یکی از نکات کلیدی در رابطه با تغییر دکترین هستهای ایران، جنبههای فقهی و شرعی این موضوع است. آیتالله علمالهدی، نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی، به نکتهای مهم در این خصوص اشاره کرده است.
خبرگزاری خراسان نوشته است: روز گذشته رئیسجمهور آمریکا در مصاحبهای بار دیگر به فقدان سلاح هستهای در ایران پرداخت و با لحنی طعنهآمیز اظهار داشت: «اگر ایرانیها سلاح هستهای داشتند، احتمالاً من مجبور بودم آنها را «قربان» خطاب کنم.» او چند هفته پیش نیز در گردهمایی انتخاباتی حزب جمهوریخواه در ایالت اوهایو درباره رابطه خود با رهبر کره شمالی گفته بود: «ارتباط بسیار خوبی با کیم جونگ اون دارم. وقتی کشوری ۱۱۲ موشک هستهای دارد، خوب است که روابط خوبی با آن داشته باشی. اما تفاوت را در نظر بگیرید؛ ایران هرگز موشک هستهای نخواهد داشت!» همچنین پیشتر چندین بار درباره توهم نابودی تاسیسات هستهای ایران و احترامی که در صورت دستیابی کشورمان به سلاح هستهای باید به ایرانیان گذاشت، سخن گفته بود.
ترامپ به خوبی میداند که ایران سالهاست حسن نیت خود را در پرونده هستهای نشان داده است و این اظهارات تحقیرآمیز او علیه توانمندی هستهای ایران، بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و مانند مسکنی موقتی برای زخمهایی مثل قیمت نفت ۱۲۰ دلاری و شکست حزبش در انتخابات پیش روی کنگره عمل میکند.
البته اظهارات تکراری ترامپ و جریان او برای ایران اهمیت زیادی ندارد و امروزه از زبان مقامات عالی کشور و اکثر محافل سیاسی و اجتماعی، مسأله تغییر دکترین هستهای ایران به منظور افزایش بازدارندگی در برابر تهدیدات و عهدشکنیهای طرفهای مقابل، به طور جدی و از تریبونهای مختلف مطرح میشود.
در خصوص اولین و مهمترین اظهارنظر درباره دکترین هستهای ایران، باید به فرمایش رهبر انقلاب در ۱۵ فروردین امسال اشاره کرد که فرمودند: «نسبت به تولید بمب اتم سخنی دارم که با نظر رهبر شهید مخالفتی ندارد.» اگرچه در این نامه نظر صریح خود را بیان نکردند، اما طرح این موضوع نشاندهنده حساسیت دستیابی به بمب اتم است. جدا از این، اگر به دیدار دانشجویان در ۱۳ آبان ۱۴۰۳ با رهبر شهید و درخواست آنها برای تغییر دکترین اتمی و صدور فتوای ثانویه درباره سلاح هستهای توجه کنیم، رهبر شهید در پاسخ فرمودند: «هر آنچه که برای مقابله با دشمن لازم باشد حتماً انجام میدهیم.» بنابراین با توجه به تغییر شرایط فعلی، میتوان احتمال تغییر دکترین هستهای از سوی عالیترین مقام کشور را متصور شد و این اتفاق را بعید ندانست.
در همین رابطه، حجتالاسلام علیاکبری، خطیب جمعه تهران، روز گذشته درباره ضرورت تغییر دکترین هستهای ایران اظهار داشت: «مطالبه بازنگری در دکترین هستهای کشور واکنشی شتابزده و هیجانی نیست، بلکه برآمده از آگاهی ملت ایران نسبت به بدعهدیهای آمریکا است. چرا نباید در دکترین هستهای تجدیدنظر کنیم؟ ملت ایران طی سالهای گذشته تجربههای تلخی از رفتار آمریکا داشته است. دشمن از خطوط قرمز ملت عبور کرده، رهبر شهید انقلاب را به شهادت رسانده و به تعهدات و توافقهای خود پایبند نبوده است. ملت ایران بارها فرصت تعامل و توافق فراهم کرده، اما تجربه بدعهدیها ضرورت بازنگری در محاسبات امنیتی را به یک موضوع جدی تبدیل کرده است.»
اما یکی از سوالات اساسی درباره تغییر دکترین هستهای، مسائل فقهی آن است. آیتالله علمالهدی، نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی، در این باره گفته است: «مسئله تجهیز در مقابل دشمن، غلبه بر دشمن، دفاع قوی و آرامش خاطر، از جمله ثمرات این حکم است، اما در میان این ثمرات، شارع مقدس یک نتیجه ویژه را مطرح میکند و آن ارعاب دشمن است. بر این اساس میتوان ملاک قرار داد که هر چیزی که موجب ارعاب دشمن شود، تهیه آن واجب است؛ و امروز سلاح هستهای مایه ارعاب دشمن است.»
آنچه از تریبونهای مختلف و خواستههای مردم دریافت میشود، اهمیت بالای دستیابی به سلاح هستهای برای افزایش بازدارندگی در برابر دشمن است. در همین راستا، نشریه معروف فارن افرز نوشته است: «اگر لیبی به سلاح هستهای دست یافته بود، سرنوشت این کشور نابودی نبود و جمهوری اسلامی ایران نیز اگر سلاح هستهای داشت، رهبر آن اینگونه هدف حمله و ترور قرار نمیگرفت. در تنشهای هند و پاکستان، استفاده طرفین از سلاح هستهای بازدارنده بوده است و در کره شمالی نیز این توانمندی مانع از حمله مستقیم آمریکا شده است. بنابراین در ایران که با تهدید وجودی روبروست، دستیابی به سلاح هستهای یک نیاز حیاتی است.»
تحلیل مرتبط؛ در ستایش رهبری رهبر شهید
تجارب تاریخی نشان داده است که راهبری رهبر شهید در بیش از دو دهه گذشته درست بوده و تکیه ایران بر سیاست ایجاد شبکهای از متحدان منطقهای همراه با ادامه مسیر علمی، ایجاد زیرساختهای صنعتی قابل توجه و تکمیل زیرساختهای زیرزمینی موشکی، آمادگی قابل توجهی ایجاد کرده که در جنگ اخیر قابل مشاهده بود. ادامه این سیاست تا پیش از جنگ ۱۲ روزه نیز قابل تحسین است؛ چرا که کشور به رغم تحریمها هزینههای اساسی برای ساخت سلاح اتمی پرداخت نکرده بود، در حالی که با افزایش تهدیدها، اقدام به افزایش غنای اورانیوم تا ۶۰ درصد کرده بود و به صورت عملی (تحت راهبری رهبر شهید) آستانه هستهای لازم برای ساخت سریع بمب را حفظ کرده بود. پس از جنگ ۱۲ روزه نیز کشور با قطع دسترسی بازرسان آژانس به تاسیسات حساس فردو و نطنز، به سمت ایجاد ابهام هستهای حرکت کرد و تاسیسات کوه کلنگ امروز مهمترین ضلع سیاست ابهام هستهای ایران محسوب میشود. لازم است توجه کنیم که تغییر دکترین هستهای و حرکت به سمت ساخت سلاح، علاوه بر اینکه به یک مطالبه اجتماعی تبدیل شده، به دلیل منطقی و عقلانی بودن آن است؛ چرا که کشور تقریبا تمامی هزینههای ممکن و حتی بیشتر را پرداخت کرده و همچنان سایه جنگ بر کشور سنگینی میکند. در واقع، این سیاست درست رهبر شهید انقلاب بود که فرصت لازم را برای کشور فراهم کرد و اکنون با توجه به تغییر شرایط، باید متناسب با شرایط جدید بازبینی شود و کشور احتمالاً به سمت اتخاذ سیاستی جدید حرکت خواهد کرد. باید توجه داشت که توانایی و ظرفیت ایران برای تغییر دکترین هستهای امروز حاصل تدبیر و رهبری شهدای دفاع و امنیت کشور و در رأس همه، رهبری حکیمانه رهبر شهید انقلاب است. بر خلاف برخی اظهارنظرها در برخی تریبونها، ایجاد تغییر در دکترین هستهای نه تنها در تضاد با تدبیر و رهبری رهبر شهید نیست، بلکه حرکت در مسیری است که خود ایشان آن را ترسیم کرده بودند.
