6عصر: در روزهای اخیر، در تهران بیلبوردی دیده شده که بخشی از دیالوگ پیمان معادی در فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» را به نمایش گذاشته است؛ جملهای که به موضوع مهاجرت و تشویق به ماندن در ایران اشاره دارد و در تبلیغات محیطی شهری مورد استفاده قرار گرفته است.

فیلم «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی در سال ۱۳۹۰ ساخته شد و پیمان معادی در آن نقش «نادر» را بازی کرده است. اکنون، سالها پس از اکران این فیلم، یکی از دیالوگهای آن از فضای سینما خارج شده و در بیلبوردهای شهری تهران درباره موضوع مهاجرت به کار رفته است.
با این حال، برخی کاربران شبکههای اجتماعی اشاره کردهاند که بخش مهمی از این گفتوگو حذف شده و به همین دلیل، استفاده از این دیالوگ بدون توجه به ادامه آن، معنای اصلی را تغییر داده است. در بخش دیگری از همان سکانس، جملهای پرسشی مطرح میشود: «تو یه دلیل بیار چرا باید بمونیم؟»
به نظر این کاربران، حذف این جمله باعث شده تا گفتوگویی چندلایه و پیچیده درباره مهاجرت، ماندن و شرایط زندگی به پیامی یکطرفه و صرفاً درباره ضرورت ماندن در کشور تبدیل شود؛ پرسشی که در فیلم وجود دارد اما در بیلبورد دیده نمیشود.
اگر اصغر فرهادی اکنون فیلم را بسازد، داستان کاملاً متفاوت خواهد بود!
همچنین، برخی واکنشها به انتخاب پیمان معادی برای بازنمایی چنین پیامی جالب بوده است. این افراد با اشاره به اینکه او در نیویورک به دنیا آمده، تابعیت آمریکایی دارد و بخش زیادی از زمانش را خارج از ایران میگذراند، پرسیدهاند که آیا استفاده از تصویر او برای تبلیغ ماندن در کشور، انتخاب درستی بوده است یا خیر. برخی نیز به این نکته اشاره کردهاند که داستان «جدایی نادر از سیمین» در فضای اجتماعی پس از سال ۱۳۸۸ روایت میشود؛ دورهای که شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور با وضعیت کنونی تفاوت زیادی داشته است.
صفحه ستاره سینما در این باره نوشته است: “فیلم مربوط به دورانی است که هنوز ثبات نسبی اقتصادی دوران دولت خاتمی برقرار بود، دلار حدود هزار و صد تومان بود و شرایط جنگ، تحریم، محاصره و تورم لحظهای که مانع برنامهریزیهای ساده شغلی، تحصیلی و سرمایهگذاری شود وجود نداشت! اگر اصغر فرهادی اکنون این فیلم را بسازد، احتمالاً شخصیت نادر خودش برای مهاجرت از سیمین پیشی میگیرد، تازه دخترشان ترمه را هم زودتر فرستادهاند!”
هواداران فیلم نیز یادآوری میکنند که دیالوگهای «جدایی نادر از سیمین» بخشی از یک روایت داستانی درباره اختلاف نظرها، انتخابهای شخصی و شرایط اجتماعی است و جدا کردن یک جمله از متن فیلم میتواند برداشت متفاوتی ایجاد کند.
شاید بد نباشد در پایان نگاهی به چند توییت بیندازیم:
رهام نوشته است: فکر کن جملهای را از بازیگری بیاوری که نیمی از سال را کنار رایان رینولدز و در فیلمهایی که بازی میکند، خارج از ایران و بیشتر در سینماهای جهان میچرخد. تازه، در نیویورک هم به دنیا آمده!

آبی: اصغر فرهادی در درک مسائل اجتماعی نابغه بود، چرا؟ چون نزدیک به دو دهه پیش بحران هویت طبقه متوسط را تشخیص داد و به صورت برجسته در داستانهایش منعکس کرد. در سکانس آغازین و درخشان «جدایی»، وقتی سیمین پرسید: «پدرت اصلاً میدونه تو پسرشی؟» نادر پاسخ داد: «اما من که میدونم اون پدرمه.» همین کافی است.
و مادلین: شما پیمان معادی را از هر زاویه که نگاه کنید، یک هنرپیشه با دو تابعیت میبینید. در واقع، او آخرین کسی است که میتوان برای وطنپرستی مثال زد!

