دوران بعد از زایمان برای بسیاری از مادران با خستگی زیاد، کمبود خواب و فشارهای روانی فراوان همراه است؛ کارشناسان توصیه میکنند که اطرافیان به جای مقایسه کردن یا نصیحتهای کلی، احساسات مادر را جدی بگیرند و با ارائه کمکهای عملی، حمایت واقعی از او داشته باشند.
وقتی فردی تازه مادر شده است، معمولاً اطرافیان تصور میکنند تمام تمرکز و توجه او باید معطوف به نوزاد باشد و از این دوران نهایت لذت را ببرد. اما حقیقت این است که دوره پس از زایمان میتواند یکی از دشوارترین و پرچالشترین برهههای زندگی برای بسیاری از والدین باشد.
سلامت نیوز در گزارشی نوشته است: تغییرات هورمونی شدید، کمبود خواب مداوم، درد و خستگی جسمانی، مسئولیت مراقبت از نوزاد و تغییرات ناگهانی در سبک زندگی، همه میتوانند فشار روانی فراوانی به والدین وارد کنند.
در این شرایط، معمولاً اطرافیان سعی میکنند با جملات تشویقکننده یا مقایسه تجربه خود با مادر، به او آرامش دهند. اما کارشناسان حوزه سلامت روان و مراقبتهای دوران بارداری و پس از زایمان تأکید دارند که شیوه صحبت کردن با مادری که درگیر مشکلات روانی است اهمیت زیادی دارد و برخی جملات ممکن است ناخواسته وضعیت را پیچیدهتر کنند.

«همه مادرها این مرحله را تجربه میکنند»
یکی از جملاتی که معمولاً با هدف آرام کردن مادر گفته میشود، این است که «همه مادرها خستهاند» یا «این دوران برای همه سخت است».
اگرچه خستگی و مشکلات پس از تولد نوزاد بسیار رایج است، اما این جمله میتواند باعث شود احساسات فرد کماهمیت جلوه کند.
زمانی که مادری اعلام میکند حالش خوب نیست، بهتر است به جای عادیسازی یا کوچک شمردن تجربه او، احساساتش را جدی بگیریم.
میتوان به جای آن گفت: «میفهمم که این روزها برایت بسیار سخت شده. دوست داری در موردش با من صحبت کنی؟»
این نوع پاسخ به مادر نشان میدهد که احساساتش شنیده شده و پذیرفته میشود.
«باید از این دوران لذت ببری»
معمولاً دوران نوزادی به عنوان یکی از شیرینترین لحظات زندگی معرفی میشود، اما واقعیت برای همه والدین یکسان نیست.
ممکن است مادری در کنار عشق بینهایتی که به فرزندش دارد، احساس خستگی، اضطراب، غم، بیحوصلگی یا حتی ناتوانی را تجربه کند.
بنابراین جملاتی مانند «از این روزها لذت ببر، زود میگذرند» میتواند فشار بیشتری به او وارد کند؛ زیرا مادری که این احساسات را دارد، ممکن است فکر کند حتی در لذت بردن از مادر شدن هم موفق نیست.
بهتر است به او اجازه دهیم بدون ترس از قضاوت، احساسات مختلف خود را بیان کند.
«تو فقط باید بیشتر بخوابی»
کمبود خواب یکی از بزرگترین مشکلات والدین نوزادان است، اما توصیه ساده و کلی مانند «بیشتر بخواب» همیشه قابل اجرا نیست.
مادری که مجبور است هر چند ساعت یک بار برای شیر دادن یا رسیدگی به نوزاد بیدار شود، عملاً فرصت خواب کافی نخواهد داشت.
به جای توصیههای کلی، ارائه کمکهای عملی بسیار مؤثرتر خواهد بود.
مثلاً میتوان گفت: «من چند ساعت از بچه مراقبت میکنم تا تو کمی استراحت کنی.»
یا: «امروز چه کاری میتوانم برایت انجام دهم تا کمی استراحت کنی؟»
«تو باید قوی باشی»
والدین، به ویژه مادران، گاهی احساس میکنند باید در برابر همه مشکلات مقاوم باشند و حتی زمانی که جسم و روانشان خسته و فرسوده است، وظایف خود را ادامه دهند.
اما متخصصان تأکید میکنند که درخواست کمک نشانه ضعف نیست.
یک مادر میتواند همزمان مادر خوبی باشد و در عین حال به کمک، استراحت یا حمایت تخصصی نیاز داشته باشد.
به جای اینکه از او بخواهیم قوی باشد، بهتر است به او اطمینان دهیم که مجبور نیست همه چیز را به تنهایی تحمل کند.
«دیگران هم همین تجربه را داشتهاند»
مقایسه کردن تجربه یک مادر با دیگران معمولاً کمکی به او نمیکند.
ممکن است فرد دیگری پس از زایمان با کمخوابی و خستگی مواجه شده باشد، اما تجربه روانی و جسمی هر فرد متفاوت و منحصر به فرد است.
جملاتی مانند «من هم بچه داشتم و از پسش برآمدم» ممکن است به طور ناخودآگاه این پیام را منتقل کند که مشکل از خود مادر است و او به اندازه کافی توانمند نیست.
بهتر است به جای مقایسه، تجربه و احساسات خود او را بشنویم و درک کنیم.
«فقط مثبت فکر کن»
مثبتاندیشی همیشه راهحل مشکلات روانی نیست.
اگر مادری دچار اضطراب شدید، غم عمیق، ناامیدی یا احساس ناتوانی است، گفتن «مثبت فکر کن» ممکن است باعث شود احساس کند حتی در کنترل افکار و احساسات خود هم شکست خورده است.
پاسخ مناسبتر میتواند این باشد: «لازم نیست الان وانمود کنی که همه چیز خوب است. من اینجا هستم و میتوانی درباره هر چیزی که اذیتت میکند با من صحبت کنی.»
به جای حرفهای کلی، کمک مشخص ارائه دهید
یکی از بهترین راهها برای حمایت از والدینی که پس از تولد نوزاد شرایط دشواری را تجربه میکنند، پیشنهاد کمکهای مشخص و عملی است.
به جای گفتن «اگر کاری داشتی بگو»، میتوان گفت:
«امروز برایت غذا میآورم.»
«دو ساعت از نوزاد مراقبت میکنم تا تو بتوانی استراحت کنی.»
«اگر بخواهی، همراهت به پزشک میآیم.»
«میتوانم خرید خانه را انجام دهم.»
«اگر دوست داری، فقط مینشینم و به حرفهایت گوش میدهم.»
این نوع حمایت به مادر نشان میدهد که تنها نیست و لازم نیست تمام مسئولیتها را به تنهایی تحمل کند.
چه زمانی باید موضوع را جدیتر بگیریم؟
تغییرات خلقی در روزها و هفتههای پس از زایمان شایع است، اما احساس غم یا اضطراب شدید و مداوم نباید نادیده گرفته شود.
اگر علائم شدید باشند، ادامه پیدا کنند یا در توانایی فرد برای مراقبت از خود و نوزاد اختلال ایجاد کنند، مشورت با پزشک، ماما، روانشناس یا روانپزشک اهمیت زیادی دارد.
همچنین اگر فرد از افکار آسیب به خود یا نوزاد صحبت کند، احساس کند دیگر نمیتواند ادامه دهد یا نشانههای شدید روانی مانند از دست دادن ارتباط با واقعیت را نشان دهد، باید فوراً از خدمات اورژانسی و کمک تخصصی بهرهمند شود.
مهمترین کاری که اطرافیان میتوانند انجام دهند
گاهی لازم نیست جملهای فوقالعاده یا راهحلی پیچیده پیدا کنیم. مادری که خسته و تحت فشار است، بیشتر از هر چیز به کسی نیاز دارد که بدون قضاوت به حرفهایش گوش دهد، احساساتش را جدی بگیرد و در عمل به او کمک کند.
در چنین شرایطی، به جای گفتن «این دوران میگذرد» یا «همه مادرها این شرایط را دارند»، بهتر است بگوییم: «میبینم که شرایط برایت سخت است. لازم نیست این مسیر را تنها طی کنی. من کنارت هستم؛ بگو چطور میتوانم کمکت کنم.»
