6عصر؛ مهدی مالمیر – چند روز پیش، نگارنده در حالی که سر و مغزش را از دهانهٔ بلعندهٔ یکی از ایستگاههای مترو تهران بیرون میآورد، جوانی با هیبتی شاخ شمشادی توجهاش را جلب کرد. این جوان با گیتاری در دست، تصنیف قدیمیای میخواند دربارهٔ اندوه جدایی دلداده از دلدار. باید اعتراف کرد که او بسیار ماهر بود. حرکات دستهایش روی پردههای گیتار بسیار چشمنواز بود و با قدرت تمام سیمهای ساز را مینواخت.
ساعت هفت صبح بود و در حالی که مردم شتابزده و سر به زیر تنها به فکر رسیدن به موقع به محل کار و بارشان بودند، این سوال در ذهن نگارنده شکل گرفت که چرا این جوان هنرمند نه تصنیف مناسبی برای این زمان صبحگاهی انتخاب کرده بود و نه جای مناسبی برای اجرا؟!
غم و اندوه درون نویسنده با صدای حزین این جوان بیشتر شد. شاید بیدلیل نبود که کلاهش هنوز خالی بود و درآمدی نداشت. البته خود نگارنده تا حد توان چراغ اول را برای او روشن کرد!
به نظر نمیرسید این فعالیت کاری حرفهای باشد و گویی فشارهای مالی سنگین، او را به این کار واداشته بود. شاید درست باشد اگر بگوییم که این موزیسینهایی که در کوچهها و خیابانهای شهر به هنرنمایی میپردازند، اگر شغل و درآمد خوبی در موسیقی یا جای دیگری داشتند، موسیقی را به این شیوه دنبال نمیکردند.
متأسفانه بعضی از این موزیسینها زمان و مکان مناسبی را برای اجرای خود انتخاب نمیکنند و گاهی باعث سد معبر شده و اعصاب رهگذران خسته را فرسوده میکنند.
در کشورهای توسعهیافتهتر، قوانین مشخصی برای موزیسینهای خیابانی وجود دارد. به عبارت دیگر، علاوه بر مهارت نواختن ساز و هنر موسیقی، لازم است موزیسین تعادلی میان آرامش عمومی، ایمنی عابران و آزادی بیان هنری برقرار کند.
محدودیتهایی برای استفاده از آمپلیفایر (بلندگو) توسط موزیسینهای خیابانی وجود دارد. برخی قوانین فقط اجازه دریافت وجه نقد را به آنها میدهد و فروش سیدی یا آلبوم در کنار خیابان ممنوع است.
اجرای خیابانی معمولاً زمان مشخصی دارد و ضروری است گروههای هنری فاصله خود را با مناطق مسکونی، بیمارستانها و مکانهایی که نیازمند سکوت هستند مانند کتابخانهها رعایت کنند.
در برخی کشورها مانند انگلستان، مناطق خاصی برای اجرای خیابانی تعیین شده است و گاهی موزیسینهای مشهور در این مناطق به اجرای برنامه و سرگرم کردن مردم میپردازند. همچنین در روزهای جشن، هنرمندان با دریافت مجوز میتوانند در نقاط مختلف شهر به اجرا بپردازند.
قانون دیگری که به اجرای خیابانی در کشورهای دیگر نظم و جلوهای خاص میدهد، محدودیت زمانی است؛ موزیسین نمیتواند بیش از یک تا سه ساعت در یک مکان بماند و باید محل اجرای خود را تغییر دهد. به این ترتیب هیچ هنرمندی نمیتواند یک گوشه از خیابان یا شهر را پاتوق دائمی خود کند.
تمام این موارد بیان شد تا اشاره شود که در کشور ما نه تنها چنین قوانین مدونی وجود ندارد بلکه هر روز بر آشفتگی و بینظمی موسیقی خیابانی افزوده میشود.
در این شرایط سخت بیکاری، باید با تأسف و بدون هیچ قصد توهینی اشاره کرد که در میان موزیسینهای خیابانی، افرادی آماتور و ناآشنا به ساز نیز دیده میشوند که کارشان نه زیبایی شهر بلکه خسته کردن گوش شهروندانی است که از قبل با حجم آلودگی صوتی، شنواییشان آسیب دیده است!
دلیل اینکه موسیقی خیابانی که در سراسر جهان یکی از جاذبههای گردشگری محسوب میشود، در کشور ما این گونه مورد بیمهری قرار میگیرد، این است که هنوز برخی آن را نه به عنوان هنر بلکه صرفاً به عنوان وسیلهای برای کسب پول میبینند و به هنر خیابانی احترام نمیگذارند.
اگر این مشکل حل شود، اگر قوانین منظم و مدونی تصویب گردد، اگر میزان مهارت داوطلبان به دقت سنجیده شود، میتوان موسیقی خیابانی را از وضعیت نامطلوب کنونی خارج کرد و شهر را با نوای خوش موسیقی آراست.
در غیر این صورت، اگر این روند ادامه یابد و موسیقی خیابانی به شکل آماتوری به حیات خود ادامه دهد، احتمال دارد که مردم به تدریج از شنیدن موسیقی خیابانی دلزده شوند و هنگام دیدن هر ساز و آوازی راه خود را کج کنند.
شهر به موسیقی و نوای خوش نیاز دارد. این نوای خوش فقط از صدای خواننده یا سیمهای گیتار و تار بیرون نمیآید، بلکه قوانین صحیح، احترام به حقوق نوازنده و عابر پیاده، شناخت مسئولیتها و حقوق هر دو طرف اجراکننده و شنونده نیز در ایجاد یک فضای موسیقی خیابانی دلپذیر نقش مهمی دارد و نباید از آن غفلت کرد. در پایان باید گفت: موزیسینهای خیابانی را دریابیم.
