6عصر: در دنیای رسانه که هر روز با ابزارهای نوین، جلوههای بصری پیشرفته و شیوههای تازه برنامهسازی روبهرو هستیم، هنوز یک شبکه تلویزیونی فارسیزبان خارج از کشور وجود دارد که انگار زمان در آن ایستاده است. کافی است چند ثانیه از برنامههای حمید شبخیز در شبکه ITN را ببینید تا احساس کنید به ۲۵ تا ۵۰ سال پیش بازگشتهاید؛ زمانی که پرده سبز، پسزمینههای نهچندان واقعی و شیوه اجرای خاص مجریان، بخش جداییناپذیر تلویزیون فارسیزبان بودند. در این شبکه نه فقط دکور و تجهیزات، بلکه انگار خود زمان نیز تمایلی به پیشرفت ندارد.

اما داستان حمید شبخیز فراتر از این ظاهر نوستالژیک و کیفیت فنی برنامههایش است. او طی تمام این سالها، فارغ از تغییر ذائقه مخاطبان و تحولات صنعت رسانه، انرژی و شور همیشگیاش را حفظ کرده و با همان سبک آشنا بار دیگر مقابل دوربین ظاهر میشود. شاید این تداوم برای بخشی از بینندگان جذاب باشد؛ کسانی که لزوما به دنبال برنامهای استاندارد و حرفهای نیستند، بلکه دنبال چهرهای آشنا، فضایی قابل پیشبینی و سرگرمی سادهاند.
البته این به معنای دور ماندن شبخیز از نقدها نیست. کیفیت فنی پایین برنامهها، تکرار الگوهای قدیمی و فقدان سناریو یا محتوای منسجم در برخی تولیداتش، از جمله مواردی است که میتوان درباره آنها بحث کرد. در دورهای که حتی تولیدکنندگان مستقل محتوا برای جذب مخاطب به شیوههای نوین روایت و تصویر متوسل میشوند، اصرار بر فرمولهایی که سالهاست تغییر نکردهاند، سؤالبرانگیز است. با این حال، ظاهرا این نقدها نتوانستهاند ارتباط بخشی از مخاطبان با او را قطع کنند.
حمید شبخیز طی سالها جامعهای از هواداران وفادار برای خود ایجاد کرده است؛ مخاطبانی که شاید با معیارهای حرفهای امروز به برنامههایش نگاه نمیکنند و انتظاری فراتر از آنچه ارائه میدهد ندارند. برای برخی نیز تماشای ITN صرفا راهی برای گذراندن وقت است.
اکنون موجی از واکنشهای کاربران درباره حمید شبخیز در فضای مجازی به چشم میخورد. در ادامه، بخشی از این نظرات را مرور میکنیم؛ دیدگاههایی که تصویری از نگاه کاربران به این چهره قدیمی تلویزیونهای فارسیزبان خارج از کشور ارائه میدهند. 6عصر در این مطلب قصد تأیید یا رد این دیدگاهها را ندارد و صرفاً بازتاب موج شکلگرفته در فضای مجازی است.
نویدنوشت : حمید شبخیز برای من شخصیتی قابل تحلیل است. مطمئنم اگر مغزش را بررسی کنند، دوپامین و سروتونین مغزش حداقل ده برابر یک انسان معمولی است.
روایت لیدی: شبخیز سالهاست گرفتار این وضعیت عجیب شده، اما بیست و چند سال پیش شبکه و برنامههایش خیلی خوب بودند، حداقل برای ما. پیش از شبکه شبخیز، پارس و NITV بودند که ما نمیتوانستیم دریافت کنیم. برنامههایش آن زمان برای ما بسیار شگفتانگیز بود. چیزهایی که به اسم شو سالها روی نوار ویدئو دیده بودیم، حالا زنده پخش میشد و میتوانستیم با آنها صحبت کنیم. یادم میآید یک بار شهره مهمانش بود. باورم نمیشد میتوانم تلفن را بردارم و زنگ بزنم و خوششانس بودم که بتوانم مستقیم حرف بزنم. همچنین برنامههایش پنجرهای مستقیم به زندگی ایرانیان خارج بود؛ چه میگویند، چه میکنند، چه میخورند و کجا میروند… برنامه «دریا و صدف» که اخبار سلبریتیها را میداد و به خانه خوانندههای ایرانی میرفت. برنامه آموزش آرایش. برنامه ترانههای درخواستی… بعدها هم که امیر قاسمی آمد.
حتی دعواهای مدیران شبکهها برای ما جالب بود؛ مثل دعوای ضیا و شبخیز، شبخیز و امیر قاسمی، افشاگریها علیه شبخیز. آن زمان اوج بیماری سرطان مادرم بود و ما هم از نظر روحی و هم اقتصادی بسیار آسیب دیده بودیم و زیر خط فقر. هر چیز که داشتیم خرج بیماری مادرم و سود نزولها میشد. تنها تفریح ما همین برنامههای شبخیز بود. نمیتوانم بگویم آن دوران خوش بود، اما تلویزیون شبخیز به ما کمک کرد آن روزها را تحمل کنیم.
توییت نیما افشارنادری: حمید شبخیز ترکیبی از عقل، انگیزه و نداشتن ایگوی مضر است. کارش را خوب میشناسد، درگیر حواشی بیمعنی نمیشود و یکی از موفقترین ایرانیهای معاصر، مدیران پروژه و حرفهایترین رسانهداران ایرانی است. بدون شک.

ایرانی: من حمید شبخیز را دوست دارم. هر اتفاقی بیفتد، این مرد همیشه در حال خودش است. شلهزرد تبلیغ میکند، دورهمی برگزار میکند و در پارکینگ خانهاش برنامه اجرا میکند و هیچ نالهای هم ندارد.
نظر النینو: حمید شبخیز واقعا چه کسی بود؟ وسط برنامه زنده، دل و روده غذا را بیرون ریخت!
آرمان: حمید شبخیز واقعاً مرد خستگیناپذیر تلویزیونهای فارسیزبان خارج از ایران است. یک عمر است با همان دکور، همان چند نفر و همان کیفیت برنامه پخش میکند.
توییت طنازانه سعید: من مطمئنم حمید شبخیز، خود ساتوشی ناکاموتو است.

و تنتن: هر وقت ناامید شدی، به کسی فکر کن که زنگ میزند برنامه «آهنگ درخواستی» حمید شبخیز و درخواست آهنگ «دوستت دارم میدونی» از سوسن را میکند!
