همشهری: در اواخر تیرماه امسال، صاحب یک صرافی در شمال غرب تهران متوجه شد که دزدان به مغازههای همسایه دستبرد زدهاند. به همین دلیل تصمیم گرفت که گاوصندوق صرافی را خالی کند و دلارها و طلاهای موجود را به مغازه دوم خود واقع در حوالی میدان فردوسی منتقل نماید تا از دستبرد دزدان در امان بمانند.

او بیش از 70 میلیارد تومان دلار و سکههای طلا را درون یک کولهپشتی قرار داد و آن را به دو کارمند خود سپرد تا آن را به محل دیگر منتقل کنند. اما زمانی که این دو کارمند با کولهپشتی پر از دلار و طلا از ساختمان خارج شدند، دو مرد نقابدار و ماسک زده ناگهان با شوکر به آنها حمله کردند، کولهپشتی را قاپیدند و فرار کردند.
پیامک مشکوکی که نقشه را فاش کرد
پس از اطلاع صاحب صرافی از این سرقت، او به اداره آگاهی مراجعه کرد و از دزدان شکایت کرد. مأموران تحت نظر بازپرس دادسرای ویژه سرقت، تحقیقات خود را آغاز کردند و ابتدا به سراغ همان دو کارمندی رفتند که کولهپشتی میلیاردی به آنها سپرده شده بود. این دو نفر که به شدت کتک خورده و زخمی شده بودند، شرح ماجرای سرقت را ارائه دادند، اما مأموران در بازجوییها به رفتار یکی از آنها شک کردند. این شک زمانی به یقین تبدیل شد که مأموران در میان پیامکهای گوشی این کارمند، پیامی با مضمون «سهم مرا پرداخت کنید.» پیدا کردند. این سرنخ باعث شد که بلافاصله این کارمند خیانتکار بازداشت شود.
اعتراف کارمند خیانتکار
متهم در بازجوییها اعتراف کرد که مدتها در صرافی کار کرده و وقتی از انتقال محموله میلیاردی دلار و سکه مطلع شده، موضوع را با دو نفر از دوستانش که مشکلات مالی داشتند، در میان گذاشته است. او افزود: نقشه کشیدیم که آنها هنگام انتقال کولهپشتی به من و همکارم حمله کنند، ما را کتک بزنند و کوله را سرقت کنند. قرار بود پس از سرقت، پول بین ما تقسیم شود اما دوستانم پس از سرقت ناپدید شدند و پاسخ تماسهایم را ندادند.
دستگیری دو سارق نقابدار
ادامه تحقیقات پلیس را به همان دو سارق نقابدار رساند. هر دو در مخفیگاهشان بازداشت شدند، اما در بازجوییها ادعای عجیبی مطرح کردند. آنها گفتند که پس از سرقت در حال فرار بودند، اما آنقدر دستپاچه شدند که پای یکی از آنها به مانعی گیر کرد و کولهپشتی از دستش افتاد و به پایین پلی که روی آن بودند پرت شد. همچنین چون صدای آژیر و دیدن ماشین پلیس از پشت سرشان باعث ترسشان شده بود، کولهپشتی را رها کردند و به فرار خود ادامه دادند.
ردپای کارگر رستوران در ماجرا
بهزودی مشخص شد که ادعای سارقان تازهکار صحت دارد، اما کولهپشتی کجا رفته بود؟ این سوال پرونده را وارد مرحلهای جدید کرد. کارآگاهان برای پاسخ، به بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته اطراف محل حادثه پرداختند. تصاویر نشان داد که کولهپشتی در فضای سبز کنار خیابان پرتاب شده است و چند لحظه بعد مردی به آرامی به سمت آن رفته، کوله را برداشت و با خود برد.
ردیابیهای پلیس این مرد را به کارگر یک رستوران در همان منطقه رساند.
کشف گنج بادآورده
مرد جوان که اهل یکی از شهرهای مرکزی کشور بود، بازداشت شد. ابتدا او مدعی شد که از ماجرای کولهپشتی بیاطلاع است، اما کارآگاهان در بازرسی از اتاقک استراحت کارگران رستوران، بخشی از دلارهای سرقت شده را در کمد او پیدا کردند. نکته جالبتر اینکه بررسیها نشان میداد این کارگر که درآمد قابل توجهی نداشت، به تازگی یک خودروی صفر کیلومتر خریده بود.
در برابر این شواهد، مقاومت بیفایده بود و متهم به اعتراف پرداخت و راز کولهپشتی میلیاردی را فاش کرد. او گفت: آن روز برای هواخوری از رستوران خارج شدم که ناگهان یک کولهپشتی از بالای پل به داخل فضای سبز پرت شد. وقتی به آن رسیدم و در کوله را باز کردم، با گنجی روبرو شدم. کوله پر از دلار و سکه بود. فکر کردم این هدیهای از جانب خداست تا مشکلاتم حل شود. او ادامه داد: چند سکه را برای مادرم در شهرستان فرستادم و با بخشی دیگر، خودروی پژویی که همیشه آرزویش را داشتم، خریدم. بقیه را هم برای پسانداز نگه داشته بودم که دستگیر شدم.
با این اعترافات و کشف بخشی از اموال مسروقه، گره کور این پرونده عجیب باز شد و تحقیقات تکمیلی به صدور کیفرخواست برای متهمان انجامید تا بهزودی در دادگاه محاکمه شوند.
