بر اساس گزارش سایت طلا، حبیب انصاری سامانی، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه یزد، با اشاره به عوامل محرک تورم اظهار داشت: اقتصاد کشور در شرایطی قرار دارد که تحت فشار همزمان عوامل متعددی مانند جنگ اقتصادی، تحریمها و تنشهای ژئوپلیتیکی است؛ عواملی که باعث افزایش نااطمینانی و تشدید انتظارات تورمی شدهاند. علاوه بر این، متغیرهای پولی نیز نقش کلیدی ایفا میکنند. فشارهای ناشی از کسری بودجه، بانک مرکزی و شبکه بانکی را در وضعیتی قرار داده که خلق پول به یکی از روشهای تامین مالی تبدیل شده است. همراه با افزایش نرخ تورم و بالاتر بودن بازدهی برخی داراییهای موازی نسبت به سود واقعی سپردههای بانکی، سرعت گردش و جابهجایی نقدینگی بالاتر رفته و بستر لازم برای جهشهای قیمتی مهیا شده است.
وی درباره نوسانات مقطعی بازار تاکید کرد: این وضعیت میتواند باعث نوسانات غیرمعمول شود که بیشترین بهره را فعالان سوداگر و نوسانگیران میبرند. البته پس از ثبت اوجهای هیجانی، احتمال وقوع دورههایی از اصلاح و کاهش قیمت در کوتاهمدت نیز وجود دارد.

این استاد دانشگاه درباره واکنش سرمایهگذاران خرد و گرایش آنها به تبدیل داراییهای ریالی به ارز گفت: از دیدگاه اقتصاد خرد، حرکت به سمت داراییهای امنتر برای حفظ ارزش دارایی در برابر تورم، واکنشی منطقی و قابل فهم از سوی خانوارهاست. با این حال، فقدان ابزارهای سرمایهگذاری متنوع، ضدتورمی و متناسب با سطوح مختلف ریسک در بازارهای پولی و مالی رسمی، باعث اختلال در مسیر هدایت نقدینگی شده است.
وی افزود: ورود گسترده سرمایهگذارانی که تخصص تحلیلی ندارند به بازار ارز، بهویژه در زمانهایی که قیمتها افزایش مییابد، میتواند تقاضای هیجانی را تشدید کند. نتیجه این موضوع شکلگیری «بیشجهش» یا Overshooting در نرخ ارز است؛ یعنی قیمتها میتوانند تحت تأثیر موج تقاضا برای مدتی قابل توجه از سطح تعادلی و ارزشهای بنیادی فاصله بگیرند. تجربه بازارها نشان داده که پس از فروکش هیجان، احتمال اصلاح قیمت وجود دارد و در این شرایط، سرمایهگذاران خرد بیشترین خسارت را متحمل خواهند شد.
انصاری سامانی همچنین با توضیح ویژگیهای ساختاری بازار غیررسمی ارز گفت: بخش عمده نیازهای ارزی و تجاری کشور از طریق کانالهای رسمی و تحت نظارت سیاستگذار پولی تامین میشود؛ بنابراین، بازار آزاد عمق کمی دارد. یکی از ویژگیهای بازارهای کمعمق، حساسیت بسیار بالای آنها به موجهای هیجانی و معاملات کوتاهمدت است؛ به گونهای که حتی جریانهای نسبتاً محدود تقاضا میتوانند به نوسانات چشمگیر قیمت منجر شوند.
این اقتصاددان در پایان افزود: چنین ساختاری میتواند زمینه را برای اثرگذاری بازیگران بزرگ بر قیمتها فراهم کند. معاملات کوتاهمدت در چنین بازاری، در برخی مواقع میتواند باعث انتقال مستقیم زیان از سرمایهگذاران کماطلاع به معاملهگران حرفهای شود؛ به ویژه زمانی که سرمایهگذاران خرد در سطوح بالای قیمتی وارد بازار میشوند و با شروع دوره اصلاح، برای جلوگیری از زیان بیشتر مجبور به فروش داراییهای خود خواهند شد.
