همشهری: چند روز پیش، زن جوانی هنگامی که به خانهشان در یکی از محلههای تهران بازگشت، با صحنهای بسیار ترسناک مواجه شد. وسایل خانه بههمریخته بود، کمدها وارونه شده بودند و هیچ خبری از پسر و دختر نوجوانش نبود.

زن پر از وحشت شروع به جستجو در خانه کرد و در یکی از اتاقها پسر نوجوانش را یافت که دستها، پاها و دهانش با طناب بسته شده بود. دقایقی بعد، دختر نوجوان خانواده نیز در وضعیتی مشابه و در داخل حمام پیدا شد و از اسارت آزاد گردید.
زن جوان پس از نجات فرزندانش، بلافاصله با پلیس تماس گرفت و تیمی از مأموران به محل حادثه اعزام شدند.
ماموران قلابی
با حضور مأموران در خانه، فرزندان خانواده راز نقشه شوم دو مرد ناشناس را فاش کردند. پسر ۱۲ ساله به مأموران گفت: «چند ساعت پس از رفتن مادرم، زنگ آیفون به صدا درآمد. دو مرد پشت در بودند که ادعا کردند مأمور اداره آب و فاضلاب هستند. آنها گفتند که از طرف اداره گزارش شده کنتور خانه دچار مشکل فنی شده و نشتی شدید آب وجود دارد و باید فوراً لولهکشی داخل ساختمان بررسی شود تا خسارت نداشته باشیم. من و خواهر ۱۳ سالهام حرفهایشان را باور کردیم و در را باز کردیم، اما به محض ورود آنها به داخل، در را بستند و به سمت ما حمله کردند. آنها ما را کتک زدند و دهان و دست و پایمان را با طناب بستند. ابتدا گوشوارهها و طلاهای خواهرم را از دست و گوشش به زور گرفتند. سپس یکی از آنها بالای سرم آمد و با تهدید چاقو مجبورم کرد محل طلای مادرم را لو بدهم. من هم از ترس جان خود و خواهرم، محل نگهداری طلا و جواهرات را که داخل کمد دیواری و میان رختخوابها بود نشان دادم. هنوز مشغول جستوجوی خانه بودند که ناگهان زنگ خانه به صدا درآمد. آنها فهمیدند مادرم پشت در است و طلاها را برداشتند و از راهپله به سمت پشتبام فرار کردند.»
تعقیب و گریز روی پشتبام
در حین بازجویی از پسر نوجوان، مأموران متوجه شدند که یکی از سارقان توسط همسایهها دستگیر شده است. بررسیها نشان میداد که هنگام ورود مادر خانواده و سروصدای او، همسایهها متوجه فرار دو مرد غریبه از پشتبام شدهاند. آنها سارقین را تعقیب کردند و این تعقیب و گریز روی پشتبامهای خانههای اطراف ادامه یافت تا اینکه یکی از سارقان با پرشی از ارتفاع به داخل کوچه مجاور فرار کرد، ولی سارق دوم پس از پریدن به حیاط یکی از منازل اطراف، توسط مردم محاصره و دستگیر شد.
گول رفاقت را خوردم
متهم دستگیر شده مرد جوانی است که هیچ سابقه کیفری ندارد. او هنگام مواجهه با بازپرس شعبه سوم دادسرای ویژه سرقت، با ابراز پشیمانی پرده از پشتصحنه این سرقت خشن برداشت و طراح اصلی نقشه را معرفی کرد.
او در اعترافاتش گفت: «من و همدستم سعید به خاطر رفاقت وارد این مشکل شدیم. چند هفته پیش، دوستمان شهرام نزد ما آمد و از درد دلش گفت. او میگفت با همسرش اختلاف عمیقی دارد و زناش مهریه بسیار سنگینی را اجرا گذاشته است. شهرام میگفت توان پرداخت مهریه را ندارد و اگر پولی فراهم نکند، به زودی زندانی میشود و زندگیش نابود خواهد شد. سپس به من گفت باجناقی دارد که وضع مالی بسیار خوبی دارد و زنش مقدار زیادی طلا در خانه نگه میدارد. او از ما خواست طلاهای خواهرزنش را سرقت کنیم و وعده پاداش و دستمزد داد. من و سعید به خاطر رفاقت با شهرام وارد این ماجرا شدیم.»
متهم افزود: «شهرام آدرس دقیق خانه باجناقش را به ما داد. چند روز خانه را زیر نظر گرفتیم. روز حادثه مطمئن شدیم که باجناق و خواهرزنش خانه را ترک کردهاند. سپس با معرفی خودمان به عنوان مأمور آب وارد شدیم و پس از بستن دست و پای بچهها، طلاها را برداشتیم. اما رسیدن مادر همه چیز را خراب کرد. هنگام فرار، طلاها در دست دوستم بود که فرار کرد.»
دستنوشته عجیب
در حالی که بازپرس دستور دستگیری متهم فراری و شهرام، طراح نقشه سرقت را صادر کرده بود، روز پس از حادثه اتفاق عجیبی رخ داد. فردی ناشناس در تاریکی شب، کیسهای را به داخل حیاط خانه شاکی انداخت. داخل کیسه مقداری از طلاهای مسروقه همراه با دستنوشتهای بود. شهرام در این نامه اعتراف کرده و نوشته بود: «من فقط به مقداری از این طلاها برای حل بحران مهریه و گرفتاریام نیاز داشتم و بقیه را به شما برگرداندم. لطفاً دنبال من نگردید، چون دیگر هیچ اثری از من نخواهید یافت.»
با وجود بازگرداندن بخشی از اموال، تحقیقات برای یافتن محل مخفی متهمان فراری ادامه دارد و کارآگاهان پلیس با استفاده از سرنخهای به دست آمده به دنبال یافتن رد آنها هستند.
