خانواده سه نفره از خرید به خانه برگشته بودند و پدر خانواده مشغول پارک کردن خودرو در حیاط خانه بود. در حالی که در پارکینگ خانه هنوز باز بود، ناگهان یک خودروی پرشیا مقابل منزل توقف کرد و مردی جوان که یک قبضه سلاح کمری در دست داشت وارد شد. ابتدا چند گلوله به مادر خانواده شلیک کرد و سپس چند تیر به پدر زد و پس از آن از محل گریخت.
در اثر این تیراندازی، استاد دانشگاه و همسرش جان باختند، در حالی که این صحنه هولناک درست روبروی چشمهای وحشتزده پسربچه ۸ سالهشان رخ داده بود.
آغاز تحقیقات
پس از اعلام خبر به پلیس، تیمی از مأموران در محل جنایت حاضر و تحقیقات خود را آغاز کردند. در بررسیهای اولیه مشخص شد که قاتل مردی است که سالها پیش خواستگار بهارک قنبرزاده بوده و پیش از این نیز بارها برای او و خانوادهاش مزاحمت ایجاد کرده بود. طبق اطلاعات به دست آمده، این مزاحمتها از سال ۱۳۹۲ آغاز شده بود، زمانی که زن جوان هنوز ازدواج نکرده بود. قاتل چندین بار به خواستگاری وی رفته اما هر بار پاسخ منفی شنیده بود. با وجود این، مزاحمتها و تهدیدهایش ادامه داشت تا جایی که خانواده بهارک اقدام به شکایت از او کردند.
فرار از ایران
در همان سالها، عامل جنایت ناگهان ناپدید شد و بعداً معلوم شد که به خارج از کشور مهاجرت کرده است. با این حال، مدتی بعد دوباره به ایران بازگشت و با اطلاع از ازدواج زن جوان و داشتن فرزند، مجدداً شروع به ایجاد مزاحمت برای او کرد. او ادعا میکرد که پس از شنیدن پاسخ منفی افسرده شده، به خارج رفته و در آنجا تمام سرمایهاش را از دست داده و اکنون برای پس گرفتن سرمایهاش بازگشته است. حتی زن جوان را تهدید به قتل میکرد و سرانجام تهدیدهایش را عملی ساخت و زن و شوهر را به قتل رساند.
تعقیب قاتل
با شناسایی هویت قاتل، عملیات دستگیری او آغاز و از آنجا که احتمال میرفت وی قصد فرار از کشور را داشته باشد، مرزها تحت کنترل قرار گرفت. نهایتاً ۴۸ ساعت پس از حادثه، قاتل در حالی که در مسیر تبریز در حال فرار بود، توسط مأموران محاصره و دستگیر شد. متهم در بازجوییها به خرید اسلحه و ارتکاب جنایت اعتراف کرد. تصاویر دوربینهای مداربسته حضور او در محل جنایت را ثبت کرده بودند و همچنین پسر ۸ ساله شاهد حادثه نیز او را شناسایی کرده بود. متهم به اتهام قتل عمد دو نفر تحت پیگرد قضایی قرار گرفت.
در جلسه دادگاه اما متهم همه اعترافات خود را پس گرفت و ادعا کرد که قاتل نیست. او گفت: «شب حادثه برای پس گرفتن پولم مقابل خانه آن زن و شوهر رفتم، اما آنها با هم درگیر شدند و مرد جوان همسرش را با شلیک گلوله به قتل رساند. وقتی این صحنه را دیدم با او درگیر شدم که گلولهای شلیک شد و به او اصابت کرد و او هم کشته شد و من از ترس فرار کردم.»
با وجود این ادعا، قضات دادگاه حکم به دو بار قصاص متهم صادر کردند و این حکم با اعتراض متهم به دیوان عالی کشور ارسال شد.
محاکمه مجدد
قضات دیوان عالی پس از بررسی پرونده، حکم قصاص را لغو و پرونده را برای رفع نواقص به دادسرا بازگرداندند. تحقیقات مجدداً آغاز شد و پس از مدتی متهم بار دیگر در دادگاه حاضر شد. او این بار نیز جنایت را انکار کرده و همان ادعاهای قبلی را تکرار کرد، در حالی که پلیس شواهد بیشتری درباره جرم پیدا و به پرونده اضافه کرده بود.
در نهایت، با وجود تلاشهای متهم برای فرار از مجازات، قضات دادگاه مجدداً حکم به دو بار قصاص او دادند و همچنین به اتهام در اختیار داشتن سلاح غیرمجاز به دو سال زندان محکوم شد. این بار نیز پرونده با اعتراض متهم و وکلایش به دیوان عالی کشور فرستاده شد، که قضات شعبه ۷ دیوان پس از بررسی مجدد، رأی دادگاه قبلی را تأیید کردند و متهم در آستانه اجرای حکم قصاص قرار گرفت.

