6عصر؛ محسن سلیمانی فاخر- روز سینما، فراتر از صرف تبریک گفتن، فرصتی است برای یادآوری و تجلیل از افرادی که برای سینما هزینه دادند، اما این هنر را به بهای زندگی، شرافت و باورهایشان نفروختند.
در این روز، نخست باید به یاد سینماگرانی باشیم که به دلایل مختلف هماکنون امکان ساخت فیلم را ندارند یا حتی از خانواده و عزیزان خود دور افتادهاند.
این افراد به هر دلیلی از آزادی، اشتغال و حضور در حوزهای که تمام زندگیشان را وقف آن کردهاند محروم شدهاند.
پشت هر فیلم، انسانی قرار دارد که گاهی برای باورهایش هزینهای سنگین پرداخته است. اگر روز سینما بخواهد معنایی داشته باشد، باید این انسانها را هم در حافظه خود حفظ کنیم.
بیشک باید یاد داریوش مهرجویی و همسرش، وحیده محمدیفر را گرامی بداریم؛ دو هنرمندی که خونشان به شکلی هولناک بر زمین ریخت و فقدانشان هنوز یکی از تلخترین زخمهای حافظه معاصر سینمای ایران محسوب میشود.
مهرجویی بخشی از تاریخ فرهنگی ایران بود و یاد او در روز سینما، یادآور این واقعیت تلخ است که گاهی یک جامعه نه فقط هنرمند، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی خود را از دست میدهد.
[جدای نام داران از سینماگری که چند ماه قبل قربانی شد] و سینما به او بدهکار است. گاهی یک سینما به افرادی بدهکار میشود که در حاشیه ماندهاند، دیده نشدهاند یا سهم واقعیشان از تاریخ این هنر هرگز به اندازه رنجی که کشیدهاند بازشناخته نشده است.
روز سینما باید روز یادآوری سینماگرانی باشد که سینما را با پول و تجارت اشتباه نگرفتند؛ کسانی که سینما را به معیشت صرف، واسطهگری و مناسبات پشت پرده تقلیل ندادند. افرادی که حاضر نشدند برای گرفتن پروژهای وارد هر رابطهای شوند و برای ماندن در این عرصه، شأن حرفهای خود را معامله نکنند.
این افراد وجود دارند، هرچند کمتر دیده شوند. بسیاری از آنها سالهاست بیکارند؛ نه به دلیل ناتوانی، بلکه گاه به دلیل اینکه عضو شبکهای از روابط و زدوبندها نیستند. در ساختاری که گاهی رابطه از توانایی مهمتر میشود، طبیعی است که گروهی از شایستهترین نیروهای سینما به حاشیه رانده شوند.
تلختر آنکه سینماگرانی هستند که تمام زندگیشان را با عشق به سینما گذراندهاند و امروز برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی خود دچار مشکل شدهاند. کسانی که جوانیشان را پای فیلم، تئاتر، فیلمنامه، دوربین و صحنه گذاشتند، اما سهمشان از این عشق در سالهای بعد، گاهی فقط بیکاری و فراموششدن بوده است.
باید به یاد سینماگرانی باشیم که سینما را با رابطه، رشوه و مناسبات پشت پرده آغاز نکردند. آنان معتقد بودند برای ورود به این حرفه باید دانش داشت، فیلم دید، ادبیات خواند، جهان را شناخت، تجربه کرد و حرفی برای گفتن داشت. سینما قرار نبود حیاط خلوت روابط باشد؛ بلکه عرصهای برای خلاقیت، اندیشه و آفرینش بود.
و همچنین باید از کسانی یاد کنیم که مخاطب را تحقیر نکردند. فیلمسازانی که تصور نمیکردند هر محصولی را میتوان به نام سینما به مردم عرضه کرد. سینماگرانی که با تولید فیلمهای نازل و بیمایه، ذائقه مخاطب را بازیچه خود نکردند و سینما را محلی برای تولید آثار بیارزش نکردند.
مخاطب حق دارد انتخاب کند، حق دارد فیلم خوب ببیند، حق دارد از فیلم بد انتقاد کند و سینماگر نیز وظیفه دارد برای این مخاطب احترام قائل باشد.
عامهپسند بودن الزاماً به معنای مبتذل بودن نیست و هنری بودن هم تضمینکننده کیفیت نیست. تاریخ سینما بارها نشان داده که میتوان فیلمی ساخت که هم برای مردم باشد و هم به شعور آنان احترام بگذارد.
از سوی دیگر، باید به یاد سینماگرانی باشیم که بدون دانش و تجربه و صرفاً با تکیه بر بودجه عمومی فیلم نساختند. آثاری که مخاطبشان فقط همان سازمان سفارشدهنده باشد. وقتی پول مردم صرف تولید اثری میشود که مردم تماشایش نمیکنند، بیتوجهی به خواست و نیازهای جامعه است.
سینما با بودجههای کلان، ساختمانهای بزرگ و تبلیغات وسیع رشد نمیکند، بلکه با فیلم خوب بزرگ میشود. سینمای ایران زمانی برای خود اعتبار کسب کرد که فیلمسازانی چون عباس کیارستمی، اصغر فرهادی، ناصر تقوایی، بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی و بسیاری دیگر، سینما را جدی گرفتند.
آنها برای سینمای ایران اعتبار بینالمللی ساختند؛ نه با شعار بلکه با فیلم. نام ایران را به جشنوارهها بردند، مخاطب جهانی را با انسان ایرانی آشنا کردند و نشان دادند که یک فیلم میتواند از دل یک جامعه مشخص برآید و به موضوعی جهانی بپردازد.
این اعتبار یکشبه به دست نیامده است. پشت آن سالها تجربه، دانش، شکست، سانسور، محرومیت، مطالعه و ایستادگی وجود دارد. به همین دلیل هر فیلمی که با عنوان «سینمای ایران» ساخته میشود، به ناچار بخشی از این تاریخ و اعتبار را با خود حمل میکند.
پس روز سینما باید به کسانی تبریک گفته شود که به سینما احترام گذاشتند.
به کسانی که آن را نفروختند؛ نه به پول، نه به شهرت، نه به رابطه و نه به قدرت. به کسانی که مخاطب را جدی گرفتند، به کسانی که سینما را ابزار سفارش و تبلیغ نکردند، به کسانی که سالها بیکار ماندند اما برای بازگشت به صحنه شأن خود را نفروختند.
به کسانی که هنوز سینما را عشق میدانند، حتی اگر این عشق برایشان نان نشده باشد و در نهایت به همه کسانی که باور دارند سینما چیزی فراتر از یک شغل است؛ سینما بخشی از حافظه، فرهنگ و وجدان یک جامعه است.
روز سینما روز کسانی است که به سینما احترام میگذارند؛ حتی وقتی سینما به آنها احترام نگذاشته است.
