همشهری: در بامداد ۱۸ تیرماه سال ۱۴۰۳، خبری به بازپرس دادسرای امور جنایی تهران رسید مبنی بر اینکه مردی در یکی از پارکهای غرب تهران بر اثر اصابت گلوله به قتل رسیده است. چندین رهگذر جسد مقتول را در پارک مشاهده و فوراً به پلیس اطلاع داده بودند. شواهد اولیه نشان میداد که خانه مقتول در نزدیکی همان پارک قرار داشت و وقتی تیم بررسی صحنه جنایت به محل رسید، همسر و دختر مقتول نیز در آنجا حضور داشتند.

هیچ شاهدی عامل تیراندازی مرگبار را ندیده بود و انگیزه و هویت قاتل مرد میانسال نامعلوم بود. به دستور بازپرس جنایی، پیکر مقتول برای انجام معاینات دقیق پزشکی قانونی منتقل شد و تحقیقات برای کشف راز پشت این قتل آغاز گردید.
پس از تحقیق از افرادی که جسد مقتول را در پارک دیده بودند، اولین کسی که تحت بازجویی قرار گرفت، همسر مقتول بود. او که بلافاصله پس از وقوع قتل به محل آمد، به مأموران گفت: «شوهرم چند روزی بود که بیمار بود و درد معده داشت. ساعتی پیش از حادثه برای خرید دارو از خانه خارج شدم، اما وقتی برگشتم، شوهرم در خانه نبود. چون بیمار بود نگرانش شدم و از دخترم پرسیدم ولی او هم نمیدانست پدرش چه زمانی خانه را ترک کرده است. به همین خاطر هر دو با هم به دنبال او گشتیم.»
این زن افزود: «وقتی به نزدیکی پارک رسیدیم، دیدیم جمعیتی جمع شدهاند. کنجکاو شدیم و جلو رفتیم. در کمال تعجب شوهرم را روی زمین و در حال خونریزی دیدیم. سپس مردم با پلیس تماس گرفتند.»
اولین مظنون
تحقیقات اولیه نشان داد که مقتول مدتی بود با همسرش دچار اختلافات و درگیری شده بود. از سوی دیگر، این زن ادعا کرد وقتی دید شوهرش در خانه نیست، با تلفن همراه او تماس گرفته است، اما بررسیها نشان داد تماس او دقیقاً همزمان با شلیک گلوله به سر مقتول بوده است. همچنین، حضور این زن در پارک درست دقایقی پس از جنایت مشکوک به نظر میرسید. بنابراین فرضیه جنایت خانوادگی مطرح شد و این زن به عنوان اولین مظنون بازداشت گردید.
اعتراف به جنایت
با شروع بازجوییها از این زن، ظرف مدت کوتاهی او جزئیات قتل را فاش کرد و گفت: «مدتی بود مردی به نام سعید برایم مزاحمت ایجاد میکرد. شب حادثه به طور اتفاقی سعید را در خیابان دیدم و دوباره اذیتم کرد. همسرم رسید و عصبانی شد. او از من خواست به خانه بروم تا خودش با سعید صحبت کند. من هم از ترسم به خانه رفتم اما بعداً همراه دخترم به محل حادثه برگشتم و فهمیدم سعید با شلیک گلوله شوهرم را به قتل رسانده است.»
با وجود این اعترافات، زن باز هم حرفهای تازهای زد و گفت: «من و شوهرم اختلاف داشتیم و در همان روزها با سعید آشنا شدم. یک روز که با او درد و دل میکردم، صحبت از انتقام شد و به فکر افتادم شوهرم را از بین ببریم. بعد از آن ۲۰۰ میلیون تومان به سعید دادم و او با بخشی از این پول اسلحه خرید. قرار شد شوهرم به قتل برسد. روز حادثه هم طبق نقشه، وقتی شوهرم از خانه خارج شد، سعید با شلیک گلوله او را کشت.»
بر اساس این اعترافات، پسر جوان نیز بازداشت شد و به قتل اعتراف کرد و گفت: «از طرف همسر مقتول برای قتل اجیر شدم.» در این شرایط، صحنه جنایت توسط متهم بازسازی شد و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال گردید.
در دادگاه
در جلسه محاکمه که چندی پیش در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد، اولیای دم برای قاتل درخواست قصاص کردند. اتهام قتل عمد به پسر جوان و معاونت در قتل به همسر مقتول تفهیم شد و هر دو متهم به دفاع از خود پرداختند. در نهایت قضات دادگاه هر دو را مجرم شناختند و پسر جوان به قصاص و همسر مقتول به ۱۰ سال حبس محکوم گردید.
اگرچه محکومان به حکم صادره اعتراض کردند و پرونده به دیوان عالی کشور ارجاع شد، اما قضات دیوان پس از بررسی پرونده، حکم دادگاه را تایید کردند. در این شرایط پرونده به شعبه اول اجرای احکام دادسرای امور جنایی ارسال شد.
براساس این گزارش، اگر قاتل نتواند رضایت اولیای دم را جلب کند، به زودی حکم قصاص اجرا خواهد شد و پای چوبه دار خواهد رفت.
