6عصر ؛ نهال موسوی – روزگاری سرگرمی را صرفاً «وقتگذرانی» میدانستند و کمتر کسی تصور میکرد همین فعالیت ساده روزی از فلزات گرانبهایی چون آهن و فولاد باارزشتر شود.
در قرن بیستم، هر کشوری که میخواست توانمندی و جایگاه خود را در جهان نشان دهد، کارخانهای میساخت و خودرویی تولید میکرد. خودرو تنها یک کالا نبود بلکه نمادی از مدرنیته و اعتبار یک ملت بود که بر جادهها حرکت میکرد. صنعت خودرو بزرگترین روایت اقتصادی جهان به شمار میرفت و هیچ رقیبی در برابر آن تصور نمیشد.
اما این داستان اکنون در حال تغییر است. طبق جدیدترین گزارش موسسه اینتربرند، صنعت سرگرمی با ارزشی برابر با ۳۳۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار و رشد سالانه ۱۲.۴ درصد، از صنعت خودرو پیشی گرفته و به دومین بخش ارزشمند تجاری جهان تبدیل شده است.
البته باید توجه داشت که این رتبهبندی بر اساس ارزش برندهاست و نه تعداد کارگران یا حجم تولید؛ صنعت خودرو هنوز هم نان بسیاری را تأمین میکند. اما برند جایی است که توجه و وفاداری مردم به سرمایه تبدیل میشود و امروز توجه مردم بیش از آنکه به فرمان خودرو بسته باشد، به صفحه نمایش گره خورده است.
در همین گزارش، نام نتفلیکس بیش از همه خودنمایی میکند. این شرکت که مدتی پیش با انتقاد والاستریت مواجه شده بود، به جای عقبنشینی، وارد حوزه پخش زنده رویدادهای ورزشی و درآمد تبلیغاتی شد.
این قدم دقیقاً ورود به قلمرویی بود که زمانی تلویزیون سنتی در اختیار داشت و مخاطب را در ساعت مشخصی پای برنامههایش نگه میداشت. نتیجه این حرکت، جهشی ۲۲ درصدی در ارزش برند نتفلیکس و کسب رتبه بیستوسوم در میان برندهای جهانی بود.
اما شاید از همه مهمتر، حضور اینستاگرام در رتبه هفتم و یوتیوب در رتبه دهم باشد؛ دو پلتفرمی که نه فقط تولیدکننده محتوای سنتی هستند، بلکه بخشی از زندگی روزمره انسانهای امروزی به شمار میروند.
وقتی شرکتهایی چون دیزنی، سونی و اسپاتیفای نیز جایگاه خود را حفظ میکنند، پیام واضح است: این شرکتها دیگر صرفاً پخشکننده محتوا نیستند، بلکه الگوی رفتار و سبک زندگی مصرفکنندگان را شکل میدهند.
مرز میان سینما، تلویزیون، شبکههای اجتماعی و ورزش به تدریج از بین میرود و کسی که بتواند توجه مخاطب را در یک اکوسیستم نگه دارد، برنده میدان است.

خبر دوم اما از ژاپن جالبتر است و بخش دیگری از این تغییرات را روشن میکند. صنعت انیمیشن ژاپن در سال ۲۰۲۵ با رشد ۱۵.۸ درصدی به درآمد ۲۸.۵ میلیارد دلاری رسید، رقمی که انجمن انیمیشن ژاپن در نشست سالانه خود و همزمان با پایان بازار محتوای جشنواره فیلم توکیو اعلام کرد.
سال قبل نیز این صنعت نزدیک به ۱۵ درصد رشد داشت و درآمد آن به ۲۵ میلیارد دلار رسیده بود. ارزش صنعت انیمیشن ژاپن از سال ۲۰۰۲ تاکنون تقریباً سه برابر شده است.
اما نکته مهم در ترکیب این درآمدهاست: حدود ۱۶ میلیارد دلار از بازارهای خارجی و نزدیک به ۱۲ میلیارد دلار از بازار داخلی حاصل شده است.
بخش عمده این صنعت از مخاطبانی تغذیه میشود که ژاپنیزبان نیستند. انیمه، فرهنگی بسیار خاص با زبان، زیباییشناسی و دغدغههای بومی خود، بدون آنکه در قالب فرهنگ غالب حل شود، به مخاطبان جهانی منتقل شده است.
علاوه بر این، درآمد این صنعت تنها از گیشه و حق پخش نیست بلکه مجوزها، کالاهای جانبی و رویدادهای مرتبط سهم بزرگی دارند و یک اثر فرهنگی را به یک اقتصاد کامل تبدیل کردهاند.
اگر این دو خبر را کنار هم قرار دهیم، پیامی واحد از آنها دریافت میشود: پلتفرمهای جهانی دیوارهای زبان و جغرافیا را برداشته و فرهنگهایی که پیشتر در حاشیه بودند را به میدان اصلی آوردهاند. انیمه ژاپنی یکی از مهمترین نمایندگان این مسیر است.
توجه، سرمایه تازه جهان است و قدرت نرم دیگر صرفاً شعاری انتزاعی نیست بلکه ردپای آن را میتوان در گزارشهای مالی دید.
برای جوامعی که فرهنگ غنی و روایتهای کمتر شنیدهشده دارند، این وضعیت هم فرصت است و هم هشدار. فرصت است چرا که ژاپن نشان داده خاص بودن مانع جهانی شدن نیست و گاهی خود یک سرمایه است.
هشدار این است که این میدان تنها با سیاستگذاری هوشمندانه، سرمایهگذاری پایدار و اعتماد به خلاقیت ساخته میشود، نه با کنترل و محدودسازی. اقتصادی که بر روایت بنا شده باشد، با ترس از روایت شکل نمیگیرد.
ماشین همچنان ما را از شهری به شهری دیگر منتقل میکند، اما چیزی که امروز بیش از هر چیز ارزش دارد، چیزی است که توجه ما را به خود جلب میکند و نگه میدارد. به همین دلیل میتوان گفت قرن بیستویکم متعلق به کسانی است که داستانی برای گفتن دارند و راهی برای رساندن آن و جذب توجه مخاطب.
