دولت بریتانیا بهخوبی میداند که تعطیلی کارخانه «اسپشیالیتی استیل یوکی» فراتر از خاموششدن چند کوره و بیکار ماندن تعدادی از کارگران است.
بر اساس گزارش فولاد نیوز، این کارخانه محصولاتی تولید میکند که در بخشهایی مانند ارابه فرود هواپیما، روتور بالگرد، موشک، انواع مهمات و پوسته گلولههای توپخانه کاربرد دارند. از دست دادن چنین ظرفیتهایی میتواند بخش مهمی از صنایع راهبردی بریتانیا را وابسته به واردات کند؛ خصوصاً در دورهای که امنیت زنجیره تأمین به یکی از نگرانیهای اصلی دولتهای اروپایی تبدیل شده است.
از این رو، دولت بریتانیا اعلام کرده است که مقدمات تصاحب عمومی این شرکت را آغاز خواهد کرد. این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که پیشنهاد یک خریدار خصوصی نتوانست دولت را نسبت به تأمین مالی، ثبات بلندمدت شرکت و حفظ ظرفیتهای تولیدی قانع نماید.
خریدار خصوصی نتوانست اعتماد دولت را جلب کند
پیش از این، «اسپشیالیتی استیل یوکی» جزئی از امپراتوری صنعتی «سانجیو گوپتا» و گروه لیبرتی استیل بود. مشکلات مالی این شرکت پس از ورشکستگی گرینسیل کپیتال، که تامینکننده اصلی منابع مالی گروه گوپتا به شمار میرفت، شدت گرفت و نهایتاً در اوت ۲۰۲۵ حکم انحلال صادر شد.
از آن زمان، اداره رسمی تصفیه مسئول حفظ ایمنی سایتها، نگهداری تجهیزات و پرداخت حقوق کارکنان شده و دولت نیز هزینههای لازم برای ادامه این وضعیت را تأمین کرده است. هدف اولیه یافتن یک سرمایهگذار خصوصی معتبر بود تا کارخانه بدون تحمیل بار دائمی بر بودجه عمومی، بار دیگر به فعالیت بازگردد.
در آوریل ۲۰۲۶، یک خریدار ترجیحی برای شرکت انتخاب شد. منابع رسانهای این پیشنهاد را به شرکت نروژی «بلاستر گرین استیل» نسبت دادهاند؛ شرکتی که قصد داشت تولید فولاد کمکربن را توسعه دهد. با این حال، بررسیهای دقیق مالی و عملیاتی دولت را به این نتیجه رساند که این پیشنهاد نمیتواند ثبات، اطمینان و ارزش مورد انتظار برای کارکنان و مالیاتدهندگان را تضمین کند.
در نتیجه، گزینه تصاحب خصوصی کنار گذاشته شد و وزارت بازرگانی و صنعت بریتانیا مأمور شد تا طرح تصاحب عمومی شرکت را آماده کند. این انتقال هنوز نهایی نشده و به ارزیابیهای حقوقی و مالی وابسته است، اما سیاست دولت کاملاً روشن است: دولت حاضر نیست آینده این ظرفیت تولیدی را به فرایند انحلال واگذار کند.
فولادی که جایگزینش آسان نیست
این شرکت دارای چهار سایت تولیدی در راترهام، استاکزبریج، برینزورث و وندزبری است که مجموعاً بیش از ۱۳۰۰ شغل را حفظ میکنند. اهمیت این مجموعه تنها به تعداد کارکنان محدود نمیشود.
سایت راترهام دارای دو کوره قوس الکتریکی است و فولاد تولید شده در آن برای ساخت محصولات با ارزش افزوده بالا به استاکزبریج منتقل میشود. بر اساس راهبرد رسمی فولاد بریتانیا، ظرفیت کورههای قوس الکتریکی این مجموعه حدود ۱.۲ میلیون تن در سال است. محصولات تولیدی به بازارهای متعددی از جمله هوافضا، صنایع دفاعی، انرژی، نفت و گاز، خودروسازی و مهندسی صنعتی عرضه میشوند.
در بازار فولاد عادی، میتوان بخشی از کمبودها را از طریق واردات جبران کرد، اما در زمینه فولادهای ویژه شرایط کاملاً متفاوت است. تولید این نوع محصولات نیازمند دانش فنی بالا، رعایت استانداردهای دقیق، تجهیزات تخصصی و کسب تاییدیههای پیچیده از صنایع مصرفکننده است. یک تولیدکننده هواپیما یا تجهیزات دفاعی نمیتواند به سادگی تامینکننده فولاد خود را تغییر دهد، چرا که ورود یک عرضهکننده جدید ممکن است ماهها یا حتی سالها زمان برای آزمایش و دریافت تاییدیه نیاز داشته باشد.
بنابراین، تعطیلی کارخانه صرفاً حذف یک تولیدکننده نیست؛ بلکه احتمالاً منجر به از دست رفتن مهارتها و دانش فنی میشود که بازسازی آنها بسیار دشوار و پرهزینه خواهد بود. نیروی انسانی متخصص، فرآیندهای تثبیت شده و ارتباط فنی مستمر با مشتریان راهبردی، داراییهایی هستند که پس از چند سال توقف فعالیت، به آسانی قابل بازیابی نیستند.
موج جدید ملیسازی صنعت فولاد
ورود دولت به عرصه «اسپشیالیتی استیل یوکی» یک اقدام منفرد نیست. بریتانیا در سال ۲۰۲۱ شرکت شفیلد فورجمسترز را برای حفظ توان ساخت قطعات بزرگ و حساس فولادی مورد نیاز صنایع دفاعی، به ویژه در برنامه ساخت زیردریاییهای هستهای، به مالکیت وزارت دفاع درآورد.
در ژوئیه ۲۰۲۶ نیز شرکت بریتیش استیل به مالکیت عمومی درآمد تا از تعطیلی کورههای بلند اسکانتورپ جلوگیری شود. این شرکت تنها تولیدکننده داخلی ریل و مقاطع سنگین در بریتانیا به شمار میرود و تقریباً ۸۰ درصد نیاز شبکه ریلی کشور را تأمین میکند.
اکنون با احتمال اضافه شدن «اسپشیالیتی استیل یوکی»، دولت عملاً در حال شکل دادن به مجموعهای از ظرفیتهای فولادی است که تحت حمایت یا مالکیت مستقیم خودش قرار دارند. وجه مشترک این واحدها ناتوانی بازار در تأمین سرمایه بلندمدت برای کارخانههایی است که ممکن است در کوتاهمدت سودآور نباشند، ولی تعطیلی آنها هزینههای سنگین امنیتی و صنعتی به دنبال خواهد داشت.
دولت بریتانیا تأکید میکند که این اقدامات نه از سر گرایش ایدئولوژیک به ملیسازی، بلکه به دلیل اهمیت این کارخانهها برای دفاع، زیرساخت و صنایع پیشرفته انجام شده است. استدلال لندن این است که وقتی یک کارخانه برای امنیت ملی و صنایع استراتژیک اهمیت دارد، دولت نمیتواند صرفاً نظارهگر فروپاشی آن باشد.
هزینه حفظ استقلال صنعتی
تصاحب دولتی بهخودیخود مشکلات اقتصادی «اسپشیالیتی استیل یوکی» را حل نمیکند. این شرکت همچنان به سرمایه در گردش، نوسازی تجهیزات، سفارشهای پایدار و برق با قیمت رقابتی نیاز دارد. هرچند تولید با کوره قوس الکتریکی نسبت به کوره بلند، انتشار گازهای گلخانهای کمتری دارد، اما وابستگی زیادی به هزینه برق دارد؛ نکتهای که بسیاری از فولادسازان بریتانیایی با آن مواجه هستند.
دولت باید میان حفظ اشتغال، تأمین نیاز صنایع دفاعی و جلوگیری از تبدیل شرکت به مصرفکننده دائمی منابع عمومی تعادل برقرار کند. گزینههای آینده شامل واگذاری مجدد به بخش خصوصی، ایجاد مشارکت دولتی-خصوصی یا تمرکز بر تولید محصولات بسیار تخصصی خواهد بود.
با این حال، پیام اصلی این تصمیم کاملاً روشن است: فولاد ویژه بار دیگر در ردیف داراییهای امنیت ملی قرار گرفته است. بریتانیا حاضر است هزینه مداخله را پرداخت کند، چرا که وابستگی در زمان بحران ممکن است بسیار پرهزینهتر باشد.
