۴ نکته شگفت‌انگیز و تکان‌دهنده از مراسم خاکسپاری دیروز با حضور برجسته ترانه
۴ نکته شگفت‌انگیز و تکان‌دهنده از مراسم خاکسپاری دیروز با حضور برجسته ترانه



خبرگزاری ۶عصر گزارش داد که مراسم خاکسپاری حمید علیدوستی عملاً زیر سایه حضور ترانه علیدوستی قرار گرفت و از جهات مختلفی خبرساز شد.

۴ نکته شگفت‌انگیز و تکان‌دهنده از مراسم خاکسپاری دیروز با حضور برجسته ترانه

چه بر سر ترانه آمده؟ این روزگار چه حکایتی دارد؟

نخستین و مهم‌ترین نکته‌ای که توجه همه را جلب کرد، وضعیت پوست ملتهب ترانه بود، به حدی که برخی رسانه‌ها و افراد به برداشت‌های نمادین و استعاره‌ای روی آوردند. صورت ملتهب و دگرگون شده ترانه علیدوستی که ناشی از بیماری خودایمنی‌اش است، تصویری از یک روند زوال را نشان می‌دهد؛ روندی که طی یکی دو دهه اخیر شدت یافته و بخش‌های گسترده‌ای از جامعه را متاثر کرده است. گفته می‌شود بیماری ترانه ناشی از فشارهای روانی است؛ او در جریان جنبش ۱۴۰۱ بازداشت شد، از عرصه بازیگری حذف گردید و تمام هویت‌اش انکار شد. این عوامل باعث شدند تغییر چهره‌اش زمینه‌ساز برداشت‌های نمادین شود. تکان‌دهنده‌ترین بخش مراسم خاکسپاری حمید علیدوستی، نمایان شدن زوال تحمیلی بر ترانه بود؛ یکی از مردم همین شهر.

2

هنرمندان عزیز کجا پنهان شده‌اید؟

حضور کم‌رنگ بازیگران سینمای ایران در مراسم دیروز بسیار عجیب بود و واکنش‌های متعددی برانگیخت. فاطمه پاقلعه‌نژاد، روزنامه‌نگار حوزه سینما، نوشته بود که شاید به دلیل عافیت‌طلبی و ترس از دردسرهای احتمالی نزدیکی به ترانه، بازیگران در این مراسم حاضر نشدند. اما واقعاً جای تعجب دارد؛ از میان آن همه سوپراستار فقط خانم اسکندری دیده شد و بس! مانی حقیقی، پریناز ایزدیار، باران کوثری، شهاب حسینی و بسیاری دیگر… احتمالاً برخی در مراسم ختم حضور خواهند یافت اما این حجم از «نبودن» در مراسم خاکسپاری دیروز واقعاً عجیب بود، نیست؟

5

من هم آمدم امجدیه…

یکی از صحنه‌های مراسم دیروز بسیار وایرال شده است؛ جایی که ترانه روی پیست امجدیه با حالتی نزار و پریشان می‌گوید: «منم اومدم امجدیه.» این جمله به ممنوعیت حضور زنان در استادیوم‌های فوتبال اشاره دارد که هرچند اکنون به طور ناقص نقض شده، اما استادیوم امجدیه حتی به بهانه فوتبال هم میزبان ترانه نشد. ترانه حتی در مراسم خاکسپاری پدرش لباس مطالبه‌گری نپوشید اما همین جمله الهام‌بخش او بسیار مورد توجه قرار گرفت. پوست آدم‌ها به این شکل کنده می‌شود؛ ما در روزگاری زندگی می‌کنیم که ضرب‌المثل‌ها به واقعیت بدل شده‌اند، روزگاری پر از تنگنا و انقباض.

4

در جستجوی قاتل بروسلی

برخی اکانت‌های نه چندان معتبر از دیروز به دنبال یافتن «قاتل بروسلی» هستند. یکی از آن‌ها نوشته بود: «همین ترانه که سمبل مبارزاتی است، چرا در مراسم خاکسپاری پدرش مشکی پوشیده و نجوای لااله‌الله سر داده؟» این دوست عزیز به عزاداری‌های پس از ۱۸ و ۱۹ دی اشاره دارد که عمدتاً با شکلی متفاوت برگزار می‌شد. آن‌ها از مراسم دیروز فرصتی ساخته‌اند برای کنایه زدن. در پاسخ به این دوست عزیز چه باید گفت؟ بیش از آنکه به «چه باید گفت‌ها» فکر کنم، به «چه باید نگفت‌ها» می‌اندیشم!