6عصر: در سریال «روزگار جوانی»، بیوک میرزایی در صحنهای بسیار تاثیرگذار به دیدار مزار همسرش میرود و با چشمانی پر از اشک به شدت گریه میکند؛ اما پشت این لحظه غمانگیز، یک خاطره واقعی و دردناک نهفته بود.
بیوک میرزایی خود بیان کرده بود که تنها یکی دو سال قبل از آغاز بازی در این سریال، همسر عزیزش را از دست داده بود. به همین دلیل، وقتی در آن سکانس مقابل مزار همسرش حاضر شد، تمام احساسات واقعی غم و دلتنگیاش دوباره زنده شد و به قدری گریه کرد که اشکهای او در تمامی برداشتها کاملاً واقعی و از ته دل بود.
بیوک میرزایی سالهای طولانی را در کنار همسرش سپری کرده بود و فقدان او را یکی از تلخترین و ناگوارترین اتفاقات زندگی خود میدانست. او بعدها نیز با حسرت و اندوه بسیار از همسرش یاد کرد و تصریح نمود که هیچ کس قادر نخواهد بود جایگزین عشق واقعی زندگیاش گردد.
