ایسنا: محمود بصیری را بسیاری با شوخطبعی و بازیهای طنزآمیزش در عرصه سینما و تلویزیون به یاد میآورند؛ همان بازیگری که سالها خنده را به خانههای مردم آورد. اما اکنون در گوشهای از تهران، دور از هیاهوی استودیوها و دوربینها، زندگی میکند؛ با همان شوخطبعی و انرژی همیشگیاش.

او بیان میکند که «پیشنهاد کار همیشه هست» اما این پیشنهادها را نمیپذیرد، زیرا به گفته خودش برای پول بازی نمیکند و هنر را با شرافت و وجدان پیوند داده است.
در گفتوگویی تلفنی، با خنده از تلویزیونی سخن گفت که به باور او فقط اشک و گریه پخش میکند، از دیزیفروشی سر کوچه که به «خوراک روحی» او تبدیل شده و همچنین از خاطرات همکاریاش با کارگردانان بزرگی مانند علی حاتمی.
محمود بصیری با همان صمیمیت و شوخطبعی همیشگی درباره فضای رسانهای امروز ایران و فاصلهاش با تلویزیون صحبت کرد؛ فاصلهای که به گفته خودش نه بهخاطر بیمیلی، بلکه به دلیل نبود نویسنده، کارگردان و مدیر متخصص است.
بصیری درباره وضعیت کنونی خود گفت که کار ویژهای انجام نمیدهد و بیشتر به گشتوگذار میپردازد. او تأکید کرد که همیشه پیشنهاد کار دارد، اما از تیمهایی که به آنها اعتماد ندارد قبول نمیکند و توضیح داد: «من هیچگاه برای پول بازی نکردهام. شرافت و معرفت چیزهایی نیستند که قابل خرید یا تقسیم باشند؛ هر کس باید اینها را در ذات خود داشته باشد. کسی که مردم و کشورش را دوست دارد، حتی جان خود را فدا میکند و من نیز برای هنر این کشور جانم را میدهم.»
۸ سال است کار نمیکنم/مگر کسی تلویزیون میبیند؟!
این بازیگر پیشکسوت درباره دوریاش از تلویزیون گفت که هشت سال است به صداوسیما گفته تا به خانهاش زنگ نزنند. او با انتقاد از مدیران تلویزیون اظهار داشت که جز اشک و گریه چیز دیگری به مردم عرضه نمیکنند، در حالی که باید غذای روحی و معنوی مخاطبان را فراهم کنند. بصیری گفت: «کار تلویزیون فقط شده گریه و زاری که این به درد مردم نمیخورد.»
او به یاد آورد که افرادی بیرون از او پرسیدهاند چرا دیگر بازی نمیکند و او پاسخ داده است: «مگر کسی تلویزیون نگاه میکند؟ تلویزیون دیگر عمق ندارد. زمانی برنامهای مثل مدرسه موشها بود؛ بچهها تماشا میکردند، پدران و پدربزرگها هم نگاه میکردند. اما اکنون تلویزیون بیننده ندارد.»
هر آدم نابلد و بیهنری وارد تلویزیون شده
بصیری تأکید کرد که تلویزیون نیاز به بازسازی زیرساختی دارد و باید برای آن چارهاندیشی شود. او با گلایه از ورود افراد نابلد به تلویزیون گفت: «هر کسی که از راه رسید، وارد شده و کارگردان شده است. بعضی مجریان را که نگاه میکنی، حالات بد میشود و اصلاً نمیتوانی نگاهشان کنی. اما وقتی آقای حسن پاکدل میآید و مجری میشود، این مجری دیدنی است؛ چرا؟ چون او میداند چه کار کند و کارش را بلد است.» او هشدار داد که این روزها افراد نابلد و بیهنر وارد تلویزیون شدهاند و این وضعیت عواقب خوبی ندارد، مگر اینکه هنرمندان پیگیر شوند و دوران خوب گذشته بازگردد.
تلویزیون امروز غذای روحی و فکری مردم نیست
این بازیگر درباره کیفیت برنامههای تلویزیونی بیان کرد که تلویزیون امروز غذای روحی و فکری برای مردم فراهم نمیکند و وقتی برنامهای فقط باعث اشک ریختن بیننده میشود و راهحلی ارائه نمیدهد، فایدهای برای مردم ندارد.
او افزود که سریالهای طنز بسیار کم شدهاند و برخی خانوادهها از او میپرسند چرا بازی نمیکند و او پاسخ میدهد که تلویزیونی که بیننده ندارد، برای چه کسی باید بازی کند.
بصیری خاطرنشان کرد که مشکل اصلی در زیرساخت است و تا زمانی که نویسنده، کارگردان و مدیر متخصص در صحنه نباشند، وضعیت همین خواهد بود. او گفت از دور دیده است کسانی که پشت دوربین هستند اما کارشان را بلد نیستند و مجریهایی که میبیند، حتی پنج ثانیه هم نمیتواند تحمل کند.
او درباره احتمال بازگشتش به تلویزیون گفت که اگر کارگردان و نویسندهای خوب باشد و ایدهای ارائه دهد، حتی حاضر است یک خط به آن اضافه کند و برایشان بنویسد.
از همکاری با شاپور قریب و علی حاتمی و تبلیغ کفش ملی
بصیری با یادآوری همکاریهای خود با شاپور قریب و علی حاتمی از سال ۱۳۵۲ گفت: «این افراد همه چیز را در اختیار آدم میگذاشتند.» او خاطرهای از علی حاتمی تعریف کرد که برای تبلیغ کفش ملی، حسن رضیانی را صدا زد و دو خط نوشت و وقتی پخش شد، توجه همه را جلب کرد. بصیری تأکید کرد که تلویزیون امروز آن لذت و کیفیت سابق را ندارد.
هنر مرده و ما در حال فاتحه دادنیم
این بازیگر درباره اظهار نظر اخیر رئیسجمهور که گفته بود به فرهنگ و هنر سر زده است، با طنز گفت: «وقتی هنر مرده است، ما چه کاری میتوانیم انجام دهیم؟ فقط در حال فاتحه خواندن هستیم.» سپس یادآوری کرد که به پزشکیان رأی داده تا جلوی دزدیها، مفتخوریها و ظلمها را بگیرد.
بصیری درباره خاطرات تلویزیونی خود گفت که آثاری مانند «کتابفروشی هدهد» ماندگار شدهاند و سازندگانشان زحمت کشیدهاند و مردم آنها را دوست داشتهاند. او تاکید کرد که به همین دلیل پس از سالها هنوز از او سؤال میشود.
این بازیگر درباره فیلمی که اخیراً در فضای مجازی منتشر شده و در آن در یک مغازه دیده میشود که در حال سیمی کردن کتاب است، توضیح داد که در آن مغازه جوانان خوبی مشغول کارهای کامپیوتری هستند و او به دلیل آشنایی در آنجا حضور یافته بود، نه برای کار حرفهای.
بصیری درباره دوچرخهسواریاش گفت که هنوز دوچرخه دارد و سوار میشود. او تعریف کرد که تولدش اول اردیبهشت است و همان روز با دوچرخه به سمت جاده کرج رفته و معمولاً با دوچرخه رفتوآمد میکند.

محمود بصیری با دوچرخهاش
این بازیگر درباره زندگی روزمره خود گفت که تنها زندگی میکند و بچههای خواهرش گاهی به دیدنش میآیند، نگاهی میاندازند، غذایی درست میکنند و با هم میخورند و سپس میروند.
او تأکید کرد که آدم بسیار پرمشغلهای نیست، اما به قهوهخانهای نزدیک خانهاش میرود که بسیار دوستش دارد؛ این علاقه به خاطر دیزیهای خوشمزه و آدمهای سالم آنجاست.
بصیری توصیه کرد که یک روز مهمان او باشید و در آنجا دیزی بخورید و گفت: «امروزها آن دیزی خوراک روحی و غذایی من شده است.»
او درباره وضعیت سینمای ایران گفت که سینمای امروز هم چیز چندانی برای عرضه ندارد. بصیری بیان کرد که فیلمهای مجید مجیدی را دنبال میکند و هر فیلمی که او بسازد، تماشا میکند و افزود که فیلم باید جذاب باشد تا مخاطب را جذب کند.
او تأکید کرد که با زندهیاد علی حاتمی و شاپور قریب کار کرده و میداند کار خوب چگونه است و الان کار خوب بسیار کم شده است.
آرزو میکنم مردم را خوشحال ببینم
این بازیگر در پایان درباره مردم ایران گفت: «دلم برای مردم میسوزد. آرزو میکنم مردم را خوشحال ببینم. شاید من هم بتوانم سهمی در کاری داشته باشم که مردم دوست دارند؛ غذایی برای روح و فکرشان.»
به گزارش ایسنا، محمود بصیری در اول اردیبهشت ۱۳۲۶ در شهرستان شهر بابک به دنیا آمده است. «هزاردستان»، «گل پامچال»، «آرایشگاه زیبا»، «قصههای تابهتا»، «هتل»، «بدون شرح» و «کتابفروشی هدهد» از مهمترین آثار تلویزیونی این بازیگر به شمار میروند.
