6عصر: پس از حضور شروین حاجیپور در برنامه امیرحسین قیاسی و شکلگیری موج تازهای از حواشی، این بار خود قیاسی به یکی از محورهای اصلی بحث در فضای عمومی بدل شده است. مجریای که تا همین چند ماه پیش یکی از چهرههای موفق و پرمخاطب گفتوگوهای اینترنتی به شمار میرفت و در اوج محبوبیت قرار داشت، اکنون با انتقاداتی درباره کاهش کیفیت اجرا، دور شدن از مخاطبان و حتی مسیر شهرتش مواجه شده است. سؤال این است که چه رخ داده که تصویری که قبلاً از قیاسی در ذهن بخشی از مخاطبان شکل گرفته بود، اکنون به این حد دگرگون شده است؟

در تابستان سال گذشته، بهویژه پس از جنگ دوازدهروزه، قیاسی در یکی از اوجهای محبوبیت خود قرار داشت. او با همان لحن شوخطبعانه و سبک منحصربهفرد گفتوگوهایش توانسته بود توجه گستردهای از مخاطبان را به خود جلب کند. اما به مرور و با اجرای برنامههای مختلف، بهرهگیری از سناریوهای متفاوت و همکاری با اسپانسرهای گوناگون، به نظر میرسد آن تازگی و کیفیت اولیه، حداقل از دیدگاه بخشی از مخاطبان، رنگ باخته است. برنامه جدید او برای برخی یادآور همان فضای تابستان ۱۴۰۴ است؛ با این تفاوت که این بار مخاطب با ذهنیتی متفاوت به سراغش میرود و توقعاتش نیز تغییر کردهاند.
این تغییر در فضای عمومی را حتی میتوان در مقایسههایی که کاربران میان مجریان گفتوگوهای اینترنتی انجام میدهند، مشاهده کرد. اگر تا یک سال پیش قیاسی در برخی نظرسنجیها و بحثهای مجازی جایگاه بالاتری نسبت به ابوطالب داشت، اکنون به نظر میرسد هر دو برای حفظ آن میزان توجه و محبوبیت سابق با چالشهایی روبهرو هستند. البته بدون آمار دقیق و نظرسنجیهای معتبر نمیتوان درباره میزان افت محبوبیت آنها حکم قطعی صادر کرد، اما حجم انتقادها نشان میدهد که دستکم بخشی از مخاطبان دیگر مثل قبل با آثار قیاسی همراه نیستند.
همزمان با این انتقادها، پرسش دیگری نیز در میان کاربران مطرح شده است: چگونه مجریای که فعالیت خود را با برنامهای کمنام و نشان در پلتفرمهای اینترنتی آغاز کرد، در مدت کوتاهی توانست با چهرههایی مانند مهران مدیری و محمدرضا گلزار مصاحبه کند؟ این سؤال لزوماً دلالت بر وجود مسئلهای پشت پرده ندارد، اما نشان میدهد مسیر پیشرفت قیاسی برای بخشی از مخاطبان همچنان موضوعی کنجکاویبرانگیز است و آنها میخواهند بدانند چه عوامل و شرایطی چنین جهشی را فراهم کرده است.

در این میان، چند نقد مشخص بیش از سایر موارد تکرار میشود. نخست، حضور پرشمار قیاسی در برنامههای مختلف و این تصور که او بیش از حد از سرمایه اجتماعی خود بهره میبرد. دوم، این برداشت که در بعضی اجراها، توجه به ملاحظات تجاری و روابط حرفهای بیش از ارتباط طبیعی با مخاطب برجسته شده است. و سوم، پرسشی درباره دسترسی او به چهرههای مشهور؛ اینکه چه دلایلی سبب شده این مجری در زمان نسبتاً کوتاهی بتواند با چنین طیف گستردهای از مهمانان گفتوگو کند.
شاید آنچه اکنون برای قیاسی رخ داده، بخشی از تغییر کلی رابطه مخاطب با چهرههای اینترنتی باشد. روزگاری حضور یک مهمان مشهور به تنهایی کافی بود تا یک برنامه دیده شود و مجری نیز از اعتبار همان گفتوگو بهرهمند گردد؛ اما اکنون مخاطب خود را در موقعیتی میبیند که میتواند هم مهمان را نقد کند، هم مجری را و حتی درباره چرایی محبوبیتشان سؤال بپرسد. ماجرای شروین حاجیپور نیز در این فضای جدید از یک گفتوگوی معمولی فراتر رفت و نگاهها را به سمت خود قیاسی بازگرداند. حالا باید دید این موج انتقاد، صرفاً واکنشی گذرا به یک برنامه خاص و حواشی آن است یا نشانهای از تغییر عمیقتر در نگاه مخاطبان به مجریای که تا همین اواخر با استقبال فراوان روبهرو بود.
