تلاقی شگفت‌انگیز حماسه‌های جان‌فدای ایرانی با فرهنگ هیجان‌انگیز هالووین در تهران
تلاقی شگفت‌انگیز حماسه‌های جان‌فدای ایرانی با فرهنگ هیجان‌انگیز هالووین در تهران



6عصر ؛ موحد منتقم – تصاویری که این روزها در شبکه‌های اجتماعی و میان مردم ایران، مخصوصاً در محله‌های شمال شهر، دست به دست می‌شود، ترکیبی است بی‌نظیر و حتی کمدی-درام که شاید کمتر بتوان مشابه آن را در یک جامعه دیگر دید؛ انگار دو خط زمانی موازی و متفاوت به شکلی عجیب به هم گره خورده‌اند!

در یک سمت، جوانانی را می‌بینیم که با گریم‌های حرفه‌ای و پرهزینه، لباس‌های اسکلت، خون‌آشام و سایر شخصیت‌های ترسناک هالووین را بر تن کرده‌اند و در خیابان‌های اندرزگو و ایرانشهر به رژه و استوری گرفتن مشغولند؛ در سمت دیگر، تجمعات «جان‌فدا» با شور و حرارت برگزار می‌شود که در آن افراد با تمام وجود از آمادگی برای دفاع از وطن و جنگ سخن می‌گویند.

این دو تصویر واضح، در یک جغرافیای واحد اما با برداشت‌های کاملاً متفاوت از زندگی، شادی و حتی مفهوم مرگ، کنار هم قرار گرفته‌اند. این هم‌زمانی دقیقاً در روزهایی رخ داده که اخبار مربوط به احتمال جنگ، سایه‌ای سنگین‌تر از همیشه بر سر مردم ایران افکنده است.

شاید برای برخی عجیب و حتی شوکه‌کننده باشد که عده‌ای به جای آنکه چشم به تلویزیون بدوزند و از ترس و استرس اخبار، ناخن بجوند، لباس مردگان متحرک را به تن کنند و در خیابان‌ها کارناوال شادی به پا کنند.

اما منطق ایرانی نشان می‌دهد که وقتی هر روز با افکار تلخ و ترسناک از آینده دست و پنجه نرم می‌کنی، بهترین راه شاید این باشد که دست‌کم یک شب، مرگ را بیاوری وسط خیابان، به او لباس‌های عجیب و غریب بپوشانی و دورش با رقص و شادی بچرخانی! انگار می‌خواهند چند ساعت هم که شده، با خنده و شوخی، ترس را کنار بزنند.

از جانفدا تا هالووین ؛ درباره کلیپی جالب از تلاقی حماسه وطنی و فرهنگ هالیوودی در تهران

یکی از نکات جالب امسال این است که هالووین دیگر به یک جشن خصوصی و مختص محافل کوچک محدود نمانده و رسماً وارد «خیابان» شده است؛ همان جایی که معمولاً برای هر جنبش و فعالیتی باید چندین مرحله مجوز و تأییدیه گرفت!

حضور آشکار و علنی جوانان با گریم اسکلت در فضای عمومی شاید یک حرکت سیاسی نباشد، اما مطمئناً پیامش این است که حداقل برای همین یک شب باید زندگی کرد، چون اصلاً معلوم نیست فردا تقویمی باقی بماند یا نه.

البته نباید خودمان را فریب دهیم؛ هالووین برای بسیاری از جوانان ریشه در سنت‌های کهن و باورهای مربوط به دفع ارواح ندارد، بلکه بیشتر یک فرصت برای جلب توجه در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و تیک‌تاک و گرفتن لایک و بازدید است.

جوان امروزی شاید نداند فلسفه کدو تنبل چیست، اما کاملاً می‌داند که گریم اسکلت چقدر شیک‌تر و جذاب‌تر از لباس‌های سنتی و کلاکت‌های قدیمی ما به نظر می‌رسد.

از سوی دیگر، نمی‌توان از هزینه‌های گزاف این هیولاهای خیابانی چشم پوشید؛ وقتی لباس‌ها و گریم‌های چند میلیون تومانی به میدان می‌آید، مشخص می‌شود که این نمایش سیاه و کمدی فعلاً سرگرمی طبقه مرفه و متوسط بالاست؛ کسانی که دست‌کم توان مالی دارند تا اضطراب جنگ را با خریدهای لاکچری یک‌شبه پاک کنند و فراموش نمایند!

اما بی‌شک نقطه اوج این ماجرا، مداحی است که در واکنش به هالووین در تجمعات جان فدا، میکروفون را به دست گرفت و خطاب به فرمانده نیروی هوافضای سپاه گفت: «سید مجید شب شب هالووینه، فرمون بده موشکا رو ببینه!» باید به این مداح عزیز ایستاده دست زد که توانسته است ادبیات حماسی و نظامی را به شکلی خلاقانه در مناسبت‌های روز گره بزند.

از جانفدا تا هالووین ؛ درباره کلیپی جالب از تلاقی حماسه وطنی و فرهنگ هالیوودی در تهران

این رویداد نشان می‌دهد که چطور غول پاپ‌فرهنگ حتی تریبون‌های رسمی را هم وادار می‌کند که در زمین او بازی کنند؛ طوری که مداحی که می‌خواهد عقب نماند، مجبور است کلیدواژه‌های هالووینی را وارد سبک خود کند! اصلاً بعید نیست فردا برای کریسمس بشنویم «بابانوئل موشک بیار!» یا در ولنتاین، شکلات‌ها با پیام‌های حماسی توزیع شوند!

از دید روان‌شناسی اجتماعی، واکنش افراد به تهدیدات بزرگ کاملاً متفاوت است؛ عده‌ای با رفتن به تجمعات نظامی و نمایش قدرت احساس آرامش و امنیت می‌کنند و عده‌ای دیگر با گریم‌های کدو تنبل و رقص و شادی، می‌کوشند از ترس خلاص شوند.

برای گروه اول، پناه بردن به اقتدار و نمایش قدرت نوعی احساس امنیت است؛ برای گروه دوم، بی‌خیالی و شوخی راهی برای پس گرفتن زندگی روزمره از چنگ اخبار وحشتناک و غیرقابل تغییر است.

این دو تصویر، یک شوخی فلسفی هم درباره مرگ هستند؛ در یک سو، کسانی که با تمام وجود آرمان شهادت را پاس می‌دارند و در سوی دیگر، جوانانی که صورت خود را مثل جمجمه رنگ کرده‌اند تا مرگ را به تمسخر بگیرند.

یکی می‌گوید من آماده‌ام برای دفاع از وطن جان بدهم، دیگری می‌گوید من لباس مرگ پوشیده‌ام تا ترس آن را از خود دور کنم!

از جان‌فدا تا هالووین ؛ درباره کلیپی جالب از تلاقی حماسه وطنی و فرهنگ هالیوودی در تهران

البته نباید به هر کسی که شب هالووین دور هم جمع شده برچسب مبارز سیاسی یا نفوذی زد. بسیاری فقط دنبال موسیقی، خنده، عکس‌های متفاوت و جمع کردن لایک بوده‌اند.

اما در جامعه‌ای که حتی اندازه آستین لباس هم می‌تواند موضوع تحلیل‌های استراتژیک شود، عجیب نیست که یک کدو تنبل نورانی هم به عنوان یک پیام سیاسی دیده شود!

در این فضای پیچیده هویتی، هالووین تبدیل به بهانه‌ای برای دعواهای توئیتری شده است: عده‌ای ناراضی‌اند که چرا همین جوانان در روز کوروش و نوروز دچار افسردگی می‌شوند ولی برای هالووین شور و هیجان دارند، گروهی دیگر عید قربان را تروما می‌دانند اما هالووین را اوج روشنفکری می‌شمارند!

عده‌ای هم با طعنه به نسل جوان شیک‌پوش و علاقه‌مند به هالووین می‌گویند حالا که هزینه لباس‌های پر زرق و برق خون‌آشامی‌تان سر به فلک می‌زند، پرداخت این مبلغ به فقرا واجب‌تر نبود؟!

از جانفدا تا هالووین ؛ درباره کلیپی جالب از تلاقی حماسه وطنی و فرهنگ هالیوودی در تهران

مشکل اصلی اینجاست که ما عادت کرده‌ایم حتی ساده‌ترین رفتارهای روزمره را به بیانیه‌های ایدئولوژیک تبدیل کنیم. کسی که شب هالووین لباس هیولا می‌پوشد لزوماً بی‌خیال وطن نیست، همانطور که کسی که در تجمع جانفدا شرکت می‌کند لزوماً مخالف شادی نیست.

مردم کاملاً لایه‌لایه‌اند؛ می‌شود هم نگران آینده کشور بود و هم دلت بخواهد چند ساعت از ته دل بخندی. مسئله این است که چرا در جامعه‌ای با این حجم اخبار نگران‌کننده، حتی تفریحات ساده هم باید به صف‌بندی‌های سیاسی تبدیل شود؟

مردم حق دارند بترسند، حق دارند سوال بپرسند و در عین حال حق دارند زندگی کنند. نمی‌توان یک جامعه را با اضطراب و استرس دائمی مدیریت کرد.

به هر حال، اگر قرار است سایه جنگ و تهدید همچنان بالای سرمان باقی بماند، دست‌کم اجازه دهید یک شب مردم به جای صدای ناقوس جنگ، صدای خنده‌های دیوانه‌وار همدیگر را بشنوند. شاید برای کشوری که این همه هیولای واقعی و گوشت و خون‌دار اطرافش هست، پوشیدن لباس هیولا چندان هم عجیب نباشد!