تهدید ترامپ برای بمباران ایران؛ بررسی سه سناریوی احتمالی درباره تهدید حمله به ایران



ترامپ فردا چه میکند؟

در وهله نخست میتوان گفت که وقتی یک خود شیفته مجنون آن هم در رأس «ابرقدرتی» چون آمریکا در چنین بنبست سختی قرار میگیرد، باید نگران بود. او شبیه قماربازی است که وقتی میبازد از شدت عصبانیت حاضر نیست واقعیت را بپذیرد و زیر میز میزند و هر چه را دم دستش باشد تخریب میکند. از این رو، از ترامپ هر رفتاری ممکن است سر بزند.

صابر گلعنبری، کارشناس روابط بین الملل در یادداشتی نوشت:

«امروز ترامپ به سبک بزه کاران عصر حجر تهدید کرد که اگر ایران تنگه هرمز را باز نکند، فردا کل نیروگاه های برق و پل های کشور را بمباران میکند. رسیدن جنگ به چنین مرحلهای نشانه های مهمی از یک بن بست راهبردی دارد؛ بنبستی که باعث شده ترامپ از ادعای «کمک» به ملت ایران برای «احیای شکوه ایران» به تهدید بازگرداندن آن به «عصر حجر» برسد و این گونه حیثیت و اعتبار آمریکا را خرج بازگشایی تنگ های کند که پیش از جنگ باز بود اما اکنون به مهمترین هدف او از جنگ و خروج از آن تبدیل شده است.

ترامپی که تا دیروز میگفت تنگه هرمز برای او اهمیتی ندارد و از کشورهای دیگر و متحدان اروپایی آمریکا میخواست خود برای بازگشایی آن اقدام کنند و آمریکا نیازی به آن ندارد، اما اکنون چنان عصبانی است که آن را «تنگه لعنتی» نامید و کار را به فحاشی نیز رساند.»

از این رو، پرسش اصلی این ساعات این است که فردا چه اتفاقی میافتد؟ آیا ترامپ تهدیدهای خود را عملی میکند؟ آیا دوباره به هر بهانه ای از اجرای آن خودداری میکند؟

ترامپ قماربازی است که می بازد

در وهله نخست میتوان گفت که وقتی یک خودشیفته مجنون آن هم در راس «ابرقدرتی» چون آمریکا در چنین بنبست سختی قرار میگیرد، باید نگران بود. او شبیه قماربازی است که وقتی میبازد از شدت عصبانیت حاضر نیست واقعیت را بپذیرد و زیر میز میزند و هر چه را دم دستش باشد تخریب میکند. از این رو، از ترامپ هر رفتاری ممکن است سر بزند.

این از حیث شخصیت خودشیفته اوست. اما در عین حال، همین ترامپ یک بازرگان هم هست و لازمه آن نوعی محاسبه گری و سنجش سود و زیان است. تاکنون در پرونده های مهم داخلی و خارجی، شاهد رفتاری برآمده از هر دو بعد شخصیتی او یا ترکیبی از آنها بودهایم. در واقع تناقضات مستمر در سخنان و رفتارهای او نیز به همین دوگانگی شخصیتی بازمیگردد که چهره ای غیرقابل پیشبینی از او ساخته است.

ترامپ تحت تاثیر همین دوگانگی و نتانیاهو، این جنگ را علیه ایران آغاز کرد؛ هم برای انتقام از رویکرد ایران و مخالفت با مطالباتش از دوره اولش تاکنون و هم با این تصور که این جنگ، یک بازی کاملا برده خواهد بود. اما اکنون به این نتیجه رسیده که چنین نیست و جنگ مطابق میل او پیش نرفته است. همین موضوع بعد خودشیفته شخصیت او را به شدت تحریک و او را به اندازهای خشمگین کرده که بیمحابا چنین تهدیدهایی را برای شکستن بنبست مطرح کند؛ فارغ از آن که همین تهدیدهای عامدانه میتواند بر اساس قوانین داخلی آمریکا و حقوق بین الملل مصداق «جنایت جنگی» باشد.

این همان ترامپی است که به دنبال جایزه صلح نوبل بود و مدعی میشد که جنگ افروز نیست و چندین جنگ را در جهان پایان داده است. با این حال اگر عقل محاسبهگر ترامپ بر خودشیفتگی او غلبه کند، میتوان امیدوار بود که دست به چنین اقدامی نزند. اگر این تهدیدهای او تنها برخاسته از حس انتقام جویی نباشد و نوعی محاسبه در آن دخیل داشته باشد، مثلا این که امیدوار باشد که با توسل به آنها ممکن است تنگه هرمز بازگشایی شود، در آن صورت نگرانی از پیامدهای گسترده چنین اقدامی میتواند ترمز او را بکشد؛ زیرا همانگونه که ایران نیز هشدار داده است، اگر در واکنش به آن بابالمندب نیز در کنار تنگه هرمز بسته شود و تأسیسات نفتی منطقه هدف قرار گیرد، پیامد آن برای اقتصاد جهانی و اقتصاد خود آمریکا فاجعهبار خواهد بود. در چنین وضعیتی، بمباران نیروگاه های برق ایران برای کشور فاجعه بار است، اما این امر به قیمت یک فاجعه و بحران بزرگ برای اقتصاد جهان، آمریکا و امنیت منطقه نیز تمام میشود.

در نهایت یا احساسات خودشیفته بر او چیره میشود و تصمیم به بمباران گسترده میگیرد، یا عقل محاسبه گر او غالب میشود و از بیم پیامدها مانع چنین اقدامی خواهد شد. البته ممکن است گفته شود که همین عقل محاسبه گر او را به این نتیجه رسانده است که چنین فاجعه ای رخ نمیدهد.

اما از لحن و محتوای تهدیدهای خشم آلود امروز و حجم عصبانیتش پیداست که خود را در برابر یک تصمیم بسیار دشوار میبیند.

در مجموع، برای فردا سه احتمال قابل تصور است؛ نخست این که تصمیم خود را اجرا کند. در این صورت بعید است که بلافاصله شاهد بمباران گسترده همه نیروگاهها در سراسر کشور باشیم و احتمالا با هدف قرار دادن چند نیروگاه و اهداف دیگر تلاش کند جدیت خود را نشان دهد و سپس ضرب الاجل تازه ای تعیین کند.

احتمال دوم این که مانند دفعات قبل به بهانه پیشرفت در مذاکرات یا نزدیک بودن توافق، دوباره مهلت دیگری اعلام کند که محتمل است.

احتمال سوم نیز این است که تحرکات دیپلماتیک در ساعات اخیر روزنه ای بگشاید. اینجا این احتمال وجود دارد که ایران برای گرفتن بهانه از ترامپ، امروز و فردا پاسخ خود به طرح پیشنهادی او را بدهد.