اعتراف سارق طلا: همدستم دروغ گفت که به کاهدان زده‌ایم
اعتراف سارق طلا: همدستم دروغ گفت که به کاهدان زده‌ایم



روزنامه همشهری گزارش داد: مدتی پیش، گروهی از مردان معتاد که برای مصرف مواد مخدر وارد یک خانه متروکه در حوالی تهران شده بودند، با جسد خون‌آلود مرد جوانی روبرو شدند که هدف ضربات متعدد چاقو قرار گرفته بود. آنها بلافاصله موضوع را به پلیس اطلاع دادند و خیلی زود تیم بررسی صحنه جرم همراه با بازپرس ویژه قتل در محل حاضر شده و تحقیقات میدانی را آغاز کردند.

6386140

شواهد موجود نشان می‌داد که چند ساعت از زمان وقوع جنایت گذشته است. پس از انجام انگشت‌نگاری، هویت مقتول مشخص شد؛ او حمید نام داشت که بررسی سوابقش نشان داد اواخر سال گذشته از زندان آزاد شده بود. حمید پیش‌تر بارها به جرم سرقت خودرو و لوازم داخل آن دستگیر و زندانی شده بود. در این شرایط، کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات خود را برای شناسایی قاتل یا قاتلان این جنایت آغاز کردند.

ردپای همدست

تحقیقات پلیس نشان می‌داد که حمید به تازگی با فرد دیگری به نام فرهاد، که او نیز سابقه سرقت داشت، همکاری می‌کرده است. همچنین با بررسی ترددها و بازبینی تصاویر دوربین‌های مداربسته، مشخص شد که آخرین بار مقتول همراه این فرد دیده شده است. فرهاد، مجرمی با سابقه که بارها به جرم سرقت زندانی شده بود، به همراه حمید باند دو نفره‌ای تشکیل داده بودند و در شب‌های تاریک به خودروهای پارک شده در خیابان‌ها دستبرد می‌زدند و لوازم داخل آنها را می‌دزدیدند.

دستگیری هنگام سرقت

با رسیدن به این سرنخ مهم، فرهاد تحت تعقیب قرار گرفت تا این‌که چند شب قبل مأموران در حال گشت‌زنی در یکی از مناطق اطراف پایتخت، مرد جوانی را حین سرقت لوازم یک دستگاه پژو مشاهده کردند. مأموران در همان لحظه او را دستگیر کردند. پس از بررسی مشخصات، معلوم شد که او همان فرهاد، مظنون اصلی پرونده قتل حمید است. هرچند در ابتدا منکر هرگونه دخالت در قتل بود، اما در ادامه بازجویی‌های دقیق پلیسی به اعتراف پرداخت و راز قتل همدستش را فاش کرد. هم‌اکنون او برای تحقیقات تکمیلی و کشف زوایای پنهان پرونده در اختیار مأموران اداره آگاهی قرار دارد.

دعوا بر سر گنج

متهم اعتراف می‌کند که تصور می‌کرده همدستش قصد فریب او را دارد.

در ابتدا خودت را معرفی کن.

نام من فرهاد است و 39 سال دارم. بارها به جرم سرقت بازداشت و زندانی شده‌ام. تخصص اصلی من سرقت خودرو و لوازم داخل آن است.

با چه روشی سرقت می‌کردی؟

سال‌ها پیش وقتی 18 ساله بودم به دلیل درگیری بازداشت و زندانی شدم. آنجا از یک سارق سابقه‌دار یاد گرفتم چگونه در ماشین‌هایی مثل پراید و پژو را باز کنم. روش کارم این بود که ماشین را می‌دزدم، هر چه داخلش بود خالی می‌کردم و خیلی سریع آن را رها می‌کردم.

آیا خود ماشین را هم می‌دزدیدی؟

سرقت خودرو ریسک و دردسر زیادی دارد؛ چون مالخر کم است و باید سند را جعل کرد که کار بسیار سختی است و اصلاً تخصص من نیست. بنابراین پس از دزدیدن ماشین، فقط یک دور با آن می‌گشتم و سریع رها می‌کردم چون نگه داشتن ماشین سرقتی برای مدت طولانی خطرناک است و ممکن است لو بروم.

با مقتول چگونه آشنا شدی؟

حمید را در زندان ملاقات کردم؛ ما با هم در یک بند بودیم. تقریباً دو یا سه سال آنجا زندانی بودیم و پس از آزادی تصمیم گرفتیم دوباره با هم سرقت کنیم.

از کی سرقت‌هایتان آغاز شد؟

حدود چهار ماه پیش؛ تقریباً از اوایل تابستان با هم همدست شده بودیم و سرقت می‌کردیم. تخصص حمید هم مانند من، سرقت لوازم داخل خودرو بود.

چرا با مقتول دچار اختلاف شدی؟

چند وقتی می‌شد که فهمیده بودم حمید قصد دارد مرا فریب دهد. ماجرا این بود که چند روز قبل به سراغ یک ماشین سرقتی رفته بودیم و به اصطلاح به گنج رسیده بودیم؛ یک کیف پر از طلا در ماشین پیدا کردیم. آن شب ناگهان صدایی شنیدیم و حمید گفت احتمالاً پلیس است. سریع کیف را از دست من گرفت و هر کدام به سمتی فرار کردیم. از آن روز هر بار که می‌خواستم طلاها را تقسیم کنیم، او می‌گفت طلاها تقلبی بوده و به کاهدان زده‌ایم، اما من مطمئن بودم که دروغ می‌گوید.

بعد چه اتفاقی افتاد؟

آن شب پس از سرقت، به پاتوقمان که یک خانه متروکه حوالی فشم بود رفتیم. در آنجا مشغول مصرف مواد شدیم و من به او گفتم که سرم را کلاه گذاشته و دروغ می‌گوید، ولی او انکار می‌کرد. من عصبانی شدم و کنترل خود را از دست دادم؛ با چاقو به او حمله کردم و چند ضربه به او زدم.

بعد از قتل چه کردی؟

فرار کردم اما دچار عذاب وجدان شدید بودم. با این حال فکر نمی‌کردم دستگیر شوم چون در شب تاریک و منطقه خلوت بودیم و کسی ما را ندیده بود. اما بخت با من یار نبود و در نهایت گرفتار شدم.