روزنامه جوان گزارش داد: شاکیه در شرح ماجرا به مأموران گفت: «شوهرم پرهام دارای املاک و داراییهای فراوانی بود. او سالها پیش با زنی ازدواج کرده بود که حاصل این ازدواج سه فرزند بود، اما زندگی مشترکشان پس از مدتی به جدایی انجامید. همسر سابقش به همراه فرزندانشان به آلمان مهاجرت کردند و پرهام تنها زندگی میکرد. چند سال قبل یکی از دوستانمان مرا به او معرفی کرد و پس از آشنایی با همدیگر ازدواج کردیم. من و شوهرم به روستایی در حوالی کرج نقل مکان کردیم و زندگی مشترکمان را آغاز نمودیم. اگرچه صاحب فرزند نشدیم، اما زندگی خوبی داشتیم تا اینکه حدود دو سال پیش شوهرم به بیماری آلزایمر مبتلا شد. از آن زمان با تمام توان مراقبش بودم و شبانهروز کنار او بودم. به ندرت از خانه خارج میشدم و فقط برای خرید مایحتاج زندگی بیرون میرفتم.»
گم شدن شوهر بیمار
او افزود: «چند هفته پیش هنگام خرید از خانه خارج شدم، ولی وقتی برگشتم مشاهده کردم شوهرم ناپدید شده است. هرچه جستجو کردم، هیچ اثری از او نیافتم تا اینکه یکی از همسایهها به من اطلاع داد که در غیاب من دو مرد غریبه به همراه زنی که خواهرزاده شوهرم است به خانه آمده و او را سوار خودرو کرده و بردهاند. فوراً با خواهرزادهاش تماس گرفتم، اما تلفنش را پاسخ نداد. وقتی نتوانستم خبری از شوهرم کسب کنم، به کلانتری مراجعه و شکایت کردم.»
ویدیوی مراقبت از شوهر بیمار
زن میانسال درباره پیگیری اولیه خود گفت: «پس از شکایت من، خواهرزادهام به کلانتری احضار شد. او ادعا کرد که داییاش در منزل اوست و به دلیل بیماری آلزایمر تصمیم گرفته چند روزی از او مراقبت کند. حتی فیلمی از حضور شوهرم در خانهاش و مراقبت از او به مأموران نشان داد. با دیدن فیلم و اطمینان از زنده بودن شوهرم، مجبور به رضایت شدم. قرار بود چند روز بعد او را به خانهمان در روستا برگرداند، اما پس از آن دیگر هیچ خبری از شوهرم نشد. دوباره با خواهرزادهاش تماس گرفتم، اما تلفنش خاموش بود. به مقابل خانهاش رفتم، اما شوهرم آنجا نبود و همسایهها هم از او اطلاعی نداشتند. هرچه تلاش کردم، ردی از شوهرم پیدا نکردم.»
مرگ مشکوک مرد ثروتمند
شاکیه ادامه داد: «هنگامی که هنوز به دنبال شوهرم بودم، یک روز زنی با من تماس گرفت و گفت از یک خانه سالمندان در تهران تماس میگیرد و حال شوهرم بد شده و او را به بیمارستان منتقل کردهاند. وقتی این خبر را شنیدم بسیار شوکه شدم و فوراً به بیمارستان رفتم. شوهرم حال مساعدی نداشت و بستری بود. او شش روز در بیمارستان تحت درمان قرار گرفت، اما در نهایت فوت کرد. پس از فوتش، جسدش را تحویل گرفتم و به خاک سپردم.»
حدود دو هفته پس از فوت شوهرم، برای پیگیری وضعیت ارث و سهم سه فرزندش، مدارک و اسناد داراییهایش را برای فرزندانش در آلمان ارسال کردم تا امور قانونی را دنبال کنند، اما در بررسی اسناد متوجه شدیم که تمام املاک، مغازهها و سایر داراییهای پرهام به نام دو مرد غریبه و خواهرزادهاش منتقل شده است. وقتی موضوع را پیگیری کردم، فهمیدم هر سه نفر متواری شدهاند.»
او در پایان گفت: «اکنون نسبت به نحوه مرگ شوهرم شک دارم و احتمال میدهم این افراد برای تصاحب اموالش او را به قتل رسانده باشند. به همین دلیل از آنها به اتهام قتل و تصاحب اموال شوهرم شکایت کردهام.»
با ثبت این شکایت، پرونده به دستور بازپرس جنایی برای رسیدگی در اختیار کارآگاهان پلیس قرار گرفت. تحقیقات برای شناسایی و دستگیری سه متهم فراری، بررسی نحوه انتقال اموال مرد سالمند و کشف علت مرگ او همچنان ادامه دارد.
