6 عصر؛ امیر صدرا صیام – سینمای فریدون جیرانی را میتوان جزو آن دسته از سینماهایی دانست که در مرز باریکی میان سرگرمی و دغدغههای اجتماعی قرار دارند. سینمایی که از یک سو به قواعد سینمای بدنه، قصهگویی، تعلیق، ملودرام و جذب مخاطب وفادار وفادار مانده و از سوی دیگر، در لایههای زیرین خود به بررسی مناسبات اجتماعی، بحرانهای خانوادگی، روابط عاطفی، خشونت پنهان و تضادهای زندگی طبقه متوسط شهری میپردازد.
جیرانی از آن فیلمسازانی نیست که بخواهد مستقیم با بیانیههای اجتماعی یا موضعگیریهای آشکار مخاطب را مواجه کند. او ترجیح میدهد جامعه را از طریق داستانهای شخصیتهایش بازگو کند؛ شخصیتهایی که در موقعیتهای بحرانی گرفتار میشوند و مجبور به مواجهه با واقعیتهای تلخ زندگی خود هستند.
فیلمهایی مانند «قرمز»، «آب و آتش» و «شام آخر» را میتوان به عنوان نقاط عطف اصلی در کارنامه سینمایی او به شمار آورد. آثاری که جیرانی را به عنوان فیلمسازی صاحب سبک و علاقهمند به روایتهای پرکشش معرفی کردند.
در این فیلمها، عشق، حسادت، قدرت، خشونت و فروپاشی روابط انسانی تنها عناصر یک ملودرام نیستند، بلکه راهی برای ورود به عمق لایههای پیچیده جامعه محسوب میشوند.
او سراغ موقعیتهایی میرود که ظاهراً شخصی و خانوادگی به نظر میرسند، اما در واقع ریشههای اجتماعی دارند. در سینمای جیرانی، خانه همواره مکانی امن نیست و خانواده لزوماً پناهگاه افراد نیست.
گاهی نزدیکترین افراد به هم، بیشترین ظرفیت آسیب زدن را دارند.
یکی از ویژگیهای شاخص جهان داستانی جیرانی، خلق شخصیتهایی است که نام خانوادگی «مشرقی» را دارند؛ مانند صحرا مشرقی در فیلم «خفگی». این نام در کنار شخصیتهای دیگر آثارش به نوعی امضای جهان قصهگویی او تبدیل شده است؛ شخصیتهایی که در موقعیتهای پیچیده عاطفی و اجتماعی قرار گرفتهاند و سرنوشتشان با مناسبات قدرت، تنهایی، ترس و بحران گره خورده است.
اهمیت این شخصیتها تنها به کارکرد داستانی آنها محدود نمیشود؛ بلکه آنها نماینده نگاه جیرانی به انسان معاصر هستند؛ انسانی که در کشاکش میان خواستههای فردی، محدودیتهای اجتماعی و نابرابریها، برای حفظ هویت و جایگاه خود میکوشد.
البته جیرانی را نمیتوان فقط از طریق فیلمهایش شناخت. وجه روزنامهنگارانه شخصیت حرفهای او به همان اندازه کارگردانیاش اهمیت دارد.
او پیش از اینکه صرفاً فیلمساز باشد، روزنامهنگاری علاقهمند به سینما بود؛ روزنامهنگاری کنجکاو، پیگیر، مصاحبهگر و ثبتکننده دقیق جزئیات که این ویژگیها را به بخشی از هویت حرفهای خود بدل کرد.
سردبیری نشریات سینمایی، انتشار روزنامه «سینما» و حضور در برنامههایی همچون «هفت»، «۳۵» و «کافه آپارات» نشان میدهد که رابطه او با سینما صرفاً محدود به ساخت فیلم نبوده است.
جیرانی همیشه میخواست درباره سینما صحبت کند، از سینماگران بشنود و آنچه در حافظه پراکنده این هنر باقی مانده را ثبت و ضبط کند.
از این منظر، میتوان او را یکی از روایتگران مهم تاریخ شفاهی سینمای ایران دانست. جیرانی با شناخت عمیق از نسلهای مختلف سینماگران و با اشتیاقی که به گفتوگو و کشف ناگفتهها دارد، نقش بزرگی در ثبت خاطرات، تجربیات و روایتهای سینمای ایران ایفا کرده است.
او سراغ کسانی رفته که اگر این گفتوگوها انجام نمیشد، بخش قابل توجهی از خاطرات و تجربیاتشان برای همیشه از حافظه سینما پاک میشد.
برای جیرانی، تاریخ سینما فقط فهرستی از فیلمها، نامها و تاریخهای تولید نیست؛ بلکه مجموعهای از خاطرات انسانی، شکستها، موفقیتها، اختلافات، دوستیها و تجربههایی است که پشت هر فیلم پنهان ماندهاند.
از این رو، وجه تمایز فریدون جیرانی در کنار هم قرار گرفتن دو هویت است؛ یعنی فیلمسازی که قصه میگوید و روزنامهنگاری که قصههای دیگران را ثبت میکند. او هم در سینمای بدنه ایران، به کمک ژانر و ملودرام مخاطب را به تماشای جهان پرتنش شخصیتهای خود دعوت کرده و هم با مصاحبهها و برنامههای گفتوگومحور، به شکلدادن حافظه تاریخی سینمای ایران کمک کرده است.
بزرگداشت فریدون جیرانی در موزه سینما، فرصتی است برای بازبینی کارنامه مردی که سینما را نه تنها پشت دوربین، بلکه در صفحات روزنامهها، اتاقهای گفتوگو و خاطرات سینماگران دنبال کرده است.
او هم قصهگوی سینمای ایران است و هم یکی از افرادی که تلاش کرده داستان سینمای ایران را از زبان شاهدان و سازندگان آن بازگو کند.
