گفتگوی داغ با ژیلا صادقی درباره حرف‌های جنجالی لاله مرزبان: چرا قیمه‌ها را در ماست‌ها می‌ریزید؟!
گفتگوی داغ با ژیلا صادقی درباره حرف‌های جنجالی لاله مرزبان: چرا قیمه‌ها را در ماست‌ها می‌ریزید؟!



6عصر؛ محسن سلیمانی فاخر – واکنش ژیلا صادقی به اظهارات لاله مرزبان در جشنواره ونیز، فارغ از اینکه با گفته‌های هر یک موافق باشیم یا مخالف، مسئله‌ای مهم‌تر را پیش روی ما قرار می‌دهد؛ چالشی که این روزها در فضای عمومی جامعه بیش از پیش دیده می‌شود: عادت ما به قرار دادن مسائل در مقابل هم و تقسیم مردم به دو دسته کاملاً جدا.

لاله مرزبان درباره زنان و آزادی صحبت کرده و ژیلا صادقی در واکنش، پرسش‌هایی درباره جنگ، قربانیان آن و کودکان میناب مطرح کرده است. اما چرا باید صحبت درباره آزادی زنان به معنای نادیده گرفتن جنگ تلقی شود؟ یا چرا مطرح کردن موضوع قربانیان جنگ باید در تضاد با زنان قرار گیرد؟

آیا نمی‌شود همزمان درباره زن ایرانی، آزادی، جنگ، کودکان قربانی و رنج مردم صحبت کرد؟

مشکل دقیقا از جایی شروع می‌شود که هر فرد تنها بخشی از واقعیت را بیان می‌کند و بلافاصله از او انتظار داریم درباره تمامی واقعیت‌های دیگر هم پاسخگو باشد. سپس اگر موضوع مورد نظر ما را مطرح نکرد، او را متهم می‌کنیم که «نمی‌بیند»، «نمی‌فهمد» یا حتی «وطن‌فروش» است.

این منطق جامعه را به دو اردوگاه تقسیم می‌کند؛ اردوگاه‌هایی که در آن‌ها قرار نیست حرف‌های طرف مقابل شنیده شود، بلکه هدف اثبات اشتباه بودن طرف مقابل است.

در چنین فضایی حتی دردهای واقعی مردم به ابزاری برای منازعه تبدیل می‌شوند. زن ایرانی، کودک قربانی، جنگ، وطن و آزادی، به جای آنکه هر یک موضوع یک گفت‌وگوی جدی باشد، در برابر هم قرار می‌گیرند، که این همان خطر بزرگی است که باید نگرانش باشیم.

جامعه‌ای که نتواند چند درد را همزمان درک کند، ناچار یکی را به قیمت قربانی کردن دیگری انتخاب می‌کند. در حالی که مسائل اجتماعی رقیب یکدیگر نیستند. آزادی زن، امنیت کودک، رنج جنگ، کرامت انسانی و حق اعتراض، همه می‌توانند و باید به طور همزمان دغدغه جامعه باشند.

به جای اینکه از همدیگر بپرسیم «چرا درباره آن موضوع حرف نزدی؟»، بهتر است از خودمان بپرسیم چرا گفتن درباره یک مسئله باید به معنای سکوت درباره مسئله‌ای دیگر باشد؟

ما همین حالا با بحران، خشونت، بی‌اعتمادی و شکاف اجتماعی روبرو هستیم. خطر بزرگ‌تر آن است که خودمان به این شکاف دامن بزنیم و مردم را در مقابل هم قرار دهیم. پیش از آنکه نگران دشمنان جامعه باشیم، باید مراقب باشیم که خودمان جامعه را به دو نیم تقسیم نکنیم.

اما یک نکته خطاب به خانم صادقی وجود دارد: ملاک وطن‌فروشی را چه کسی تعیین می‌کند؟ آیا فقط به این دلیل که کسی درباره ایران، زنان یا آزادی سخنی گفته که با برداشت ما همخوان نیست، می‌توان او را «وطن‌فروش» نامید؟ وطن‌دوستی نه در انحصار یک فرد است و نه از روی ظاهر، پوشش یا نحوه بیان قابل سنجش است.

ممکن است فردی با ظاهر متفاوت و سخنانی که به مذاق ما خوش نمی‌آید، در عمل و باور بسیار بیشتر از کسی که مدام ادعای وطن‌دوستی دارد، ایران و مردمش را دوست داشته باشد. وطن‌دوستی یک عنوان شخصی و قابل مصادره نیست که کسی بتواند برای دیگران حکم صادر کند؛ اگر هر کس خود را معیار وطن‌دوستی بداند، نتیجه چیزی جز حذف دیگری و عمیق‌تر شدن شکاف میان مردم نخواهد بود.