بر اساس گزارش سایت طلا، دکتر محمود اولاد که یکی از صاحبنظران حوزه اقتصاد مسکن به شمار میرود، در تحلیلی جامع به دو سؤال مهم درباره وضعیت بازار سرمایهها پاسخ میدهد. وی در آغاز با تفکیک دقیق «قیمتهای پیشنهادی» از «قیمتهای قطعی معاملات» تأکید میکند که هرگونه افزایش در نرخهای پیشنهادی فروشندگان، لزوماً در قراردادهای نهایی منعکس نمیشود و این دو مفهوم نباید با یکدیگر همارز دانسته شوند.
اولاد ریشههای افزایش قیمتهای پیشنهادی مسکن در شهریورماه را در پنج عامل کلیدی جستجو میکند: «همراهی با تورم عمومی»، «تأثیر فصل جابجایی»، «انتظارات جامعه نسبت به تحولات آتی و ریسکهای سیستماتیک»، و در نهایت «رفتار فروشندگان که به دنبال تبدیل به احسن داراییهای خود هستند». این کارشناس اشاره میکند که بسیاری از فروشندگان به دلیل نگرانی از ناتوانی در خرید مجدد به علت تورم مسکن، قیمتهای پیشنهادی خود را بر اساس نرخ دلار و سایر داراییها تنظیم میکنند. اما در مقابل، فروشندگانی که واقعاً قصد خروج از بازار را دارند، در زمان معامله تخفیفهای قابل توجهی ارائه میدهند که فاصله زیادی میان قیمت پیشنهادی و قیمت نهایی معامله ایجاد میکند.
آیا جریان سرمایه معکوس خواهد شد؟
در پاسخ به این پرسش که آیا سرمایهها از بازار مسکن به سمت طلا و سکه حرکت خواهند کرد، اولاد بیان میکند: هرچند احتمال جابهجایی سرمایهها همیشه وجود دارد، اما در مقیاس کلان این جریان محدود است. دلیل این محدودیت را باید در تفاوتهای بنیادی دو بازار جستجو کرد؛ طلا و ارز به عنوان داراییهایی با نقدشوندگی بسیار بالا شناخته میشوند که حتی سرمایههای خرد نیز میتوانند به راحتی در آنها وارد یا خارج شوند، در حالی که ورود به بازار مسکن نیازمند سرمایهگذاری سنگین است و نقدشوندگی آن بسیار پایینتر است.
وی ادامه میدهد که برای ایجاد تغییرات قابل توجه در بازار مسکن، نیاز به تزریق نقدینگی بسیار عظیم است، در حالی که در بازار طلا حتی جابجاییهای نقدینگی اندک باعث نوسانات محسوس میشود. نهایتاً، سطح ریسکپذیری سرمایهگذاران، سوگیریهای شناختی آنها و تأثیر انتظارات نسبت به ریسکهای ژئوپلیتیک از جمله جنگ، عوامل تعیینکننده رفتار سرمایهگذاران در این دو بازار هستند که باید به دقت مورد توجه قرار گیرند.
