از لحظهای که مانیشا بهانوالا تصمیم داشت کشتی را کنار بگذارد تا زمانی که بالاترین جایگاه قهرمانی جهان را به دست آورد؛ روایت تأثیرگذار دختری هندی که موفقیتش را همراه با پدر و مادرش جشن گرفت.
به گزارش ورزش سه، وقتی مانیشا بهانوالا روی سکوی قهرمانی کشتی جهان ایستاد، مدالش را به دوربینها نشان نداد؛ بلکه پیراهن سفید رنگی که تصویر پدر و مادرش بر آن نقش بسته بود را بالا گرفت. این لحظه برای او فراتر از کسب مدال طلا بود؛ نشانهای از ادای دین به پدری که چهار سال پیش از دنیا رفت و هرگز فرصت دیدن قهرمانی دخترش را نیافت. مانیشا در آستانه قزاقستان نه تنها به آرزوی خود رسید، بلکه به وعدهای که به پدرش داده بود نیز وفا کرد.
شروعی تلخ برای یک قهرمان
قصه مانیشا بهانوالا، کشتیگیر هندی وزن ۵۹ کیلوگرم، از روزی سخت در سال ۲۰۲۲ آغاز شد. در همان روزی که مانیشا آماده اعزام به مسابقات قهرمانی آسیا در مغولستان بود، پدرش، سورش، به دلیل ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.
این خبر شوک بزرگی برای مانیشا بود که بخش زیادی از مسیر ورزشیاش را با حمایت بیدریغ پدر طی کرده بود. پس از این حادثه، حتی به ترک کشتی فکر کرد؛ ورزشی که پدرش مهمترین حامیاش بود. ادامه دادن بدون حضور او برایش بسیار دشوار بود، اما خانوادهاش، بهویژه برادرش رینکو، مانع شدند که این اتفاق پایان رویای ورزشی او باشد. آنها با تشویق و حمایت خود باعث شدند مانیشا دوباره به تمرین و مسابقه بازگردد؛ تصمیمی که در نهایت او را به یکی از مهمترین روزهای زندگیاش رساند.
قولی که روی پیراهن سفید ثبت شد
قبل از سفر به مسابقات جهانی آستانه، مانیشا تصمیمی گرفت که هماکنون به نماد ماندگار قهرمانی او بدل شده است. او تصویر پدر و مادرش را روی پیراهن سفید چاپ کرد تا در صورت کسب مدال طلا، آن را مقابل دوربینها به نمایش بگذارد.

در فینال وزن ۵۹ کیلوگرم مقابل ابیگیل نت از آمریکا، مانیشا با چالشی سخت روبهرو بود. در نهایت با نتیجه ۸ بر ۶ پیروز شد و مدال طلای جهان را به دست آورد.
این پیروزی برای کشتی هند نیز تاریخی بود، چرا که مانیشا به اولین زن هندی تبدیل شد که در رقابتهای جهانی بزرگسالان کشتی آزاد به مدال طلا میرسد. این موفقیت نام او را برای همیشه در تاریخ این رشته در کشورش ثبت کرد.
اما تصویر به یادماندنی این قهرمانی نه امتیازهای فینال و نه لحظهای که داور دست او را به نشانه پیروزی بالا برد، بلکه همان لحظهای بود که مانیشا پیراهن سفیدش را بالا گرفت؛ تصویری از پدر و مادری که یکی در کنار او بود و دیگری تنها در قلب و خاطراتش حضور داشت.
