«کور خوانده‌اید»؛ صدا و سیما قرار بود دانشگاهی باشد که حتی نابینایان را هم شامل شود!
«کور خوانده‌اید»؛ صدا و سیما قرار بود دانشگاهی باشد که حتی نابینایان را هم شامل شود!



6عصر؛ سید رحیم معارفی – موعد پایان دوره پنج ساله ریاست پیمان جبلی بر سازمان صدا و سیما نزدیک شده است و او که به جای تلاش برای کسب رضایت همگان، تصمیم گرفته زبان خود را با تندترین جریان‌های منتقد هماهنگ کند و با تصویرسازی از خود به عنوان یک دژ مقاومت، جایگاهش را محکم نماید، اظهار داشته است:

«کور خوانده‌اید اگر فکر می‌کنید با این فشارها، صداوسیما از مسیرش کوتاه بیاید.»

بدیهی است که وجه سیاسی او، به ویژه با تفسیرهای رادیکال در حوزه‌های فرهنگی و رسانه‌ای غالب است، اما این ادبیات فراتر از یک موضع سیاسی صرف است و زنگ خطری برای فرهنگ گفت‌وگو و اخلاق حکمرانی در کشور محسوب می‌شود و شاید بتوان این سخن را به زبان ساده چنین تعبیر کرد: چشم‌تان کور! همین است که هست… (البته فعلاً به این حد از صراحت نرسیده‌اند).

نکته قابل تأمل این است که این رویکرد مقابله‌ای در حالی اتخاذ شده که در ماه‌های اخیر، رؤسای قوای مجریه و مقننه و همچنین جمعی از دلسوزان و نخبگان کشور، انتقاداتی جدی و خیرخواهانه نسبت به عملکرد جاری این سازمان مطرح کرده‌اند. آیا ادبیات «کور خوانده‌اید» پاسخی به این حجم از نقدهاست؟ اگر چنین است، باید پرسید این آرایش تهاجمی در برابر نهادهای بالادستی و چهره‌های تأثیرگذار نظام، بر اساس کدام منطق رسانه‌ای و چه سیاستی از «جذب حداکثری» سازگار است؟ به نظر می‌رسد این لحن نه تنها فاصله میان رسانه و مخاطب را بیشتر می‌کند، بلکه شکاف میان رسانه و ساختار حکمرانی را نیز عمیق‌تر می‌سازد.

صدا و سیما، فراتر از یک نهاد اداری، مسئولیت سنگین «الگوسازی فرهنگی» را بر عهده دارد. در چنین سازمانی، زبان مدیر ارشد، بازتاب مستقیم «فرهنگ سازمانی» است؛ فرهنگی که قرار است الگوی رفتار در فضای عمومی باشد. وقتی رئیس رسانه‌ای که خود را «دانشگاه» می‌نامد، در برابر کوچک‌ترین نقدها چنین موضع تهاجمی می‌گیرد، باید پرسید آیا این زبان در شأن نهادی است که قرار است «صدای ملت» باشد نه «تریبون خشم»؟

از دیدگاه اصول حرفه‌ای ارتباطات، رسانه نباید بلندگوی یک گروه خاص یا ابزار تسویه‌حساب باشد؛ بلکه باید صدای متن جامعه باشد. اصول اخلاق رسانه‌ای حکم می‌کند که حتی در اوج اختلافات فکری، «حرمت مخاطب» حفظ شود و نقدپذیری نه نشانه ضعف، بلکه یکی از ارکان اصلی هویت یک رسانه مقتدر و قابل اعتماد باشد. اکنون با شنیدن چنین عبارات تند، این سؤال اساسی مطرح می‌شود که اصول کلاسیک حرفه‌ای رسانه‌ها در کجای راهبردهای امروز صدا و سیما قرار گرفته‌اند؟

به آقای جبلی باید یادآوری کرد که منتقد حتماً دشمن نیست. گاهی منتقد همان مخاطبی است که هنوز به رسانه ملی تعلق خاطر دارد، اما به دلیل فاصله عمیقی که میان دغدغه‌هایش و خروجی این رسانه افتاده، ناراضی است. وقتی میلیون‌ها نفر از مردم، به دلایل مختلف، به سایر تریبون‌ها روی می‌آورند، آیا پاسخ «کور خوانده‌اید» راه‌حلی برای ترمیم این شکاف است؟

رسانه‌ای که خود را «دانشگاه» می‌نامد، بیش از هر نهاد دیگری موظف به رعایت ادب گفت‌وگو و اخلاق مدنی است. صدا و سیما نباید از اصول بنیادین خود عقب‌نشینی کند؛ اما شنیدن صدای مردم و مسئولان به معنی عقب‌نشینی نیست و اصلاح روش‌ها نیز به معنای شکست نیست. قدرت یک رسانه در این است که نقد را بپذیرد، حتی اگر آن نقد خوشایند مدیران نباشد.

این سطور از سر دلسوزی برای مرجعیت رسانه‌ای کشور نوشته شده‌اند؛ ما به رسانه‌ای نیاز داریم که صدای «همه» مردم باشد، نه صدای یک بخش خاص؛ رسانه‌ای که به جای ادبیات تقابلی بگوید: «نقد شما را شنیدیم؛ حالا اجازه بدهید درباره آن گفت‌وگو کنیم.»

در پایان باید گفت بسیار تلخ است اگر «دانشگاهی» که قرار بود فرهنگ گفت‌وگو را آموزش دهد، در برابر یک پرسش انتقادی چنین خشمگین شود. مسئله تنها یک جمله نیست؛ مسئله فرهنگی است که پشت این سخنان قرار دارد؛ تا زمانی که این نگاه «غضب‌محور» حاکم باشد، شکاف میان رسانه و مخاطب روز به روز عمیق‌تر خواهد شد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* کلمه «تصفیه حساب» به معنای صاف کردن حساب‌ها درست است و «تسویه» به معنی مساوی کردن است که در سال‌های اخیر جایگزین تصفیه شده است (با تصور غلطی که برای امور غیر مرتبط مانند آب و هوا به کار می‌رود)؛ این اصطلاح در حسابداری کاربرد دارد.