رمان «زن صدچهره» با قتل مرموز، برنده جایزه گنکور 2026 شد
رمان «زن صدچهره» با قتل مرموز، برنده جایزه گنکور 2026 شد



فیلیپ ژانادا به‌خاطر رمان جدیدش درباره پرونده قتل مرموز یک زن جوان در سال ۱۹۴۹، موفق به کسب جایزه گنکور، معتبرترین جایزه ادبی فرانسه شد.

بر اساس گزارش ایسنا، فیلیپ ژانادا، نویسنده فرانسوی، به عنوان برنده جایزه ادبی گنکور معرفی گردید. او این جایزه را برای کتاب «زن ناشناس اسکله ژاول» دریافت کرد که داستان بازسازی شده‌ای است از پرونده قتل لوئیز کانسو، زن ۲۹ ساله‌ای از منطقه برتانی فرانسه.

لوئیز کانسو به دلیل اینکه بسیاری از نقاشان در محله مونپارناس پاریس او را به عنوان مدل نقاشی می‌خواستند، به «زن صدچهره» معروف بود. جسد او در هفتم سپتامبر ۱۹۴۹ پیدا شد، اما پلیس هرگز موفق به شناسایی قاتل نشد.

جایزه گنکور امسال با حاشیه‌هایی همراه بود؛ چرا که اتهاماتی علیه یکی دیگر از کتاب‌های حاضر در فهرست بلند نامزدها مطرح شد. گفته می‌شد که کتاب «این بود یا مرگ» نوشته تلیسون اورلین، نویسنده کانادایی-هائیتی، تقریباً به طور کامل با کمک هوش مصنوعی نوشته شده است.

بر اساس گزارش گاردین، آکادمی گنکور که یک نهاد ادبی مستقر در پاریس است، پس از مطرح شدن این اتهامات، کتاب این نویسنده را از فهرست نامزدها حذف کرد. همچنین انتشارات بورئال، ناشر کانادایی وی، پس از بررسی‌های لازم همکاری خود را با او قطع نمود. اورلین استفاده از هوش مصنوعی برای نوشتن رمانش را قویاً رد کرده است.

فیلیپ ژانادا که پیش از این چهار بار وارد فهرست نهایی جایزه گنکور شده بود، سرانجام با سیزدهمین رمان خود موفق به دریافت این جایزه معتبر شد.

این نویسنده که در منطقه ایل دو فرانس متولد شده است، از سال ۲۰۱۳ با انتشار کتاب «سولاک» به عنوان نویسنده‌ای شناخته می‌شود که تحقیقات درباره پرونده‌های قدیمی و بازخوانی وقایع جنایی واقعی را به عنوان ویژگی برجسته آثارش دنبال می‌کند.

لوئیز کانسو، شخصیت اصلی رمان «زن ناشناس اسکله ژاول»، در سن ۱۶ سالگی محل تولد خود در منطقه برتانی را ترک کرد تا به عنوان خدمتکار مشغول به کار شود. پس از مدتی به عنوان مدل نقاشی برای ژان‌لوئی، نقاش فرانسوی، مقابل او نشست و سپس به سایر نقاشان و مجسمه‌سازان پاریس معرفی شد.

ژانادا در کتاب ۵۳۰ صفحه‌ای خود کوشیده است تا به بی‌عدالتی‌هایی که در جریان تحقیقات اولیه درباره این مدل نقاشی رخ داده، بپردازد.

برای نگارش این رمان، ژانادا از مجموعه داستان‌های بازرس مگره نوشته ژرژ سیمنون الهام گرفته است؛ مجموعه‌ای که درباره رئیس یک واحد جنایی در پاریس دهه ۱۹۴۰ است. او ۷۴ جلد از ۷۵ رمان این مجموعه را مطالعه کرده و بارها به آن‌ها مراجعه کرده است.